تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان بود و نبود | ف.سین کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1314 ناظر: NOSHIN نام رمان: بود و نبود نام نويسنده: ف.سين ژانر: اجتماعي، عاشقانه، تراژدي خلاصه: گاهی می شود بودن شخصی، هرچند اشتباه، هرچند بي احساس، همچون جرقه اي باشد كه زندگی ات... لطفا ورودیا عضویت جهت نمایش مطالب سایت.
  • رمان نقاش مزاحم | mahsaaa کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1346 ناظر: *AFSOON* ................................... نام رمان:نقاش مزاحم ژانر:طنز،اجتماعی،عاشقانه نویسنده:mahsaaa جلد:اول (این رمان دو جلده هست) خلاصه رمان:توی این داستان دختری مغرور و خشک...پسری شیطون و شاد داریم.. مهراد توی بازی جرعت و حقیقت،؛ جرعت رو انتخاب میکنه و یکی از دوستاش بهش میگه باید مزاحم دختری به نام رائیکا بشه...زیاد توضیح نمیدم حالا […]
  • رمان استیج | رویا نظافت کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1427 ناظر: *AFSOON* نام رمان:استیج نویسنده:رویا نظافت ژانر:عاشقانه،طنز پایان:خوش خلاصه:ستاره ها همیشع دورند. گاهی فقط باید با نگاه لمسشان کرد...گاهی با قلب و گاهی با عشق... دختری از جنس باران به پاکی بهار قلبش ستاره ای را لمس میکند... ستاره ای که روحش را جسمش را به تاراج برده است... قلب دختر در […]
  • رمان عشق مبارز من | مریم سالاری کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1340 ناظر: *AFSOON* اسم رمان: عشق مبارز من ژانر: عاشقانه، ورزشی نویسنده: مریم سالاری خلاصه: ارمیتا دختری کیوکشین کار و بسیار شاد که مرگ پدر و مادرش باعث افسردگی او می شود، اما در یکی از مسابقات جهانی اتفاقی برای او رخ می دهد که روند زندگی اش را دچار تغییر میکند و...
  • رمان مار ماهی | nazy.8 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1347 ناظر رمان:NOSHIN نام رمان: مارماهی نام نویسنده: nazy.8 ژانر: پلیسی/اجتماعی و کمی طنز خلاصه رمان :رمان درباره نفوذ دختری به یه باند هست ...این باند کار های مختلفی انجام میده از جمله ترور شخصیت ها و فروش مواد مخدر و... سیا و عرفان که دو تا از مهم ترین اعضای باند هستن غیبشون […]

دانلود داستان کوتاه چشم انتظار اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 1,418 بازدید
0 نظر
PARISA
۲۳ بهمن, ۱۳۹۶

دانلود داستان کوتاه چشم انتظار

 

دانلود داستان کوتاه چشم انتظار اختصاصی یک رمان

 

از پنجره به بیرون نگاه کردم.همه با فرزندان و آشنایانشون در حال صحبت بودند!بعضی‌ها هم مثل من تنها!اما به این ایمان دارم که آخر یک روز فرهاد و فریبا به دیدنم می‌آیند.ولی قلبم به من نهیب می‌زند که اگر قرار بود آن‌ها به دیدنت بیایند یا حتی تماسی بگیرند در این ۵سال انجام می‌دادند.

ادامه / دانلود



IRAN