قمر
نو ورود
- تاریخ ثبتنام
- 17/9/19
- ارسالیها
- 8,476
- پسندها
- 59,905
- امتیازها
- 96,873
تهران-ایرنا- «هیچ» در دستان پرویز تناولی حجم گرفت و در سرزمین خیام متولد شد تا در دیالكتیك مرگ و زندگی، دم غنیمت شمردن را مقابل با نهیلیسم فلسفه جدید قرار دهد.
هیچ در فلسفه جدید غرب و در فلسفه شرق و عرفان اسلامی به دو مفهوم كاملا متضاد منتهی میشود؛ هیچ در فلسفه جدید به معنی نیستی است و در عرفان شرق معنی عطش و تمنا برای كشف حقیقت به خود میگیرد.
در شعر خیام هیچ و بیهودگی در نتیجه هر چه باشد، به سوی حقیقت سوق داده میشود و نسبتی با نهیلیسم ندارد و دلبستگی خیام به زندگی و ترس از مرگ، هستی و نیستی را با یك پیوند به معنا میرساند.
تناقضهای زیاد در اشعار خیام همچون جبر و اختیار و مرگ و زندگی را نمیتوان فهمید و مگر آنكه آنرا رویكردی دیالكتیكی تلقی كنیم تا بیهودگی و اشتیاق به زندگی در كنار یكدیگر مفهوم بگیرند.
به باور خیام اگر زندگی اندیشیده نشود، ارزش زیستن ندارد و پوچی مربوط به كیفیت زندگی است و نه كمیت آن؛ درحالی كه نهیلیسم با ایجاد ناتوانی معرفتشناسی، تخریب ارزشها و بیمعنایی دنیا پیامدهای نابودگری را رقم میزند.
در قرن بیستم بسیاری از هنرمندان، منتقدان و فیلسوفان در آثار خود به مضمونهای نهیلیستی پرداختهاند.
به گفته پرویز تناولی مجسمه «هیچ» از حاوی نهیلیسم نیست و ایده آن از باورهای عرفانی و دینی گرفته شده است و احتمالا شكلگیری ایده «هیچ» در ذهن تناولی به زمانی باز میگردد كه در آتلیه كبود در كنار دوستان و همفكران خود همچون حسین زنده رودی در پی ایجاد جریان هنری بودند، تا با ایجاد پیوند میان هنر مدرن و هنرهای سنتی و دینی، جای خود را در تاریخ هنر جهان تثبیت كنند.
تناولی پس از بازگشت از ایتالیا و تشكیل گروه «هنرمندان ایرانی» بود كه با الهام گرفتن از قفل، ابزار فولادی و طلسمات در بازارچههای شاه عبدالعظیم در كنار دیگر هنرمندان به شكلگیری مكتب سقاخانه كمك كرد.
چندین سال قبل از زمانی كه تناولی و همفكرانش در تالار قندریز پایههای فكری مكتب سقاخانه را بنیان گذاشتند، مارسل دوشان، نقاش و مجسمهساز فرانسوی یك پیشابگاه (سنگ توالت) را به عنوان یك اثر هنری معرفی كرده بود.
اندی وارهول نیز از بنیانگذاران هنر پاپ، پیرو تكثرگرایی در فلسفه پست مدرن خط تولید آثار هنری را در كارخانه-استودیوی خود راه انداخت كه در آن تصاویر كنسروهای كمپبیل، روزنامهها و بطریهای كوكاكولا با استفاده از چاپ سیلك در تعداد بالا چاپ و به نمایش گذاشته می شد.
هنرمندانی همچون اندی وارهول، مارسل دوشان، اولدنبرگ و روی لینكنشتاین در واكنش به اكسپرسونیست انتزاعی و به چالش كشیدن مصرف گرایی تلاش میكردند مضامین سطحی و عامیانه را وارد هنر كرده و آن را به بستری برای حمله به قداست هنر ناب تبدیل كنند. اینان با جایگزینی مسائل سطحی به هیچ رسیدند.
در آن سالها هنرمندان كشورهای درحال توسعه تلاش میكردند با هنر غرب همگام شوند و به دلیل ناتوانی در تولید اندیشه و فلسفه هنر به كپی كردن لایههای سطحی هنر غرب دست زدند به نحوی كه تناولی در واكنش به این فضا در ایران گفته بود: گالریهای تهران پر شده بود از كپیهای دسته چندمی آثار غربی و پس از گذشت زمانی درحال تبدیل به بخشی از هویت ما شده بود و «هیچ همه چیز بود».
هسته اولیه اندیشه شكل گیری «هیچ» یك واكنش روشنفكرانه به انحطاط هنر مدرن بود.
تناولی با وجود اینكه بارها تاكید كرده است كه این اصطلاح هیچ در ذهن و آثار او مفهوم پوچگرایی نداشته بلكه برای خود او ریشه در مفاهیم مذهبی دارد همواره از دادن پاسخی قطعی در مورد مفهوم هیچ طفره رفته است و این خساست در پاسخ، نه به معنی رندی كه به معنی وجود معلق ذات بشر میان هیچ و همه است و هنرمند راه هرمونوتیك را گشوده است تا هر مخاطب از هیچ به همان مفهومی رسد كه در تجربه زیسته خود رسیده است.
تناولی در گفتگوها و مصاحبههای خود مخاطب را در یك سردرگمی محتوایی، به تماشای فرم اثر فراخوانده و آدرس داده است كه «هیچ» با خط نستعلیق پیچ و تاب می خورد و این زیبایی نیاز به تاویل ندارد و «هیچهای من چیزی جز «هیچ» نیست».
مجسمهساز، نقاش، پژوهشگر و مجموعهدار ایرانی اهل برگزاری مكرر نمایشگاه نیست و برگزاری آن را تنها در صورت عرضه پدیدهای جدید جایز میداند. نخستین نمایشگاه او كه در آن آشكارا به پاپ آرت پرداخته شده بود به 50 سال قبل در تهران باز میگردد.
این روزها در «باغ كتاب تهران» نمایشگاهی از مجسمههای پرویز تناولی و 40 نفر از شاگردانش برپاست.
وی دلیل حضور در این نمایشگاه را نمایش مجسمهسازی معاصر ایران عنوان كرده و گفته است: مجسمهسازی معاصر ایران شكل گرفته، متولد شده و وجود دارد. زمانی مجسمهسازی معاصر نداشتیم و اگر داشتیم منحصر به یكی دو نفر بود اما در حال حاضر این مقوله وجود دارد و این 40 نفر نمونه آن هستند.
این مجسمهساز ایرانی، بهصورت اعجابانگیزی واژه «هیچ» را متشكل از تنها سه حرف زبان فارسی خلق كرده و مدت زمانی طولانی این واژه الهامبخش آثار او بوده است.
بسیاری از منتقدان تناولی را اسیر تكرار «هیچ» میدانند و این در حالی است كه هیچ از یك اثر هنری به جهانی برای تناولی بدل شده است؛ مجسمههای «دستها»، «قفل و قفس»، «شاعر» و «فرهاد كوهكن» همان هیچ است و تا زمانی كه تناولی هست، انسان هست، هیچ هم هست.
پرویز تناولی بارها از ایده راهاندازی كارخانه «هیچ»سازی گفته است. این به كاربردن نام كارخانه برای تولیدات هنری یادآور راه اندازی كارخانه-استودیو وارهول پدر پاپ آرت است. حال میتوان از تناولی پرسید كه آیا اعتراض روشنفكرانهاش به هنر سطحی و سریدوزی غرب به پایان رسیده است؟
گزارش از: عادل پازیار
هیچ در فلسفه جدید غرب و در فلسفه شرق و عرفان اسلامی به دو مفهوم كاملا متضاد منتهی میشود؛ هیچ در فلسفه جدید به معنی نیستی است و در عرفان شرق معنی عطش و تمنا برای كشف حقیقت به خود میگیرد.
در شعر خیام هیچ و بیهودگی در نتیجه هر چه باشد، به سوی حقیقت سوق داده میشود و نسبتی با نهیلیسم ندارد و دلبستگی خیام به زندگی و ترس از مرگ، هستی و نیستی را با یك پیوند به معنا میرساند.
تناقضهای زیاد در اشعار خیام همچون جبر و اختیار و مرگ و زندگی را نمیتوان فهمید و مگر آنكه آنرا رویكردی دیالكتیكی تلقی كنیم تا بیهودگی و اشتیاق به زندگی در كنار یكدیگر مفهوم بگیرند.
به باور خیام اگر زندگی اندیشیده نشود، ارزش زیستن ندارد و پوچی مربوط به كیفیت زندگی است و نه كمیت آن؛ درحالی كه نهیلیسم با ایجاد ناتوانی معرفتشناسی، تخریب ارزشها و بیمعنایی دنیا پیامدهای نابودگری را رقم میزند.
در قرن بیستم بسیاری از هنرمندان، منتقدان و فیلسوفان در آثار خود به مضمونهای نهیلیستی پرداختهاند.
به گفته پرویز تناولی مجسمه «هیچ» از حاوی نهیلیسم نیست و ایده آن از باورهای عرفانی و دینی گرفته شده است و احتمالا شكلگیری ایده «هیچ» در ذهن تناولی به زمانی باز میگردد كه در آتلیه كبود در كنار دوستان و همفكران خود همچون حسین زنده رودی در پی ایجاد جریان هنری بودند، تا با ایجاد پیوند میان هنر مدرن و هنرهای سنتی و دینی، جای خود را در تاریخ هنر جهان تثبیت كنند.
تناولی پس از بازگشت از ایتالیا و تشكیل گروه «هنرمندان ایرانی» بود كه با الهام گرفتن از قفل، ابزار فولادی و طلسمات در بازارچههای شاه عبدالعظیم در كنار دیگر هنرمندان به شكلگیری مكتب سقاخانه كمك كرد.
چندین سال قبل از زمانی كه تناولی و همفكرانش در تالار قندریز پایههای فكری مكتب سقاخانه را بنیان گذاشتند، مارسل دوشان، نقاش و مجسمهساز فرانسوی یك پیشابگاه (سنگ توالت) را به عنوان یك اثر هنری معرفی كرده بود.
اندی وارهول نیز از بنیانگذاران هنر پاپ، پیرو تكثرگرایی در فلسفه پست مدرن خط تولید آثار هنری را در كارخانه-استودیوی خود راه انداخت كه در آن تصاویر كنسروهای كمپبیل، روزنامهها و بطریهای كوكاكولا با استفاده از چاپ سیلك در تعداد بالا چاپ و به نمایش گذاشته می شد.
هنرمندانی همچون اندی وارهول، مارسل دوشان، اولدنبرگ و روی لینكنشتاین در واكنش به اكسپرسونیست انتزاعی و به چالش كشیدن مصرف گرایی تلاش میكردند مضامین سطحی و عامیانه را وارد هنر كرده و آن را به بستری برای حمله به قداست هنر ناب تبدیل كنند. اینان با جایگزینی مسائل سطحی به هیچ رسیدند.
در آن سالها هنرمندان كشورهای درحال توسعه تلاش میكردند با هنر غرب همگام شوند و به دلیل ناتوانی در تولید اندیشه و فلسفه هنر به كپی كردن لایههای سطحی هنر غرب دست زدند به نحوی كه تناولی در واكنش به این فضا در ایران گفته بود: گالریهای تهران پر شده بود از كپیهای دسته چندمی آثار غربی و پس از گذشت زمانی درحال تبدیل به بخشی از هویت ما شده بود و «هیچ همه چیز بود».
هسته اولیه اندیشه شكل گیری «هیچ» یك واكنش روشنفكرانه به انحطاط هنر مدرن بود.
تناولی با وجود اینكه بارها تاكید كرده است كه این اصطلاح هیچ در ذهن و آثار او مفهوم پوچگرایی نداشته بلكه برای خود او ریشه در مفاهیم مذهبی دارد همواره از دادن پاسخی قطعی در مورد مفهوم هیچ طفره رفته است و این خساست در پاسخ، نه به معنی رندی كه به معنی وجود معلق ذات بشر میان هیچ و همه است و هنرمند راه هرمونوتیك را گشوده است تا هر مخاطب از هیچ به همان مفهومی رسد كه در تجربه زیسته خود رسیده است.
تناولی در گفتگوها و مصاحبههای خود مخاطب را در یك سردرگمی محتوایی، به تماشای فرم اثر فراخوانده و آدرس داده است كه «هیچ» با خط نستعلیق پیچ و تاب می خورد و این زیبایی نیاز به تاویل ندارد و «هیچهای من چیزی جز «هیچ» نیست».
مجسمهساز، نقاش، پژوهشگر و مجموعهدار ایرانی اهل برگزاری مكرر نمایشگاه نیست و برگزاری آن را تنها در صورت عرضه پدیدهای جدید جایز میداند. نخستین نمایشگاه او كه در آن آشكارا به پاپ آرت پرداخته شده بود به 50 سال قبل در تهران باز میگردد.
این روزها در «باغ كتاب تهران» نمایشگاهی از مجسمههای پرویز تناولی و 40 نفر از شاگردانش برپاست.
وی دلیل حضور در این نمایشگاه را نمایش مجسمهسازی معاصر ایران عنوان كرده و گفته است: مجسمهسازی معاصر ایران شكل گرفته، متولد شده و وجود دارد. زمانی مجسمهسازی معاصر نداشتیم و اگر داشتیم منحصر به یكی دو نفر بود اما در حال حاضر این مقوله وجود دارد و این 40 نفر نمونه آن هستند.
این مجسمهساز ایرانی، بهصورت اعجابانگیزی واژه «هیچ» را متشكل از تنها سه حرف زبان فارسی خلق كرده و مدت زمانی طولانی این واژه الهامبخش آثار او بوده است.
بسیاری از منتقدان تناولی را اسیر تكرار «هیچ» میدانند و این در حالی است كه هیچ از یك اثر هنری به جهانی برای تناولی بدل شده است؛ مجسمههای «دستها»، «قفل و قفس»، «شاعر» و «فرهاد كوهكن» همان هیچ است و تا زمانی كه تناولی هست، انسان هست، هیچ هم هست.
پرویز تناولی بارها از ایده راهاندازی كارخانه «هیچ»سازی گفته است. این به كاربردن نام كارخانه برای تولیدات هنری یادآور راه اندازی كارخانه-استودیو وارهول پدر پاپ آرت است. حال میتوان از تناولی پرسید كه آیا اعتراض روشنفكرانهاش به هنر سطحی و سریدوزی غرب به پایان رسیده است؟
گزارش از: عادل پازیار
آخرین ویرایش توسط مدیر