دانلود رمان آنهدونیا ⭐️

1 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

معرفی کتاب:

دانلود رمان آنهدونیا _ بعضی از آدم‌ها از ته قلب به تقدیر اعتقاد دارند. تقدیر، سرنوشتی که از قبل مشخص می‌شود.
عاقبت اتفاقات پی در پی زندگی انسان‌های قصه، به دست این جمله کلیشه‌ای بود یا چیزی دیگر نمی‌دانیم؛ اما هرچه که بود، بدجوری زمین و آسمان دنیای دراگونوف جوان را بهم دوخت. در آن شب سرد و خفقان‌آور، دستان گرم انسانی مهربان برای درآغوش گرفتن کودکی گمشده در واگن‌های تنگ قطار، باز می‌شود.
به کمک همراه همیشگی‌اش او را به دست پرورشگاهی در همان حوالی می‌سپارد غافل از اینکه آن‌جا آخر خط نیست. برای خداحافظی خیلی زود است، زندگی آن‌ها حالا به هم گره خورده و هیچ جوره از هم باز نمی‌شود.

 

دانلود رمان آنهدونیا

دانلود رمان آنهدونیا

 

قسمتی از رمان:

– بس کن آلا، خفه شو!
ساشا سعی میکرد به آلا دلداری دهد و از اینکه او آرام نمی‌شد عصبی شده بود.
برای اولین بار بود که آلا درگیر یک قتل شده بود و تصویر یوری با چشمان باز که روی زمین افتاده و خون از سرش جاری بود را نمی‌توانست فراموش کند.
– تو کشتیش… .
– آره کشتمش رمان عاشقانه آنهدونیا چون لیاقتش همین بود.
آلا ساشا را که می‌خواست او را بغل کند هل داد و با گریه گفت:
– تو اگه اون روز بهش مشت نمی‌زدی کینه‌ای نمی‌شد.
ساشا با پوزخند گفت:
– حالا همه چی تقصیر من شد؟
ساشا با سماجت خود را به آلا رساند و او را در آغوش گرفت.
– فراموشش کن… می‌فهمی؟ فراموشش کن.
آلا بی‌خیال نمی‌شد.، طاقت ساشا تمام شد و بلند شد تا از اتاق خارج شود.
قبل از اینکه در را باز کند با حرص گفت:
– یه جوری ناراحتی که انگار کلی باهاش خاطره داشتی.

 

پیشنهاد می‌شود

رمان جدال شاه مهره | حنانه بامیری

رمان غریبه‌ای در پشت سر | ادوارد 

دانلود رمان مجنون عاقل

دانلود رمان آخرین کسوف ( جلد دوم پایان یک دورگه)

رمان سپید به رنگ آرامش ⭐️

 

 

منتشر شده توسط :PARISA در 31 روز پیش

بازدید :889 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

آنهدونیا

نویسنده

سدگل

ژانر

عاشقانه / تراژدی

طراح

ریحانه ن‌ف

تعداد صفحات

375

منبع

یک رمان

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 1 )


  1. سدگل گفت:

    سلام من نویسنده رمان هستم اتفاقی دیدم که رمان رو گذاشتید بعد مدت‌ها… کاوری که من می‌خواستم و برام طرح زده بودید این نبود اما به هر حال قشنگه ممنون:)

افزودن نظر