نقد همراه نقد همراه رمان آشوب شعله‌ها | I'M_RONAHI / توسط شورای نقد

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع YEKTA ONSORI
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 398
  • کاربران تگ شده هیچ

YEKTA ONSORI

گوینده انجمن + مدیر بازنشسته نقد
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
16/8/19
ارسالی‌ها
912
پسندها
24,676
امتیازها
40,273
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #1
~بسم رب النور~

IMG_20210302_234904_390.jpg



با سلام خدمت نویسنده محترم!
«نقد همچون آیینه‌ی نگرش ماست، بنگرید آیینه‌ی وجودیت را»
رمان «آشوب شعله‌ها» بر اساس تعداد پست‌های صلاح دیده شده توسط مدیر مربوط، توسط شورای انجمن یک رمان، بر اساس اصول و پیشنهاداتی برای درخشیدن شما نویسنده عزیز نقد گردیده است.
لطفا کمی صبر کنید تا تعداد پست مشخصی از رمان شما نقد همراه شود و داخل تاپیک قرار گیرند.
پس از مطالعه نقدها، موظف هستید رمان خود را ویرایش کنید.
اگر سوالی در زمینه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Nafise amirlatifi

مدیر تالار نقد + نویسنده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
20/5/21
ارسالی‌ها
1,069
پسندها
14,014
امتیازها
33,373
  • مدیر
  • #2
پارت ۶
ابروهای باریکم بالا رفتند.(بهتره اینجا یک توصیف از حالت متعجبی که خط بعدی بهش اشاره میکنی داشته باشی مثلا ابروهای باریکم بالا رفتند و با گرد کردن چشمان درشتم...) سعی داشتم خودم را متعجب نشان بدهم هرچند احساس درونم چیزی غیر از خوشی از این واقعه نبود.(این احساس خوشی چجوری ته دلش نقش بست؟ مثلا اشاره کنید توی دلش ذوق رو احساس می‌کرد و به عواقب این اتفاق فکر میکرد؟) این مسیری بود که باید طی میشد تا افراد این کاخ به خود بیایند.
- چرا بترسم؟ مگه روشن بودن آتشدان تا حالا چه توفیری به حال مردم بیچاره نور داشته؟
ابروهای مشکی‌اش درهم رفتند و چشم‌های خوش‌رنگش سرگردان شدند.(سرگردان شدنِ چشم برای مخاطب یک حالت واضح نیست، شاید بهتر باشه بگی چشمان خوش‌رنگش به سقف خیره شد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Asalr.zn

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/7/20
ارسالی‌ها
281
پسندها
3,558
امتیازها
16,513
  • #3
•[به نام یگانه هستی بخش
نقد همراه رمان آشوب شعله‌ها]•
نویسنده: @I'M_RONAHI
15.
از ریز بودن پرنیان، انتظار آن آتشفشان غضب نمی‌رفت اما شکایت از زمین و زمان، ویژگی ثابت وجودش بود. برنا هم، با آن کله شلخته و موهای مواج کوتاه، تنها تأکید کردن را از بر بود. قد درازش هم مایه اختلاف بیشتر آن زوج میشد.
آنها هم که روی دو کنده دیگر نشستند، پرنیان غرزدن را از سر گرفت. احساس می‌کردم در نور مشعل‌ها، حتی خشن‌تر شده است.
- آمار جاسوس‌هایی که از وادی سیاه اومدن روز به روز داره بیشتر میشه. آتشدان‌هایی که شعله جاوید دارند رو مدام جابه جا می‌کنیم اما باز هم هربار دزدیده میشن.
برنا دستی را که مشغول جویدن ناخن‌هایش بود پایین آورد و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
عقب
بالا