مصاحبه‌ افتخاری مصاحبه با سرکار خانم غزل نارویی | انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع A.TAVAKOLI❁
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 617
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

A.TAVAKOLI❁

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/18
ارسالی‌ها
5,123
پسندها
98,541
امتیازها
80,684
مصاحبه با سرکار خانم غزل نارویی

خالق آثاری چون:

اشک عشق آتشین
هوایی هوایت زمینی
آیین آفرودیت
فرنوه
آئورا
سوداد

324931
 
آخرین ویرایش
امضا : A.TAVAKOLI❁

A.TAVAKOLI❁

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/18
ارسالی‌ها
5,123
پسندها
98,541
امتیازها
80,684
مصاحبه با نویسنده افتخاری غزل نارویی


سلام.


میشه یک بیوگرافی کوتاه از خودتون بدید؟
من غزل نارویی متولد شهریور 84 هستم. درحال حاضر محصلم و گاهی می‌نویسم.

از چند سالگی دست به قلم شدید؟
از وقتی که یادم میاد به اینکه داستان بگم و خیال‌بافی کنم علاقه داشتم.

اطرافیان از بچگی من تعریف می‌کنند که هر روز خیال‌بافی می‌کردم و راجب کارهای نکرده بودم داستان می‌ساختم.
بزرگ‌تر که شدم نقاشی‌هام رو پشت سرهم می‌کشیدم و بعد روشون دیالوگ می‌ذاشتم که حالت انیمیشن پیدا کنه؛ برای هر کدوم از این فیلمای بچه‌گانه شاید گاهی هزارتا نقاشی کشیده باشم که کنار هم متحرک بشه.

بعد هم رمان‌هایی که بیشتر الان به درد خنده می‌خورند رو توی دفترهای باقی‌مانده از سال تحصیلی جا می‌دادم وتا الان نوشتن رو کنار نگذاشتم.


نام آثارتون رو بگین؟
اشک عشق آتشین اولین رمانم بود و فروشی شد.

هوایی هوایت زمینی دومین رمان بنده هست که متأسفانه زمانی که رو به پایان بود و باید آخرین پست‌هاش رو می‌ذاشتم حس کردم دیگه با اعتقاداتم جور نیست وبا خودم گفتم چرا چیزی که خودم بهش ایمان ندارم رو نشر بدم؟
درضمن اینکه ژانرش اجتماعی بود و من توی این ژانر ضعف دارم.
آیین آفرودیت سومین بچه منه؛ قراره به زودی چاپ بشه و این خیلی خوشحال کننده‌ست.

فرنوه و آئورا و سوداد هم درحال تایپ هستند که اولویت با آئورا و سوداد هست.


از کدوم اثار راضی هستید؟
من از آیین آفرودیت و آئورا فعلاً راضی هستم. برای بقیه رمان‌هام برنامه بازنویسی گذاشتم که با یک پیرنگ قوی‌تر فرنوه و سوداد رو ویرایش و رمان اولم، اشک عشق آتشین رو حتماً بازنوسی بکنم تا به سطح مطلوب و ایده‌آلم برسه.

اگر قرار باشه یکی از اثارتون رو به عنوان بهترین اثر انتخاب کنید کدومه؟
دوست دارم سوداد بهترین باشه چون روی موضوعش خیلی تحقیق کردم و یکی از رویاهای دست‌نیافتنیمه؛ اما درحال حاضر آیین آفرودیت فکر می‌کنم بهترین باشه.
دوست داشتنی‌ترین اثرم ولی اشک عشق آتشینه، سوای پردازش افتضاح و قلم خامی که داشتم موضوعش خیلی برام خوشاینده.

چیشد که به نویسنگی علاقه مند شدین؟
حس می‌کنم همیشه تو وجودم بود و زمان خاصی نیست.


به چه ژانری علاقه مند هستید؟
برای مطالعه، هیچ فرقی نمی‌کنه. فقط این برام مهمه که قلم نویسنده سنگین نباشه و توی هر پاراگراف از واژه‌های ثقیل و غیرقابل درک استفاده نشده باشه. احساسات توی نقطه اوج نسبت باقی قسمت‌های رمان پررنگ‌تر جلوه کنه؛ همین برای مطالعه کافیه.

اما برای نوشتن، من ژانر فانتزی، علمی_تخیلی و معمایی درآخر هم تراژدی روترجیح میدم.
نوشتن این چند تا ژانری که گفتم برای من خیلی ساده‌ست و زمانی که می‌خوام پیرنگ یک رمان رو روی کاغذ بریزم تمام اتفاقات خود به خود پشت سرهم میان وقفل قلمی درکار نیست.

دوبار اجتماعی رو امتحان کردم، هردوبار به بن‌بست خوردم البته یک بار هم رمانی به نام فوریه به معنای پاک‌سازی رو توی ژانر جنایی همراه یکی از دوستانم استارت زدم که اون هم شکست خورد.



شخصیت های رماناتون برگرفته از چه اشخاصی هستن؟
تا جایی که ممکنه سعی نمی‌کنم که ازاطرافیانم برای ساخت شناسنامه کارکترهام الگو برداری کنم؛ هرچند شاید در آینده نه چندان دور وقتی به مشکل خوردم این‌کار رو انجام بدم منتها درحد الهام گرفتنه.

کارکترهای من غیر از شایان و آرام، آدرین(برهان) و آیسو، بقیه همه حالت فراواقع‌گرایی دارن و سورئال هستند.
من سعی می‌کنم کارکترهای رمانم یک یا دو ویژگی رو در کنار لایه‌های شخصیتیشون به صورت خیلی پررنگ و افراطی داشته باشند. این بهم کمک می‌کنه تا برای پیرنگ گره‌های جدیدی ایجاد کنم، چون شخصیت‌های اینجوری بیشتر از بقیه دردسر درست می‌کنند و البته تعلیق و جذابیت داستان بیشتر میشه.



به رمان هاتون از ۱تا ۱۰ چند میدین ؟
اگه بخوام سطح رمانم رو با بقیه بسنجم باید بهش بیست و پنج صدم بدم؛ ولی این‌کار رو نمی‌کنم.

هنوز برای اینکه بتونم من هم یک‌فانتزی‌نویس معرکه بشم خیلی جای کار هست.
منتها در سطح خودم من هشت میدم.
از نظر من همین‌که به خودت باور داشته باشی و هرگز دست از تلاش نکشی، آثارت رو دوست داشته باشی و برای بهتر شدن تلاش کنی نصف امتیاز رو گرفتی.



به نظرتون سن مناسب نویسندگی در چند سالگی هست؟
از هر زمانی که یک نفر احساس کنه دوست داره بنویسه، سن مناسبی هست.

من بعضی اوقات دیدم که به مسخره می‌گیرند نویسنده‌های جوان رو . گاهی هم به آدم‌های سالخورده ایراد می‌گیرند و میگن نوشتن واسه شماها نیست؛ اما بألاخره هرکسی از یه جایی شروع کرده درسته؟ اثر اول هیچ کسی بی‌نقص و بی‌عیت نیست، یک نفر باید انقدر تلاش کنه تا بتونه به سطح مطلوب برسه و تجربه کست کنه. ما مانع تجربه کسب کردن تازه‌کارها نشیم.
البته نمیشه اسم همه رو نویسنده گذاشت؛ ولی شروع مهم نیست.


برای رمان هاتون تحقیق می کنین؟
بله؛ قطعاً تحقیق می‌کنم. برای همه رمان‌هام تحقیقاتی انجام دادم در زمینه خودشون. منتها برای فرنوه و سوداد خیلی بیشتر تحقیق کردم.

چقدر زمان صرف تحقیق میکنین؟
فرنوه چهار ماه تحقیق و سوداد رو تقریباً از وقتی که نویسندگی رو شروع کردم دوست داشتم بنویسم. تحقیقاتم مختص زمان خاص نمیشه این اطلاعات رو از فضا و... در طی چند سال به دست آوردم چون بهش علاقه دارم. یک کتاب به اسم پاسخ‌های مختصر به پرسش‌های بزرگ، بهم خیلی کمک کرد که بهتر این مسئله رو درک کنم.


به مطالعه علاقه مند هستین؟چقدر؟
خیلی زیاد؛ فعلاً سعادت این رو ندارم که زیاد کتاب بخونم ولی یکی از آرزوهام اینه که یک کتابخونه بزرگ داشته باشم و فقط بخونم و بنویسم.


طرفدار قلم کدوم نویسنده مجازی هستین؟
نویسنده برام مهم نیست؛ ممکنه اثر اول و دوم یک نویسنده زمین تا آسمون متفاوت باشه. مثل خودم که من الان خواننده‌های هرکدوم از رمان‌هام متفاوت هستند.


ایده های رمانتون از کجا سرچشمه میگیره؟
من همیشه ایده‌هام رو خواب می‌بینم یا چون آدم خیال‌پردازی هستم و برای هر حرفی یک داستان می‌سازم، از آهنگ ایده می‌گیرم.

مثلاً من خواب دیدم که یک نفر به خاطر خ**یا*نت مجبور میشه تاابد یه جایی بمونه و بعد ایده آفرودیت به ذهنم رسید، می‌دونم خیلی بی‌ربطه ولی از همین شروع شد.
خواب دیدم که دو نفر با دروغ به یه جایی رسیدن و توی چشم‌هاشون یه ستاره وجود داره. حالا هم دارم آئورا رو می‌نویسم.
ایده اشک عشق آتشین و فرنوه رو هم وقتی موسیقی گوش می‌کردم به ذهنم رسید.



از چه کسانی برای پیشرفت قلمتون کمک گرفتین؟
من مدیون تمام کسایی هستم که آثارم رو خوندند و نقد کردند. به همشون مدیون هستم. اگر نقد نبود من این‌جا نبودم و همینقدر هم پیشرفت نمی‌کردم.

یک نکته دیگه که باعث پیشرفت من شد این بود که دلم نمی‌خواست خسیس باشم. دوست داشتم هرچی یاد گرفتم رو به نویسنده‌ها یاد بدم. من شخص خاصی نیستم؛ اما وقتی به یک تجربه‌ای رسیدم وظیفمه به بقیه نویسنده‌ها کمک کنم چون حس منتقدی در وجودم هست.

اولین رمانی که خوندین؟
اولین رمانی که خوندم مجازی بود و سطح خیلی پایینی داشت. بعد از اون چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم اولین رمانم بود که پایانش خیلی اذیتم کرد و یه جوری دوست دارم پایان همه رمان‌هام انقدر آزار دهنده باشه.


کدوم شخصیت رمان هاتون رو دوست دارین؟چرا؟
اسکار رو خیلی دوست دارم. اسکار یک شخصیت آزاد و رهاست که خودش رو باور داره. براش حرف مردم مهم نیست، تیپ و قیافه‌ش خیلی منحصر به فرد و جذابه.

به نظرم اینکه یک آدم با تمام تفاوت‌هایی که داره بتونه خودشو بپذیره خیلی جذابه، تلاش می‌کنم که شبیه اون باشم.
یک دلقکی که مردم رو به گریه می‌ندازه و واقعاً دوست داشتنیه!
گبریل توی رمان جدیدم رو هم دوست دارم چون منحصر به فرده



از چند سالگی نویسندگی رو شروع کردید؟
از دوازده سالگی

نویسندگی اولویت چندم رو تو زندگیتون داره؟
برای اینکه بتونم به شغل ایده‌آل خودم برسم و بتونم زندگی مرفه داشته باشم تا با خیال راحت بنویسم مجبورم نویسندگی رو بذارم اولویت دوم یا سوم البته فعلاً.
اول از همه درس مهمه برام و شغل.


سخترین چالشی که تو نویسنگی داشتین؟
من با چالش‌های زیادی رو‌به‌رو شدم که البته شاید برای بقیه نویسنده‌های خوب، هیچ باشه؛ ولی در نوع خودم و برای سبک خودم خیلی آزار دهنده بود.

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هام مربوط می‌شد به آرزوی چاپ. چطور رمان‌هام تبدیل به یک کتاب بشن و ورق بزنمشون؟ خب نشرها متاسفانه باید رمان حتماً طبق سیاسیت‌هاشون باشه مثلا فانتزی کمتر انتشاراتی هست که چاپ کنه اونم خیلی خیلی سخت می‌گیرند و واقعاً اگر مکملش عاشقانه نباشه و یه سری ویژگی‌های دیگه رو شامل بشه که میشه قوز بالای قوز.
بین دوراهی "چیزی رو بنویسم که خودم می‌خوام" و "چیزی رو بنویسم که بقیه می‌خوان؟" گیر کردم.
خداروشکر من دوستان زیادی دارم که علاوه بر حرف‌های اون‌ها، با احساس خودم کنار اومدم و موقعی که آفرودیت داشت خاک می‌خورد ادامه‌ش دادم.
و نتیجه گرفتم که هرکسی در نوع خودش می‌تونه بهترین باشه من اگه نمی‌خوام اجتماعی بنویسم پس مجبور نیستم این‌کار رو انجام بدم. اگر بخوام پایان رمانم خاص باشه نباید سبکم رو عوض کنم.



قلمتون چقدر پیشرفت کرده؟
از زمانی که شروع به نوشتن کردم خیلی تغییر توی خودم احساس می‌کنم و این‌که می‌بینم روز به روز بهتر میشم باعث خوشحالیمه.

یه موقعی بود که حس می‌کردم همه چیز بلدم و دیگه سلطان نقدم؛ اما نه اینجوری نیست. هرکس حس می‌کنه همه چیز می‌دونه خیلی زود می‌‍فهمه هیچی نمی‌دونه. روز به روز چیزهایی که قبلاً گفتم رو تصحیح می‌کنم.
مثلاً من قبلاً با خودم این تفکر رو داشتم که چون یک رمان از نظر نقد فلان کارو نکرده پس رمانش افتضاحه، نه چنین چیزی نیست نقد انقدر مسخره و الکی نیست که فقط شامل یک سری ارتباطات الکی ژانر با یه سری عوامل نه چندان تاثیر گذار توی روند باشه.
نقد فراتر از این‌هاست... . و هنوز باید خیلی خیلی زیاد مطالعه کنم.



فیلم یا رمان؟
رمان، چون فیلم صحنه‌ایه که کارگردان و بازیگرها انتخاب کردن ببینیم اما رمان یک سری توصیفات هست که تخیل خود ما رو پرورش میده.

یک نصیحت به نویسندگان تازه کار؟
کسایی که رمان اولتونه، اگر تگ نگرفتید ناامید نشید. اگر نقد گرفتید رمان رو کنار نذارید و هرگز تسلیم نشید! دوستانی که میان بهتون میگن کارتون بی‌نقصه دوستتون نیستند؛ چون کار هیچ کسی بی‌نقص نیست. کسی که بهتون نقد "اصولی" میده درواقع اون فرد هست که قصد کمک به شما رو داره پس سعی کنید با ویرایش و تلاش و تحقیق تجربه کسب کنید.

حتی خوندن و تحقیق به تنهایی بهتون کمک بزرگی نمی‌کنه، تا وقتی تجربه نکنید. تجربه مهمه خیلی مهم! نترسید و بنویسید. سبک خودتون رو تغییر ندید، به خاطر نداشتن خواننده جا نزنید.
اگر یک نفر یه مشکلی رو بهتون میگه سرچشمشو پیدا کنید و سعی داشته باشید که بهترین بشید.
به تگ سطح پایین قانع نباشید، هرچقدر بلندپروازتر فکر کنید، موفق‌تر هم خواهید شد.
شخصیت‌ها بی‌نقص نیستند. این نقصه که یک کارکتر رو کامل می‌کنه. پیرنگ و پردازش یک ایده خیلی مهمه قبل از نوشتن به پیرنگ اهمیت بدید تا بعد دچار مشکل نشید.



حرف اخر:
امیدوارم به نویسنده‌ها بهای بیشتری داده بشه و روزی برسه که ژانرهای خاص هم مثل رمان‌های عامه پسند ارزشمند شمرده بشن و انقدر بی‌ارزش تلقی نشن، به فانتزی نویس، علمی_تخیلی نویس لقب داستان کودک نویس رو ندن.
در آخر تشکر از شما و دوستان.


با تشکر از غزل عزیز

بابت این مصاحبه زیبا
 
امضا : A.TAVAKOLI❁

ANAM CARA

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,141
پسندها
29,353
امتیازها
57,373
سن
21
با تشکر از مصاحبه شما نویسنده عزیز
برای جلوگیری از ارسال پست اسپم تاپیک قفل شد
با تشکر
تیمِ مدیریت کتاب
:rose::rose::rose:
 
امضا : ANAM CARA
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا