حصار آبی
نو ورود
- تاریخ ثبتنام
- 24/11/21
- ارسالیها
- 10,364
- پسندها
- 26,369
- امتیازها
- 83,373
پارسها در حدود سال ۵۱۲ پ. م قسمتی از غرب رودخانهٔ سند را ضمیمهٔ امپراتوری هخامنشی نمودند و از روی این رودخانه نیز گذشتهاند.
آثار مستند به جای مانده از دورهٔ هخامنشیان مانند نقشها و کتیبههای تخت جمشید نشاندهندهٔ گسترش قلمرو حکومت ایران در غرب هند است و بیانگر آن است که بخشهایی از غرب هند در این عهد خراجگزار حکومت مرکزی ایران بودهاست.
اولین بار کوروش با فتح باختر یا بلخ به شبهقارهٔ هند نزدیک شد، به دلیل کمبود منابع تاریخی نمیتوان مرزهای شرقی فتوحات کوروش را بهطور دقیق تعیین کرد؛ دامنهٔ مسئولیتها و قلمرو نفوذ ساتراپی باختر به قلمرو سرزمینهای همسایه نیز کشیده میشدهاست؛ و پس از او داریوش در۵۱۷ پ. م شمال غربی هند را تصرف نمود.
شاید اولینبار مورخان یونانی مانند استرابو و هردودت باشند که دربارهٔ ساتراپی هیندوش و ارتباط فرهنگی و هنری هند و ایران مطالبی را ارائه دادهاند. هنر معماری عصر هخامنشی در شکلگیری آثار موریایی هند تأثیر قابل اثباتی داشتهاست.
داریوش پس از سرکوب تمامی قیامها و شورشها در آغاز پادشاهی خود و تثبیت اقتدار خود بر سراسر امپراتوری، درصدد فتوحات جدید برآمد. در حدود ۵۱۷ پ. م، او شمال غرب هند را به تصرف خود درآورد. بیشترین تعداد ملل تابع و تحت سلطهٔ هخامنشیان در اواخر حکومت داریوش اول بودهاست که نمایندگان آنها به صورت نقش برجسته تخت داریوش را در آرامگاه او در نقش رستم حمل میکنند و تعداد آنها ۳۰ نفر بودهاست که به فهرست بیست و سهگانهٔ داریوش در بیستون این هفت ملل و کشورهای تحت سلطهٔ هخامنشی اضافه شدهاند: ۱- قندهاری ۲- هندی ۳- سکاییها ۴- یونانیها ۵- تراکیاییها ۶- اتیوپیایها ۷- کاریها. اهمیت استیلای ایران در این زمان بر قسمتهایی از هند به اندازهای در تاریخ عهد قدیم هند مهم بوده که هندیها زمان موعظهٔ بودا و این لشکرکشی را دو مبدأ برای تعیین تاریخ خود دانستهاند. در دوران قدیم هندیها زمان موعظه بودا و لشکرکشی داریوش را دو مبدأ برای تعیین تاریخ خود میدانستند.
طی سالهای ۶۵۰ تا ۳۲۵ پ. م امپراتوری ماگادها در ایالت بهار یا بیهار کنونی تأسیس شد و به تدریج آیینهای بودا و جین و زبان و خط سانسکریت رواج یافت. این امپراتوری در سال ۳۲۵ پ. م به دست ساندرا گوتوس یا چاندا گوپتا سرنگون شد. در همین محدوده زمانی داریوش در سال ۵۱۸ پ. م به هند حمله برد و درهٔ سند را به امپراتوری بزرگ خود اضافه کرد.
داریوش در حدود سال ۵۱۲ ق. م از رودخانهٔ سند گذشته و قسمتهایی از اطراف سند را ضمیمهٔ امپراتوری هخامنشی نمود و ساتراپی هیندوش را تأسیس کرد. تسخیر پنجاب و درهٔ سند برای ایران زمان داریوش اول مهم بود، زیرا هند از زمانهای خیلی قدیم کشوری ثروتمند و پرجمعیت بهشمار میرفت.
اسمیت متخصص تاریخ قدیم هند معتقد است امپرتوری چاندرا گوپتا پدر بزرگ آشوکا یک ساتراپ پارسی بود که سالها با دستگاه عظیم امپراتوری هخامنشی آشنایی و مراوده داشت و تحت تأثیر این امپراتوری چنین حکومتی را تأسیس نمودهبود؛ بنابراین او از بومیان هند نبود بلکه چاندرا کوپتا یک پارسی و یک ایرانی بود.
امپراتوری موریای هند پس از آشوکا رو به زوال نهاد، و دودمان یسونگا که بیشتر بر حوضهٔ رود گنگ تسلط داشت بر سرکار آمد؛ و پس از آن در سالهای ۷۵ تا۲۵ ق. م خاندان کانوا به حکومت رسیدند. پس از اینها قوم کوشانی یا یوئهچیها که چینیتبار بودند، هند را تصرف کردند و کشور مستقلی بنا نهادند.
آثار مستند به جای مانده از دورهٔ هخامنشیان مانند نقشها و کتیبههای تخت جمشید نشاندهندهٔ گسترش قلمرو حکومت ایران در غرب هند است و بیانگر آن است که بخشهایی از غرب هند در این عهد خراجگزار حکومت مرکزی ایران بودهاست.
اولین بار کوروش با فتح باختر یا بلخ به شبهقارهٔ هند نزدیک شد، به دلیل کمبود منابع تاریخی نمیتوان مرزهای شرقی فتوحات کوروش را بهطور دقیق تعیین کرد؛ دامنهٔ مسئولیتها و قلمرو نفوذ ساتراپی باختر به قلمرو سرزمینهای همسایه نیز کشیده میشدهاست؛ و پس از او داریوش در۵۱۷ پ. م شمال غربی هند را تصرف نمود.
شاید اولینبار مورخان یونانی مانند استرابو و هردودت باشند که دربارهٔ ساتراپی هیندوش و ارتباط فرهنگی و هنری هند و ایران مطالبی را ارائه دادهاند. هنر معماری عصر هخامنشی در شکلگیری آثار موریایی هند تأثیر قابل اثباتی داشتهاست.
آغاز فتح سرزمینهای شرقی ایران بهویژه هند توسط داریوش هخامنشی
به دلیل نبود منابع تاریخی کافی نمیتوان مرزهای شرقی فتوحات کوروش را بهطور دقیق تعیین کرد. محتمل است مرزهای یادشده تا قندهار و ناحیهٔ پیشاور گسترش داشته، هرچند برخی معتقدند عملیات نظامی که بعدها داریوش با شورشیان آن نواحی داشت، نشان میدهد که سپاهیان ایران بهطور کامل از کابل فراتر نرفته بودهاند. به هر روی در هر صورت عملیات نظامی داریوش در آغاز سلطنتش در اندک زمانی نهتنها به فتح قندهار منجر شد، بلکه دامنهٔ فتوحات بعدی وی به سراسر نواحی غرب هند و جلگه سند تا مصب آن نیز رسید.داریوش پس از سرکوب تمامی قیامها و شورشها در آغاز پادشاهی خود و تثبیت اقتدار خود بر سراسر امپراتوری، درصدد فتوحات جدید برآمد. در حدود ۵۱۷ پ. م، او شمال غرب هند را به تصرف خود درآورد. بیشترین تعداد ملل تابع و تحت سلطهٔ هخامنشیان در اواخر حکومت داریوش اول بودهاست که نمایندگان آنها به صورت نقش برجسته تخت داریوش را در آرامگاه او در نقش رستم حمل میکنند و تعداد آنها ۳۰ نفر بودهاست که به فهرست بیست و سهگانهٔ داریوش در بیستون این هفت ملل و کشورهای تحت سلطهٔ هخامنشی اضافه شدهاند: ۱- قندهاری ۲- هندی ۳- سکاییها ۴- یونانیها ۵- تراکیاییها ۶- اتیوپیایها ۷- کاریها. اهمیت استیلای ایران در این زمان بر قسمتهایی از هند به اندازهای در تاریخ عهد قدیم هند مهم بوده که هندیها زمان موعظهٔ بودا و این لشکرکشی را دو مبدأ برای تعیین تاریخ خود دانستهاند. در دوران قدیم هندیها زمان موعظه بودا و لشکرکشی داریوش را دو مبدأ برای تعیین تاریخ خود میدانستند.
طی سالهای ۶۵۰ تا ۳۲۵ پ. م امپراتوری ماگادها در ایالت بهار یا بیهار کنونی تأسیس شد و به تدریج آیینهای بودا و جین و زبان و خط سانسکریت رواج یافت. این امپراتوری در سال ۳۲۵ پ. م به دست ساندرا گوتوس یا چاندا گوپتا سرنگون شد. در همین محدوده زمانی داریوش در سال ۵۱۸ پ. م به هند حمله برد و درهٔ سند را به امپراتوری بزرگ خود اضافه کرد.
داریوش در حدود سال ۵۱۲ ق. م از رودخانهٔ سند گذشته و قسمتهایی از اطراف سند را ضمیمهٔ امپراتوری هخامنشی نمود و ساتراپی هیندوش را تأسیس کرد. تسخیر پنجاب و درهٔ سند برای ایران زمان داریوش اول مهم بود، زیرا هند از زمانهای خیلی قدیم کشوری ثروتمند و پرجمعیت بهشمار میرفت.
اسمیت متخصص تاریخ قدیم هند معتقد است امپرتوری چاندرا گوپتا پدر بزرگ آشوکا یک ساتراپ پارسی بود که سالها با دستگاه عظیم امپراتوری هخامنشی آشنایی و مراوده داشت و تحت تأثیر این امپراتوری چنین حکومتی را تأسیس نمودهبود؛ بنابراین او از بومیان هند نبود بلکه چاندرا کوپتا یک پارسی و یک ایرانی بود.
امپراتوری موریای هند پس از آشوکا رو به زوال نهاد، و دودمان یسونگا که بیشتر بر حوضهٔ رود گنگ تسلط داشت بر سرکار آمد؛ و پس از آن در سالهای ۷۵ تا۲۵ ق. م خاندان کانوا به حکومت رسیدند. پس از اینها قوم کوشانی یا یوئهچیها که چینیتبار بودند، هند را تصرف کردند و کشور مستقلی بنا نهادند.