متن آهنگ متن آهنگ راز جنون | سینا سرلک

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع `Diaco
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 230
  • کاربران تگ شده هیچ

`Diaco

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/9/20
ارسالی‌ها
1,072
پسندها
16,520
امتیازها
37,073
سن
20
همان لحظه که تیر از شب رها شد تمام قصه یک جا برملا شد ♬♫♪
من از اول سیه پوش تو بودم همه جای جهانم کربلا شد
ای عقل که پرسیده ای از راز جنونم دیوانه ی لبخند کسی در دل خونم ♬♫♪
آن بی خبرم من که گرفتم خبر از عشق آن خانه به دوشم که درآورده سر از عشق
یک دشت به اندازه ی پیچ و خم هستی یک دشت که افتاده بر آن دست چه دستی ♬♫♪


هرکس که در این راه دلش رفت سرش رفت با یک نظر دوست جهان از نظرش رفت ♬♫♪
هرکس که خدا را به خود آغشته نیاید هرکس که به دل گندم ری کشته نیاید
پرسیدم از او در دلش آن لحظه چه ها بود چه ها بود گفت آن سر بر خاک خدا بود خدا بود خدا بود ♬♫♪
یک دشت به اندازه ی پیچ و خم هستی یک دشت که افتاده بر آن دست چه دستی
هرکس که در این راه دلش رفت سرش رفت با یک نظر دوست جهان از نظرش رفت ♬♫♪

منبع: آپ موزیک
 
امضا : `Diaco
عقب
بالا