دانلود داستان کودک نبرد مخوف ⭐️

خلاصه داستان:

دانلود داستان کودک نبرد مخوف _ یک پرنسس زیبا، در دنیای جادویی خود در پی ماجراجویی وارد دنیایی جدید با چیزهای عجیب میشه و از آنجا داستان شروع میشه که به همراه دوست کوچولوی باوفای خود که یک بلبل است پا به دنیای دیگه می‌ذاره و… .

 

دانلود داستان کودک نبرد مخوف

دانلود داستان کودک نبرد مخوف

 

قسمتی از داستان:

از روی جوب پرید و دوان‌دوان خودش رو به درخت بزرگ رسوند (درخت کهن) یک درخت با شاخ و برگ‌های زیاد و تنه‌ی بسیار قطور. دستش رو به تنه‌ی درخت چسبوند و دست دیگه‌ش رو به زانو‌ش گرفت. نفس‌نفس میزد، بریده بریده رو به فیلدا گفت:
– نفس…نفسم بند اومد.
سرش رو بالا گرفت و دوتا نفس عمیق کشید.

فیلدا درحالی‌که می‌خندید گفت:
– من که خستگی رو احساس نمی‌کنم چون پرواز کردن خیلی راحت و آسونه! پرنسس من‌.
– جدا؟! باید برای خودم بال بسازم ببینم پرواز کردن چه حسی داره.
و به راهش ادامه داد. فیلدا رو به سیلویا کرد و گفت:
– پرنسس بهتر نیست برگردیم؟ پادشاه نگران میشن، زیادی دور شدیم.
***
– کجا بودی دخترم؟
– مادرجان رفته بودیم با فیلدا یکم بگردیم، زیادی دور نشدیم.
ملکه رفت. تعدادی از کنیزهای قصر داشتند حیاط قصر رو تزیین می‌کردند، پرنسس یکی از کنیزها رو صدا زد و ازش پرسید:
– چی‌شده؟! این‌جا چه‌خبره؟
– امشب مهمونی تو قصر برپاشده و همه‌ی اشراف‌زاده‌ها میان؛ پادشاه دستور دادند تا همه‌جا رو به بهترین شکل تزیین کنیم.
***
شب شد. صدای موسیقی از همه‌ جای قصر به گوش می‌رسید. داخل قصر زیاد شلوغ بود همه مشغول صحبت کردن، رقصیدن، خوردن و آشامیدن بودند؛ بچه‌ها هم داشتند توی یک سالن دیگه که مخصوص نوجوانان بود جمع شده و صحبت می‌کردند.
مالیا، شِلی، پیت، اَندرو، آرتور و پرنسس سیلویا

 

پیشنهاد می‌شود

داستان کوتاه چیزفکری | مهدیه سجده

مجموعه داستان کوتاه حوض ماهی‌های بلوری | فرزانه رضانیا

دانلود داستان کوتاه اژه ای

دانلود داستان کوتاه تلخ شاید کمی شیرین

امتیاز شما به این رمان

منتشر شده توسط :PARISA در 429 روز پیش

بازدید :819 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

داستان کودک نبرد مخوف

نویسنده

الهام سواری

ژانر

عاشقانه / فانتزی

طراح

فاخته

تعداد صفحات

48

منبع

یک رمان

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



افزودن نظر