دنباله دار تفکرات مسخره‌ی بچگی:/

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع فآطي
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 13
  • بازدیدها بازدیدها 573
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

فآطي

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
16/6/20
ارسالی‌ها
1,383
پسندها
6,225
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • #1
هممون تو بچگی فکرایی مثل (بچه‌ها رو لک‌لکا میارن) یا غیره داشتیم.
عجیب‌ترین فکری که بچگی داشتین رو بگین.

خودم که تباه‌تر از قضیه‌ی لک‌لک‌ها، فک می‌کردم کلا زنا بزرگ بشن خود به خود به تنهایی باردار میشن :219: :219: :219: :219:

 

R.SHAHRAKI❁

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
25/6/20
ارسالی‌ها
10,137
پسندها
19,959
امتیازها
78,373
  • #2
:219: فکر میکردم هرکی چاقه بچه داره
هرکی وقتی بدنیا میاد داخله شکمش بچست بعد ازدواج که میکنه مرده یه ورد میخونه بچه بدنیا میاد
یه موقعه میگفتم اونایی که لاغرن بچه‌ی بدبخت اونجا خفه میشه
 

Mahsa_rad

نویسنده ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/4/20
ارسالی‌ها
3,524
پسندها
64,874
امتیازها
74,373
  • #3
فک میکردم برام لباس عروس نمی‌خرن نمی‌خوان شوهرم بدن
زاااار زااااااار گریه میکردم :mellowsmiley:
الان میگن سنت زیاد شده زااااار زااااار گریه میکنم:973:
 
آخرین ویرایش

_sara_

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
3/12/20
ارسالی‌ها
85
پسندها
2,433
امتیازها
13,713
  • #4
فک میکردم برام لباس عروسنمیخرن نمیخوان شوهرم بدن
زاااار زااااااار گریه میکردم :mellowsmiley:
الان میگن سنت زیاد شده زااااار زااااار گریه میکنم:973:
من لباس عروس خیلی دوست داشتم. لباس لاکچری بچگی هامون لباس عروس بود. :408:
 

sara kheirabadi

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
757
پسندها
6,413
امتیازها
22,873
  • #5
هرکی باربی داره باکلاس ترین ادم دنیاست :648314-d18ae5246291866d416d447f52bdf0bf:خصوصا اون باربی جدیدا که بچه تو شیکمشون موجود بود:466:وقتیم برام خریدن احساس میکردم بال درآوردمو دارم تو آسمون پرواز میکنم:610595-f4fee7d8018d2f5ca10c2e5d7cc88678:خاله شادونم تو خاطرات کودکیم انسان خفنی بود ولی وقتی یاد کارای مسخرش میوفتم اشک تو چشمام حلقه میزنه میگم آه خدا:108::85: یکی کمک کنه
 

VAN

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
22/8/20
ارسالی‌ها
205
پسندها
4,302
امتیازها
21,973
سن
26
  • #6
من صبح تا شب توپ رو شوت می‌کردم این ور اون ور تا مثل سوباسا توپم پرواز کنه
 

Zandix

مدیر بازنشسته + عکاس انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/10/19
ارسالی‌ها
490
پسندها
3,171
امتیازها
17,083
  • #7
همه تفکراتم مزخرف و مسخره بوده:/
 

^MiushaW.GM

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/6/20
ارسالی‌ها
1,087
پسندها
20,516
امتیازها
46,373
سن
19
  • #8
زیبای خفته:)
می‌خواستم خودم و با چاقو بکشم رو تختم موهامم افشون میکردم
شاهزاده سوار بر اسب سفیدم بیاد با یه ماچ از مرگ نجاتم بده/:
بدبختی تا کجااااااا
کو اون بقال سوار بر سوسک سیا
:458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9::458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d::458197-2957073dbb04d8c502894c2c04b6bf9e:
 

سحخقف

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
24/1/21
ارسالی‌ها
0
پسندها
1
امتیازها
0
  • #9
هممون تو بچگی فکرایی مثل (بچه‌ها رو لک‌لکا میارن) یا غیره داشتیم.
عجیب‌ترین فکری که بچگی داشتین رو بگین.

خودم که تباه‌تر از قضیه‌ی لک‌لک‌ها، فک می‌کردم کلا زنا بزرگ بشن خود به خود به تنهایی باردار میشن :219: :219: :219: :219:

نگهداری سالمند

پرستاری سالمند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Sara_D

مدیر بازنشسته‌ی کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/5/20
ارسالی‌ها
1,316
پسندها
16,778
امتیازها
39,073
  • #10
اگه یه روز مامان و بابام رو گم کنم، یه زنه، من رو می‌دزده و کلیه و قلب و کبد و... رو ازم می‌گیره و می‌کشتم:/
من تا دو سال پیش کابوس این موضوع رو داشتم! :mellowsmiley:
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا