دانلود رمان آخرش قشنگه

دانلود رمان آخرش قشنگه

 

دانلود رمان آخرش قشنگه

 

خلاصه:

دانلود رمان آخرش قشنگه شنیدی عشق چکار میکنه؟؟؟فکر نکنم عمیق دیده باشی ، خبر دادن فصل عشق یه جوری عاشقت میکنن که حسابی تو دلت رد عشق بمونه ، میگن عشق جادوگره وحسابی جادو میکنه اون هم با کلی قشنگی ، میگن اونقدر اخرش قشنگه که هیچ مجنونی بی لیلی نمیمونه وفرهاد از غمش کوه نمیکنه ، همیشه تو مغزمون فرو کردن که اخر قصه های عاشقنه با غصه تموم میشه ، ولی ایندفعه اخرش قشنگه . . .

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ساعت هفت

دانلود رمان بمیر

دانلود رمان ساز دلم ناکوکه

…به نام خالق من خالق همین دردی که تو دل وقلب هامونه…

هدیه ایی ناقابل به مناسبت بیست وهفتمین سالگرد حضور فرشته مهربونم تو زندگیم

آرزو جان تولدت مبارک گلم

این داستان رو واسه این نوشتم واست که امسال آخر عاقبت قشنگی عشق رو انشالله ببینی

آخرش قشنگه مطمئن باش

از طرف عشقتون به عشقاش

دانلود رمان آخرش قشنگه

وقتی که دست تکون میدیو

این دله که تنگه

اونوبا دست نشون میدیو

اون شبای بعدش

اخ اون شبای بعدش

میمیره تو دوری این دله بی صاحاب تو غما دیوونه نبودی

من عاشقشت نمیشدمو نکنی تو ترکش چجوری بگم بش

اخرش یه من میمونم یه تو

دِ قلب نداری که تو منی که با عشق میشونی به پات

داری ول میکنی که جات

اخه جات کیو بذارم

د قلب نداری که تو

یه من میمونم یه تو

یه من میمونم یه تو

منکه بی قرارتم اینورا یکم باش

این شرایطم کاش

یکی مثله خودت بام رفیق بود

ما که کم نخوردیم از ادمای ناجور

همه خوبن از دور

دانلود رمان آخرش قشنگه

ولی زخمی که تو بم میزدی عمیق بود

اخرش یه من میمونم یه تو

د قلب نداری که تو

منی که با عشق میشوندی به پات

داری ولی میکنی که جات

اخه جات کیو بذارم

د قلب نداری که تو

یه من میمونم یه تو

یه من میمونم یه تو

آخرش قشنگه-علیرضا طلیسچی”

سایه:

درد

دردهات یه عالمه بشه چیکار میکنی؟؟؟

به این فکر کردی؟؟؟

وقتی یه عالمه درد رو سرت بریزه چکار میکنی؟؟؟

وقتی از سایه ات وحشت کنی تاحالا شده دلت درد بگیره؟؟؟

من این روزها دلم اندازه یک دنیا درد میکنه ها ، تاحالا شده

بنشینی وواسه خودت وارزو هات گریه کنی؟؟؟

نمیگم بابا ندارم وسر راهی هستم نمیگم بچه یه خانواده بی پول هستم نمیگم محبت ندیدم نمیگم که بهترین چیزها واسم فراهم نبود وهست ولی اینو میگم که من درد دارم سایه درد داره .

دانلود رمان آخرش قشنگه

کسی که دیگه زنده نیست .

کسی که هویتش رو توی پونزده سالگیش از دست داده کسی

که حالا بیست وسه سالشه ومیخنده میخنده تا صدای خنده هاش همه شهررو پر کنه میخنده تا از ضعیف بودنش کسی با خبر نشه کسی که راحت عاشق شد اخه عقل داشت مگه؟؟؟

مگه عشق واسه کسی عقل میگذاره؟؟؟وقتی یه عالمه ضربه به روح وجسمت

خورده بشه وقتی تو پونزده سالگی صاحب بچه بشی معلومه میمیری ومن مردم

این ها اسمش چیه؟؟؟حتما درده دیگه .

 

پیشنهاد می شود

رمان بازی بی پایان | nazy.80

رمان مثل روز روشنه | aisan133 

رمان اسارت مکافات | دیلان شریفی 

 

 

منتشر شده توسط :REZA_M در 847 روز پیش

بازدید :2397 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 1 )


  1. الی گفت:

    وای چقدر این رمان بد بود.
    با گذاشتن رمان های خوب به ساییدن فرصت محبوبیت بدهید.
    میشه رمانهای بی نظیر هم اینجا پیدا کرد.