atiyeh
نو ورود
- تاریخ ثبتنام
- 16/8/18
- ارسالیها
- 465
- پسندها
- 2,942
- امتیازها
- 14,573
《غصه میخورد که من حال خرابی دارم
از همین غصه ی من پیر شد و حرف نزد》
ای مهربانم ای مادرم ای آنکه تو را به اندازه تمام روزهای که سپری کرده ای و سپری کرده ام دوست دارم ای که تو مظهر هر چه زیبایی است دوستت دارم.
احساس میکنم خدایم تو را ویژه آفریده و قدری بیشتر روی تو کار کرده است که این گونه آهنگین آفریده شده ای تو از همان ابتدا درست را به خوبی آموخته ای مهربانی کردن و فداکاری برای من تا همیشه. همیشه نقشت را به خوبی ایفا کرده ای و حقا که بهترین هنرمند در این صحنه ی گیتی هستی.چگونه میتوانی اینقدر خوب نقشت را بازی کنی؟، چگونه این حجم از مهربانی در تو زیبای من نهادینه شده است؟
حقا که سپاس از آن خدایی است که تو را برای این نقش این چنین هنرمندانه آفرید و برگزید،حقا که مستحق این همه ستایش و تمجید هستی مادرم.
نازنینم شاید خودت وسعت دل مهربان و دریایی ات را درک نکنی،شاید پیش خود بگویی که اغراق میکنم اما اینگونه نیست جملات من توان توصیف تو و مهربانی ات را نداردو هیچ زبانی قادر به سپاس تو نیست میدانم که پاداش تو دست دیگری است آن خدایی که منت خود رابر من تمام داشته و تو را برای روزهای تنهایی من قرار داده.
مادرم من از وجود مهربانت الهام میگیرم و از وجودت آرامشی که دنیا توان پرداخت آن رانداشت دریافت میکنم و به خوبی میدانم برای این آرامش چه غرامت سنگینی به اندازه روزهای جوانی ات پرداخته ای که من امروز اینجا باشم بنوسم، نفس بکشم، و زندگی کنم من خود را مدیون مهربانی بی دریغت و لطف پروردگارم می دانم.
مهربانم میدانی که حرف بسیار است درد دل هایی که فقط تو از آن خبر داری و این تکرار مکررات مرا همیشه با جان و دل پذیرا بودی،سنگ صبور روزهای بی کسی و سختی من بوده ای و خواهی بود و من با وجود تویی چه نیازی به دیگری دارم...
تا زمانی که قلبم میتپد برایت عاشقانه مینویسم،تا زمانی که حیاتم پابرجاست جان ناقابلم را فدایت میکنم ،و تا زمانی که اجازه ی زندگی دارم عاشقانه و بی بدیل سپاسگزار تو و مهربانی بی اندازه ات هستم.
مخاطب عاشقانه ترین عاشقانه هایم:مادر❤
"عطیه اناری"
از همین غصه ی من پیر شد و حرف نزد》
ای مهربانم ای مادرم ای آنکه تو را به اندازه تمام روزهای که سپری کرده ای و سپری کرده ام دوست دارم ای که تو مظهر هر چه زیبایی است دوستت دارم.
احساس میکنم خدایم تو را ویژه آفریده و قدری بیشتر روی تو کار کرده است که این گونه آهنگین آفریده شده ای تو از همان ابتدا درست را به خوبی آموخته ای مهربانی کردن و فداکاری برای من تا همیشه. همیشه نقشت را به خوبی ایفا کرده ای و حقا که بهترین هنرمند در این صحنه ی گیتی هستی.چگونه میتوانی اینقدر خوب نقشت را بازی کنی؟، چگونه این حجم از مهربانی در تو زیبای من نهادینه شده است؟
حقا که سپاس از آن خدایی است که تو را برای این نقش این چنین هنرمندانه آفرید و برگزید،حقا که مستحق این همه ستایش و تمجید هستی مادرم.
نازنینم شاید خودت وسعت دل مهربان و دریایی ات را درک نکنی،شاید پیش خود بگویی که اغراق میکنم اما اینگونه نیست جملات من توان توصیف تو و مهربانی ات را نداردو هیچ زبانی قادر به سپاس تو نیست میدانم که پاداش تو دست دیگری است آن خدایی که منت خود رابر من تمام داشته و تو را برای روزهای تنهایی من قرار داده.
مادرم من از وجود مهربانت الهام میگیرم و از وجودت آرامشی که دنیا توان پرداخت آن رانداشت دریافت میکنم و به خوبی میدانم برای این آرامش چه غرامت سنگینی به اندازه روزهای جوانی ات پرداخته ای که من امروز اینجا باشم بنوسم، نفس بکشم، و زندگی کنم من خود را مدیون مهربانی بی دریغت و لطف پروردگارم می دانم.
مهربانم میدانی که حرف بسیار است درد دل هایی که فقط تو از آن خبر داری و این تکرار مکررات مرا همیشه با جان و دل پذیرا بودی،سنگ صبور روزهای بی کسی و سختی من بوده ای و خواهی بود و من با وجود تویی چه نیازی به دیگری دارم...
تا زمانی که قلبم میتپد برایت عاشقانه مینویسم،تا زمانی که حیاتم پابرجاست جان ناقابلم را فدایت میکنم ،و تا زمانی که اجازه ی زندگی دارم عاشقانه و بی بدیل سپاسگزار تو و مهربانی بی اندازه ات هستم.
مخاطب عاشقانه ترین عاشقانه هایم:مادر❤
"عطیه اناری"
آخرین ویرایش
