#ایدون (Iðunn) در #اساطیر_اسکاندیناوی ، همسر #براگی و در روایتهای اسطورهای پاسدار و نگهدارنده سیبهایزرینی است که به ایزدان جوانی جاودان میبخشد. نام ایدون از زبان نروژی قدیم گرفته شده و به معنای «همیشهجوان» یا «جوانکننده» است. در داستان فریفتگیهای گلیفی آمدهاست که ایدون زن #براگی است.
در این داستان سخن از سفر #اودین،#لوکی و هویئنر و سفر آنان در جنگلی است که شامگاه در آنجا نرگاوی را در زیر درخت بلوط کهنی سر میبرند و هنگامی که به کباب کردن گوشت گاو میپردازند، گوشت خام میماند. عقابی که بر بلندای بلوط نشسته است به آنان پیشنهاد میکند به شرط سهیم شدن در خوردن کباب، گوشت را بهطور کامل برای آنان کباب کند. آنها میپذیرند و پس از کباب شدن گوشت، عقاب گاو کباب شده را میبلعد و لوکی با سیخ کباب به عقاب یورش میبرد و عقاب لوکی و سیخ کباب را در چنگ میگیرد و به آسمان پرواز میکند. عقاب لوکی را تهدید و میگوید هنگامی از چنگال او رهایی مییابد که #ایدون و سیبهای زرین را به سرزمین غولان ببرد. عقاب او را مجبور...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
خدایان متوجه غیبت #ایدون نشده بودند تا اینکه آثار پیری بر چهرههایشان نمایان شد. #لوکی که یک سیب از ایدون برداشته و خورده بود هنوز جوان مانده بود و خدایان با دیدن او متوجه قضیه شدند. ایزدان پس از آگاهی از خیانت #لوکی، او را تهدید میکنند که اگر سیبهای زرین و ایدون را به #آسگارد بازنگرداند او را هلاک خواهند کرد. لوکی سپس همه چیز را اعتراف کرد و به خدایان کمک کرد تا ایدون و سیبهای او را بازپس آورند. لوکی با کمک #فریا به شکل شاهین در میآید و با سفر به سرزمین غولان #ایدون را در تالار غولان تنها مییابد. #لوکی با قدرت جادو،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.