مشاعره مشاعره با اشعار محمد علی بهمنی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Samira-M
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 101
  • بازدیدها بازدیدها 4,227
  • کاربران تگ شده هیچ

Samira-M

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
downloadfile.gif
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
 
امضا : Samira-M

Nazanin_N

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
16/6/21
ارسالی‌ها
74
پسندها
580
امتیازها
3,013

Samira-M

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
تا این غرل شبیه غزل های من شود،
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است،


تو چه رازی که به هر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
 
امضا : Samira-M

Nazanin_N

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
16/6/21
ارسالی‌ها
74
پسندها
580
امتیازها
3,013
تو چه رازی که به هر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»
 

Samira-M

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
 
امضا : Samira-M

-PANAHツ

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/12/21
ارسالی‌ها
37
پسندها
125
امتیازها
548
سن
22
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
 
امضا : -PANAHツ

Samira-M

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
مجال شکوه ندارم ولی ملالی نیست
که دوست جان کلام من است در همه حال

قسم به تو که دگر پاسخی نخواهم گفت
به واژه ها که مرا برده اند زیر سوال
 
امضا : Samira-M

Samira-M

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
مجال شکوه ندارم ولی ملالی نیست
که دوست جان کلام من است در همه حال

قسم به تو که دگر پاسخی نخواهم گفت
به واژه ها که مرا برده اند زیر سوال
 
امضا : Samira-M

m.sina

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مجال شکوه ندارم ولی ملالی نیست
که دوست جان کلام من است در همه حال

قسم به تو که دگر پاسخی نخواهم گفت
به واژه ها که مرا برده اند زیر سوال
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
 
امضا : m.sina

Samira-M

نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را

آخ... که چه زود قلک عیدیامون

وقتی شکست، باهاش شکست دلامون
 
امضا : Samira-M
عقب
بالا