شاعر‌پارسی اشعار حسین پناهی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع nevisa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 23
  • بازدیدها بازدیدها 928
  • کاربران تگ شده هیچ

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #1
من زندگی را دوست دارم

ولی از زندگی دوباره می‌ترسم!



دین را دوست دارم

ولی از كشیش‌ها می‌ترسم!



قانون را دوست دارم

ولی از پاسبان‌ها می‌ترسم!



عشق را دوست دارم

ولی از زن‌ها می‌ترسم!



كودكان را دوست دارم

ولی از آینه می‌ترسم!



سلام را دوست دارم

ولی از زبانم می‌ترسم!



من می‌ترسم، پس هستم

این چنین می‌گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم


ولی از روزگار می‌ترسم
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #2
وقتی ما آمدیم

اتفاق، اتفاق افتاده بود!

حال

هرکس

به سلیقه خود چیزی می‌گوید


و در تاریکی گم می‌شود
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #3
در انتهای هر سفر

در آیینه

دار و ندار خویش را مرور می‌کنم



این خاک تیره این زمین

پاپوش پای خسته‌ام



این سقف کوتاه آسمان

سرپوش چشم بسته‌ام



اما خدای دل

در آخرین سفر

در آیینه به جز دو بی‌کرانه کران



به جز زمین و آسمان

چیزی نمانده است



گم گشته‌ام کجا

ندیده‌ای مرا؟
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #4
ما چیستیم؟!

جز ملکلول‌های فعال ذهن زمین

که خاطرات کهکشان‌ها را

مغشوش می‌کند!
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #5
شب در چشمان من است

به سیاهی چشم‌هایم نگاه کن



روز در چشمان من است

به سفیدی چشم‌هایم نگاه کن



شب و روز در چشم‌های من است

به چشم‌هایم نگاه کن



پلک اگر فرو بندم

جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #6
به من بگویید

فرزانگانِ رنگ بوم و قلم

چگونه

خورشیدی را تصویر می‌كنید

كه ترسیمش

سراسر خاك را خاكستر نمی‌كند؟
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #7
چه مهمانان بی‌دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرك می‌كنند

نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانعند

و اندكی سكوت...
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #8
ميزي براي كار

كاري براي تخت

تختي براي خواب

خوابي براي جان

جاني براي مرگ

مرگي براي ياد

يادي براي سنگ

اين بود زندگي!؟

 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #9
پزشکان اصطلاحاتی دارند
که ما نمی‌فهمیم
ما دردهای داریم که آنها نمی‌فهمند
نفهمی بد دردی است

خوش به حال دامپزشکان!
 

nevisa

مدیر بازنشسته شعرکده
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,197
امتیازها
17,473
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #10
پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی‌خواهید ؟

پنچ تا، صد تومن،

آهی کشیدم و با خود گفتم:

تمام چسب زخم‌هایت را هم که بخرم،

نه زخم‌های من خوب می شود نه زخم‌های تو...
 
عقب
بالا