دانلود رمان از اجبار تا عشق اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان از اجبار تا عشق اختصاصی یک رمان

 

خلاصه:

دختری با قلب پاک و صاف و ساده، گیر اربابی از جنس نفرت می‌افتد. برادر گمشده اش را میابد و مجبور به ازدواج اجباری با ارباب می‌شود ، ولی در وجود او، پسری کوچک رشد می‌کند که به نظر می‌رسد که حلال همه ی مشکلات اوست. در این بین، مهلا همسر سابق ارباب جوان تلاش می‌کند دختر و فرزندش را بکشد، ولی او موفق نمی‌شود و به سزای کارهایش می‌رسد و عشق دخترک و عشق به فرزند او، باعث خوب شدن رابطه با شوهرش می‌شود و این گونه است که از اجبار به عشق دست پیدا می‌کند.

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ارباب عشق اختصاصی یک رمان

 

قسمتی از متن رمان :

لباسام رو از تو جا لباسی در آوردم و کردم تو کیفم. موهام به هم ریخته و تو ذهنمم آشوب بود. تند تند همه چیز رو بدون تا کردن، پرت می‌کردم تو کوله ام. وقتی همه ی چیزام رو برداشتم، در کوله ام رو بستم. بلوزم رو کمی تکون دادم تا کمی خنکم بشه. عرق روی گردن و پیشونیم، غیر قابل تحمل بود. بهنوش ازم خواسته بود باهاش برم ویلاش که تو یکی از روستاهای بزرگ و غنی شماله. یک ساعتی رو وقت داشتم. یه دوش کوچیک گرفتم و یه مانتوی گلبهی و روسری صورتی کمرنگ و شلوار لی تنگ به همراه کتونی های آل استار سفید صورتیم پوشیدم و کوله ام رو برداشتم و رفتم دم در. ساعت حدودای چهار صبح بود. پرادوی سفید بهنوش رو از دور دیدم که داشت بوق می‌زد. وقتی ماشین ایستاد، دویدم به سمت ماشین و سوار شدم.
_سلام بهنوش…
_سلام یلدا، چه طوری؟
_ممنون، خوبم.
_چرا اینقدر نفس نفس می‌زنی؟

 

پیشنهاد می شود

رمان خائوس(وارثان قدرت) | سپیده بهزادی کاربر انجمن یک رمان

این مطلب را به اشتراک بگذارید