دانلود رمان بعد تاریکی ⭐️

1 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

معرفی رمان:

دانلود رمان بعد تاریکی _ بعد تاریکی، یک داستان خارق‌العاده‌ست راجب موجوداتی که حتی در پر رمز و رازترین کتاب‌های جهان هم اسمشون نیومده! شیطان‌ها، ارواح، اجنه و یا حتی پری‌ها هم به گرد پاشون نمی‌رسند. اون‌ها قدرت‌هایی فرازمینی دارند که منشأش، تاریکی و پلیدیه. بله، بی‌شک تاریکی!
همه چیز عادی پیش می‌رفت و این موجودات روی زمین زندگیشون رو می‌کردند تا اینکه یک روز عجیب، بعد از پونصد سالِ تمام، فردی مخوف میاد و نوید هیجده ساله شدن دو انسان فرازمینی در یکی از کشورهای جهان رو میده. از اون‌ افراد، فقط دوتا اسم وجود داره؛ هیچ نشونه‌‌ی دیگه‌ای نیست؛ اما باید پیدا بشن.
زمزمه‌ای این حوالی به گوش می‌رسه. انگار رعدِ آسمان هم، تاریکی و سپیدی رو برای نبرد باهم دعوت می‌کنه.
باید همراه این رمان شد و دید که شخصیت‌ها چطور ما رو مبهوت می‌کنند.

 

دانلود رمان بعد تاریکی

دانلود رمان بعد تاریکی

 

قسمتی از رمان:

وسط کلبه قدیمی به در و دیوار نمناک خیره شدم. این کلبه نیاز به تعمیر اساسی داره. باید دستی به سر و صورتش بکشم. به سمت آشپزخونه رفتم تا برای خودم قهوه درست کنم. با دیدن دانه‌های قهوه خاطرات قدیمی در ذهنم تداعی شد. وقتی برای اولین بار انسان قهوه رو کشف کرد، حتی طرز درست کردنش رو نمی‌دونست. اون‌ها دونه‌های قهوه رو می‌خوردن تا اینکه به مرور زمان طرز درست کردنش رو یاد گرفتند.
الان چندین قرن گذشته؛ ولی هنوز تک‌تک خاطرات تو ذهنم هستند. رمان ترسناک بعد تاریکی جنگ‌های بسیاری رو با چشم دیدم و درشون شرکت کردم. در طول تاریخ اسم‌های زیادی داشتم. آخرین جنگ که جنگ تحمیلی بود رو یادمه، همه من رو به اسم علیرضا شناختند. خودم هم این اسم رو قبول کردم.

 

پیشنهاد می‌شود

رمان اصالت مرگ | سویل

رمان هویان | سونیا جهانبخشی 

دانلود رمان بهاران بی‌باران

دانلود رمان ایرسای وجودم

رمان سپید به رنگ آرامش ⭐️

منتشر شده توسط :PARISA در 62 روز پیش

بازدید :2475 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

بعد تاریکی

نویسنده

مظفر تندر

ژانر

ترسناک / فانتزی / درام

طراح

ریحانه فنایی

منبع

یک رمان

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 14 )


  1. غزل نارویی گفت:

    بسیااااررر عالییی❤

  2. 🌺Zainab🌺 گفت:

    دوست داشتم رمان رو بخونم ولی وقتی خلاصه رو خوندم کلا پشیمون شدم میدونید آقای مظفر تندر متن خلاصه جای اینکه خلاصه باشه بیشتر مثل توهین یا به زور قبولوندن عقیده خودتون به بقیه است به نظرم این طرز نوشتن برای کسی که به خودش میگه نویسنده اصلا درست و صحیح نیست من کاری به این ندارم که بدی یا خوبی توی دنیا هستن یا نه ندارم یا اینکه خیر پیروز میشه یا شر حرف اصلی من اینه که شخصی امکان داره با خوندن خلاصه رمانتون بیخیال بشه و اصلا دیگه رمان های که شما مینویسید رو نخونه چون بهش توهین شده شاید نظر کسی این باشه که همیشه برای مقابله با بدی خوبی به وجود میاد و در آخر این خوبیه که سراسر دنیا رو میگیره چون ذات خداوند پاکه و اجازه نمیده بدی پا بر جا بمونه
    اینکه عقیده خودتون رو بگید خوبه ولی وقتی بگیم کسی که خلاف حرف منو میزنه احمقه ساده اس و چیزی نمیفهمه اشتباه نیست واقعا زشته نمیشه جای نوشتن خلاصه رمان چیزی رو به زور به بقیه تحمیل کنید با ذکر کردن اینکه فقط یه احمق حرف منو قبول نداره
    این طرز نوشتن شما باعث شد خود من به شخصه آثاری که شما نوشتید و یا خواهید نوشت رو مطالعه نکنم و به دیگران هم توصیه نمیکنم که رمان های شما رو بخونن

    • PARISA گفت:

      دوست عزیز خلاصه از طریق کادر مدیریت نوشته شده نه آقای تندر. به نظرم بهتره به جای قضاوت اشتباهتون از آقای تندر عذرخواهی کنید.
      این مواردی هم که شما گفتید به این صورت در خلاصه گفته نشده و شما جبهه گرفتید. این یک خلاصه رمان ساده هست.
      ضمن اینکه یک شما اگر از روی یک خلاصه رای بر خوندن و نخوندن یک رمان میدید پس چرا رمان می‌خونید کلا

  3. ناشناس گفت:

    جلد دو کی منتشر میشه

  4. ممد گفت:

    فصل دوم رو چرا نمیزارید ۶ ماه از اتمام فصل یک گزشته

  5. اری گفت:

    جلد دوم کی میاد؟
    رمان خوبی بود

  6. نویسنده گفت:

    اینکه اینقدر مرگ ادما عادی داشت می شد رو دوست نداشتم، و اینکه اون پسر شنل پوش میزاشت همه اونا در اوایل داستان بمیرن و به جای تماشا به پسره کمک نمی کرد ، این با قتل اونا فرقی نداشت که فقط تماشا می کرد
    برام بعد از کمی خوندن دردناک شد اینکه کاراکترا الکی فقط برای اینکه نقش اصلی به خود واقعیش پی ببره می مردن
    ولی در کل موضوع جدیدی داشت و اینکه داستان کلیشه ای نبود لذت بردم
    صحنه ها هم خیلی قشنگ توضیح داده شده بود قابل تصور بود
    در کل خسته نباشید

  7. نویسنده گفت:

    سلام خسته نباشین جلد دوم رمان کی میزارین؟؟

  8. Elina گفت:

    بی صبرانه منتظر جلد بعدی رمان هستم

  9. haniye گفت:

    واقعا عالی بود لطفا جلد دومم شروع کنید خیلی رمان زیبایی بود🤝🏻

  10. neda گفت:

    جلد دومش اومده؟اسمش چیه؟ الان تو خماری جلد دومشممم

  11. ریحانه احمدی گفت:

    سلام آقای تندر انتخواب موضوع واقعا خلاقانه بود ولی واقعا موضوع هایی که گفتید ساخته یک ذهن مریض بود تو روحیه خیلی اثر گذار بود وانگار شما تمام تمرکزتون دو گذاشتین رو عذاب دادن خواننده من واقعا بدم اومد از این رمان و توصیه نمیکنم به و باید بگم چند باری مظفر درباره خدا حرف زده و با خدا صحبت کرده و از کسی که با خدا صحبت میکنه اینقدر پست نمیشه که روی نوزادی که هنوز ۱ ساله نشده آب جوش بریزه و قبلش درباره خلقت و آفرینش صحبت کنه خلاقیت به خرج دادین درست تلاش کردین اونم درست ولی واقعا اتفاقات خیلی بد بود شاید الان بگین اگه ناراحتی چرا میخونی بله این حرف شما درسته ولی شما باید جوری رمان بنویسید که همخونی با روحیه خواننده داشته باشه من واقعا آدم احساسی نیستم ولی همون لحظه که آب جوش رو ریخت روی اون بچه بیچاره و از عذاب پدر و مادرش لذت برد دیگه نخوندم و فقط یک ربع گریه کردم ما توی نسلی زندگی میکنیم که بچه ها بالا ترین ارزش رو دارن و شما خواننده رو اگه سنگ ترین و پست ترین آدم هم باشه عصبی میکنید این دیگه یه نظر شخصی نیست خیر پیش

  12. محز گفت:

    جلد دوم کی میاد؟
    رمان خوبی بود

  13. Ahmad گفت:

    عالی،جلددومش کی میاد؟

افزودن نظر