دانلود دلنوشته اوج تنهایی

 

دانلود دلنوشته اوج تنهایی

 

 

خلاصه:

دانلود دلنوشته اوج تنهایی زمانی وجود داره که تو اوج تنهایی وناراحتی لبخند میزنی، لبخندی ازجنس تلخی. زمانی هم وجود داره که تو اوج تنهایی‌هات، دلت میخواد داد بزنی وتمام حس های بدت رو بریزی توی صدات. آدمایی که تو زندگی ماها وجود دارن، بعضی هاشون باعث رنجیدن ما میشن وبعضی هاشون هم؛ باعث شادی ما.

دلنوشته های دیگر ما:

وقتی که تو اوج تنهایی لبخند میزنی نشون میده که، هنوزم ذره ای امید توی اون قلب تاریک وجود داره.
تنهایی وتنها بودن برای همه هست نه تنها برای من نه برای تو …برای همه وجود داره، فقط نوعش فرق داره.

تو اوج تنهایی لبخند هایی که میزنی ترسناک تر از لبخند شرور آدمای نامرد میشه.
اشکات
نگاهت
لبخندات
بغضات
همشون ترسناک میشن، اونقدر ترسناک که حتی خانوادت هم ازت دوری میکنن؛ وتو بازهم تنها تر میشی.
با اینکه دلت عجیب تنهایی هات رو دوست داره ولی، این تنهایی باعث میشه همیشه وهمیشه تنها بمونی .
وقتی تنهایی خالی از هر حس میشی.
برات فرقی نداره که بهترین خبر رو بهت بدن یا بزرگترین آرزوت برآورده بشه،

فقط بی تفاوت ازش میگذری تا خودت رو کنج پناهگاه

تنهایی‌هات برسونی.
تازودتر بتونی چشمات رو بدون هیچ حرکتی به سقف، دیوار، ویاحتی پنجره بدوزی.

وقتی تنها میشی لازم داری فکر کنی.
فکرکنی به گذشتت، به کارهایی که انجام دادی؛ تا ببینی کجای کارت اشتباه بوده که، الان داری تاوانش رو میدی.
وقتی برای مدت طولانی زل میزنی به سقف گیج میشی متوجه گذر زمان نمیشی.
فقط وفقط دلت میخواد همونطور بدون پلک زدن زل بزنی به سفیدی سقف، که حالا رنگ سفیدش تیره وتار شد.

تو اوج تنهایی، همه حس‌های بددنیا میان سراغت.
کم کم، آروم آروم وارد قلبت میشن و…
قلبت رو تاریک میکنن.
کم کم سیاهی، جلوی روشنایی دلت رو میگیره.
اون موقع دیگه نمی تونی ذره‌ای امید به بازگشت داشته باشی.

 

پیشنهاد می شود

دلنوشته برای قلبِ شکسته ام | Yegane

دلنوشته رَفتی | AiLiN_R

این مطلب را به اشتراک بگذارید