شاعر‌پارسی اشعار سید علی صالحی | اشعار پارسی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mobina.Yahyazade
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 406
  • کاربران تگ شده هیچ

Mobina.Yahyazade

مدیر تالار کتاب + منتقد آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,930
امتیازها
22,973
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست
یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز
بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم ، آهوکم
تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم ...
 

Mobina.Yahyazade

مدیر تالار کتاب + منتقد آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,930
امتیازها
22,973
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یك حرف ساده بود
از قول من به باران بی امان بگو:
دل اگر دل باشد،
آب از آسیاب علاقه اش نمی‌افتد.
 

Mobina.Yahyazade

مدیر تالار کتاب + منتقد آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,930
امتیازها
22,973
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
‏بی‌سینِ هر سؤالی که هست
بی‌جیمِ هر جوابی که لال…!
چقدر این جنوبِ تشنه‌ترینِ ما،
شبیهِ شمالِ درهم شکستهٔ شماست.
آب آمده از سرِ نخل و نارنج و گریه
گذشته است…!
 

Mobina.Yahyazade

مدیر تالار کتاب + منتقد آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,930
امتیازها
22,973
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
‏حالم خوب است!
هنوز خواب می بینم ابری می آید
و مرا
تا سرآغازِ روییدن
بدرقه می کند!
‏دشوار است … ری‌را
هر چه بیشتر به رهایی بیندیشی
گهواره‌ی جهان
کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه …
راهِ گریزی نیست
تنها دلواپسِ غَریزه‌ی لبخندم،
سادگی را
من از همین غَرایزِ عادی آموخته‌ام!
 

Mobina.Yahyazade

مدیر تالار کتاب + منتقد آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,930
امتیازها
22,973
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
چقدر ساده‌ايم ری‌را!
نه تو، خودم را می‌گويم
من هنوز فکر می‌کنم سيب به خاطرِ من است
که از خوابِ درخت می‌افتد!
حال من خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند
با این همه اگه عمری باقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم
که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمانم
تا یادم نرفته بنویسم:
دیشب در خوابم سال پر بارانی بود
خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم
پس از نو مینویسم:
سلام
حال من خوب است
اما تو باور نکن!
 
عقب
بالا