تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان پرنسس درد | __PARI__ کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1568 ناظر رمان:سیده پریا حسینی اسم رمان: پرنسس درد نویسنده:پرنیا فخار ژانر:تراژدی، عاشقانه خلاصه: آیسان،دختری بلند پرواز است. اما شرایط زندگی اش برای رسیدن به اهدافش محیا نیست.او در پی ساختن زندگی بهتر است. دختری است که در سن پایین بچگی نکرد،ناز نیاورد.تمام وجودش غرق در رسیدن به اهدافش بود. تنها راهی که از […]
  • رمان جادوگر نادان | سیدمظفر حسینی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1429 ناظر: PaRIsA-R به نام خدا​نام رمان:جادوگرنادان نام نویسنده:سیدمظفر حسینی ژانر:ماجراجویی،ترسناک،تخیلی خلاصه رمان: جهان در حال نابودیست،حمله شیاطین به انسان ها،چگونه باید جلویشان را گرفت،فقط یک نفر می تواند،کسی که معروف است به جادوگر نادان. تاپیک نقد:نقد رمان جادوگر نادان
  • رمان سرزمین نا شناخته | .ℳelissa. کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1376 ناظر: ..~atena~.. نام : سرزمین ناشناخته نویسنده: .ℳelissa. ژانر: ماجرا جویی و تخیلی خلاصه: داستان در مورد دو شخص در دو نقطه متفاوت زمین میگه که هر دو در یک روز وارد یک سرزمین دیگه میشند و با این اتفاق زندگیشون کاملا عوض میشه
  • رمان سیاه مثل سفید | مبینا ن - ی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1428 ناظر: cinder بنام خدا نام رمان:سیاه مثل سفید نام نویسنده:مبینا ن - ی ژانر:ترسناک،تخیلی خلاصه: تمام ما انسان هستیم. انسان هایی هستیم که روز به روز یکی دیگر از صفحات زندگیمان را ورق میزنیم و زندگی می کنیم. اما در این میان،دختری پیدا می شود که صفحات دفتر سرنوشتش با بقیه فرق […]
  • رمان راه نرفته | mahdiye.ahm کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1370 ناظر رمان: ..~atena~.. نام اثر:راه نرفته نویسنده:مهدیه احمدی ژانر:عاشقانه.اجتماعی خلاصه:نگرانی بیش از حد باعث اذیت خودش میشد خوب دیگه وقتی تصمیم میگره رشته تحصیلی خودشو بزاره کنار و به کار دیگه ای که هیچ درآمدی نداره تازه باید جاهایی هم از جیب خودش خرج کند بپردازد خستگی زیادی داره اما..... وقتی عاشق این […]

دانلود رمان زود قضاوت نکن

بازدیدها: 7,813 بازدید
0 نظر
REZA_M
۲۳ بهمن, ۱۳۹۵

دانلود رمان زود قضاوت نکن

دانلود رمان زود قضاوت نکن

دانلود رمان زود قضاوت نکن

نویسنده:Mastaneh77

بی‌هدف زود قضاوت نکن تو خیابون قدم میزنم صدای بابا تو گوشم می‌پیچه و حالم را بدتر می‌کند «برو هر وقت مرد شدی برگرد، من یه پسر عیاش و خوشگذران نمیخوام». رمان

ازوقتی یادم می‌آید همین بودم: زندگی‌ام همش خوشگذرونی و تفریح بوده و غیر از چند سال

دانشگاه که اونم از صدقه سری رادین بود منم یه ذره‌ لای کتابامو باز می‌کردم. رادین دوست

دوران دانشگاهم بود اصلاً تو خط کارهای من و دوستام نبود. امل و خشکه مقدس نبود ولی به

شدت از دخترا و رابطه با اونا دوری می‌کرد. پدرش تاجر چرم بود یه کارگاه بزرگ کیف و کفش

چرم مرغوب هم داشت ولی وقتی رادین ۱۱ سالش بوده از مادر رادین جدا می‌شود چون  رمان

ادامه / دانلود



IRAN