دانلود رمان اشتباه جبران نشدنی

 

دانلود رمان اشتباه جبران نشدنی

 

 

خلاصه :
دانلود رمان اشتباه جبران نشدنی همه چیز از ی اشتباه شروع شد ی اشتباه تلخ و جبران نشدنی من شدمبازیچه…. شدم وسیله… شدم ی موجود بی پناه… بعضی وقتا ما ادما یک کارایی میکنیم که دیگه نمیشه جبرانش کرد…دوست داریم برگردیم به عقب و جبرانش کنیم ولی نمیشه… خیلی دیره خیلی دیر…پایان خوش

لینک دانلود پاک شده است

رمان های دیگر ما:

دانلود رمان اشتباه جبران نشدنی

نوشته hotsummer001کاربرنودهشتیا

مقدمه:دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه متروک وسط باغ
درباره ی چوپانی که بره اش را در کوه ها گم کرده است
درباره ی حسرت پیر زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپه
دربارهی کارگری که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم

فصل اول:
به کندی و اهستگی قدم برمیداشتم بعد از چند وقت خودم
رو راضی کردم که بیام ببینمش…بیام خونه جدیدیش رو ببینم…بیام همسایه های
جدیدش رو ببینم…
دسته گل رو تو دستم فشار دادم… قدرت روبه رو شدن باهاش رو نداشتم…
دیگه مثل اون زمانا جسور و بی پروا نبودم…
روبه روی خونه جدیدش وایسادم…نه زنگی بود که فشارش بدم…
نه دری بود که بهش ضربه بزنم…تنها چیزی که جلوم بود سنگ قبری بود که
اسم حامی منو روش نوشته بود…
از درماندگی زانو زدم…زار زدم…ضجه زدم…التماس کردم…
((کجا رفتی بی وفا؟تو که رفیق نیمه راه نبودی…تو که نامرد نبودی…))
اونقدر داد زدم که دیگه صدای از حنجرم خارج نمیشد…
بالاخره بعد از مدت ها این بغض لعنتی سر بازکرد.
نمیتونستم واضح ببینم اشکام جلوی دیدم رو گرفته بودن و نمیزاشتن راحت ببینم…
دستمو رو روی سنگ قبرش کشیدم… سردی سنگ حس بدی رو بهم منتقل کرد…
با دقت سنگ قبرش رو شستم و و گل ها رو پرپر کردم…
پاهامو تو شکمم جمع کردم

لینک دانلود پاک شده است

منبع رمان» رمان اشتباه جبران نشدنی | hotsummer001 کاربر انجمن نودهشتیا

این مطلب را به اشتراک بگذارید