مشاعره مشاعره با اشعار مژگان عباسلو

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 49
  • بازدیدها بازدیدها 2,360
  • کاربران تگ شده هیچ

SETAYESH.MO

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
  • نویسنده موضوع
  • #1
به من نگو وقتی که رفتم صبور باش؛

به کسی که شنا نمی‌داند

نمی‌گویند در غرق‌شدن عجله نکن!

بی صدا برو و در را پشت سرت ببند

تا من صدای آن پرنده را نشنوم

که نمی‌داند یک نفر با رفتنش

می‌تواند یک شهر را از سکنه خالی کند.

تا تو به ایستگاه برسی

این خانه در سکوت غرق شده‌است.
 

m.sina

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #2
به من نگو وقتی که رفتم صبور باش؛

به کسی که شنا نمی‌داند

نمی‌گویند در غرق‌شدن عجله نکن!

بی صدا برو و در را پشت سرت ببند

تا من صدای آن پرنده را نشنوم

که نمی‌داند یک نفر با رفتنش

می‌تواند یک شهر را از سکنه خالی کند.

تا تو به ایستگاه برسی

این خانه در سکوت غرق شده‌است.
تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد

گلبته هایش داغ نامحسوس دارد
 
امضا : m.sina

بَهآرنارنج

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
  • #3
تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد

گلبته هایش داغ نامحسوس دارد

در کافه‌هایی که
با تو نرفتم
و چه نیمکت‌ها
که مرا کنار تو
ندیده
 
امضا : بَهآرنارنج

m.sina

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #4
امضا : m.sina

بَهآرنارنج

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
  • #5
هرکه در عشق سر از قله برآرد هنر است

همه تا دامنه‌ی کوه تحمل دارند
در یک کافه‌ی کوچک

آن‌طرف میز بنشیند

و من

این‌طرف میز

نباشم.
 
امضا : بَهآرنارنج
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #6
در یک کافه‌ی کوچک

آن‌طرف میز بنشیند

و من

این‌طرف میز

نباشم.
من را که ريشه‌های درختی شکسته‌ام
قايق بساز از تنش آزاد کن مرا
بگذار با تو بگذرم از ساحل سکوت
دور از همه همه ، همه فرياد کن مرا
 
امضا : m.sina

SETAYESH.MO

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
  • نویسنده موضوع
  • #7
من را که ريشه‌های درختی شکسته‌ام
قايق بساز از تنش آزاد کن مرا
بگذار با تو بگذرم از ساحل سکوت
دور از همه همه ، همه فرياد کن مرا
از پنجره
باد آمد
باران آمد
سوز آمد
اما دلم نیامد …
که مثل تو تنها
رفتن بلد بود.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #8
از پنجره
باد آمد
باران آمد
سوز آمد
اما دلم نیامد …
که مثل تو تنها
رفتن بلد بود.
دریا جایی ست که

باید از غرق شدن در آن بترسی

آبی باشد در شمال ایران

یا قهوه‌ای در چشم‌‌‌های یک زن
 
امضا : m.sina

بَهآرنارنج

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
  • #9
دریا جایی ست که

باید از غرق شدن در آن بترسی

آبی باشد در شمال ایران

یا قهوه‌ای در چشم‌‌‌های یک زن
نه بــا تو دلم خوش نه بی تــــو دلم
جهنم - بهشتی ، نه ! شادی - غمی

تــو هم مثلِ باران كه نفرين شدست
بيــــــايی زيادی ، نيــــــايی كمی !
 
امضا : بَهآرنارنج
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
سطح  
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #10
نه بــا تو دلم خوش نه بی تــــو دلم
جهنم - بهشتی ، نه ! شادی - غمی

تــو هم مثلِ باران كه نفرين شدست
بيــــــايی زيادی ، نيــــــايی كمی !
یک نظر گفتند در اسلام تنها جایز است
حیف با حسرت دلت را می‌شد از این ریش‌تر

احتیاجی نیست با من آبروداری کنی
من تو را آشفته‌تر هم دیده‌بودم پیش‌تر
 
امضا : m.sina
عقب
بالا