دانلود جلد دوم رمان پایگاه ویژه

 

دانلود جلد دوم رمان پایگاه ویژه

 

 

خلاصه:

دانلود جلد دوم پایگاه ویژه  این  رمان  کاملا  از  ذهن  نویسنده می باشد و در زمان ما هیچ گونه واقعیتی ندارد با ترس و شوک زده، چشم باز کرد تا مردمک های گشاد شده اش ، خیره به سقف بماند. احساس کرد، صدای شبیه هق زدن از گلویش خارج شد و بعد توانست نفس های نامنظمش را هم بیرون بفرستد. گویی، دست قدرتمندی روی سینه اش نشسته بود

رمان های دیگر ما:

دانلود رمان پایگاه ویژه جلد اول

دانلود جلد دوم رمان نقاش مزاحم

و قلبش هر لحظه مچاله تر می شد. به زحمت بزاق نداشته ی دهانش را قورت داد

و از دردی که میان گلویش پیچید، چشم بست. اتاق تاریک بود، اما به خوبی می دانست کجاست… 

جسارت بیشتری پیدا کرد و زبان روی لب های خشک شده اش کشید و با افتادن پلک هایش روی هم،

بازدمش را عمیق بیرون فرستاد تا ضربان قلبش کمی آرام بگیرند. گرچه کار راحتی نبود!

وباره هر چه دیده بود، پشت پلک هایش شکل گرفت و هر لحظه تعجبش بیشتر از قبل شد! 

با ترس و تردید چشم گشود و با گرفتن از کناره ی تخت، آهسته بلند شد. دردی

که به یک باره تا گردنش کشیده شد، یک لحظه تمام کابوس را از ذهنش دور کرد.

کمی نیم خیز ماند تا شاید درد هم دست از سرش بردارد اما ، بی تاثیر بود. پاهایش را به آرامی از تخت آویزان کرد

و بعد نشست. کشوی کنار تخت را باز کرد و با برداشتن بسته ی قرص مسکنش، نگاهش به لیوان خالی افتاد. 

با آهی که کشید، دو قرص را بیرون آورد و همان طور بلعید.کمی گردنش را پایین گرفت

و خیره به قالی زیر پایش، سعی کرد به

 

رمان های در حال تایپ:

رمان بهاران بی باران | roro nei30

رمان کافه اسپرسو | مریم علیخانی

رمان زندگی با چشمان بسته | Peyman_Behzadnia

این مطلب را به اشتراک بگذارید