دانلود رمان تاریک و روشن ⭐️

معرفی‌نامه رمان تاریک و روشن:
ارمغان یک برخورد، جامانده‌ای از نخستین نفس را به کالبد بازمی‌گرداند. تقلا بی‌ثمر است! بصیرتی فرا انسانی مرز جنون و وهم را در هم می‌شکند و باورها را به سخره می‌گیرد. دستان کوتاه شده از دنیا به سمتش روی می‌آورند و مرد قصه را پای‌بند می‌کنند به این یاری! در تکاپو برای درک این دگردیسی، عشق جای خود را باز می‌کند و روح‌ها در هم دمیده می‌شوند. نفخ صور دیگری در راه است…

 

دانلود رمان تاریک و روشن

دانلود رمان تاریک و روشن

 

قسمتی از رمان تاریک و روشن:

صدای قدم‌هایی از ته راهرو آمد. حواسم به راهرو جمع کردم، تماماً چشم و گوش شد.
بازم همونی رو که چند روز پیش دیدم رو دیدم؛ امّا اون که فوت کرد، چطور ممکنه؟!
رو به حسام گفتم:
– اون رو می‌بینی ته راهرو؟
با تعجب نگاهی بهم کرد و بعد نگاهی به راهرو انداخت و گفت:
– من چیزی نمی‌بینم.
نگاهی به راهروی طویل و سفید و بی‌روح بیمارستان کردم و گفتم:
– نمی‌بینی واقعا؟ اون یارو با لباس پاره که اون‌جا وایستاده رو نمی‌بینی؟
با چشم‌های گرد، نگاهم کرد و گفت:
– دیوونه شدی؟ من چیزی نمی‌بینم.
با ترس نگاهم رو بین حسام و اون آدم یا روح یا جن یا هرچی که هست، چرخوندم.
سردرگم به حسام نگاه کردم. حسام عصبی گفت:
– می‌خوای ایستگا بگیری بگو دیگه! محمد امشب اعصاب ندارم ها!
دستی توی موهاش کشید و عصبی نگاهم کرد.
ترجیح دادم، ادامه ندم؛ چون قطعاّ فکر می‌کرد دیوونم و یک بلایی سرم می‌آورد نصف شبی! پسر خوبیه؛ ولی گاهی سگ گازش می‌گیره!
یعنی اون چی می‎تونه باشه؟
روح؟ اگه روحه چرا فقط من می‌بینم؟ خیالاتی شدم یا واقعیه؟ نکنه واقعاً دیوونه شدم؟ سوالات توی ذهنم هر ثانیه بیش‌تر و بیش‌تر می‌شد. تصمیم گرفتم با اون موجود روبه‌رو شم.

 

 

پیشنهاد می‌شود

رمان مودیت | زهرا صالحی (تابان)

رمان چاه تنهایی | مریم علیخانی

دانلود رمان حافظه شخصی

دانلود رمان رنج‌نامه فرنگیس

رمان تا شکوفه سرخ لبخندت 

 

 

 

منتشر شده توسط :PARISA در 40 روز پیش

بازدید :5448 نمایش

برچسب ها :

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 12 )


  1. فاطمه عبدالهی گفت:

    ببخشید چرا نمیشه نسخه پی دی اف رو دانلود کرد؟

  2. سپیده گفت:

    سلام، من نیم تونم پی دی اف رو دانلود کنم. لطفا پیگیری کنید. ممنون.

  3. آنی گفت:

    ممنونم ازتون خیلی جالب بود

  4. ستاره گفت:

    خیلی خوب بود❤

  5. yeo jingoo fan گفت:

    هتل دل لونا😍😍

  6. *Elinaz* گفت:

    خیلییییی قشنگ و عالی و جذاب بووووود😍👌🏼

  7. آزیتا 🌷 گفت:

    خیلی خوب و قشنگ بووووود مرسییییییی

  8. Nilufar.r گفت:

    رمان خیلی خوبی بود. با اینکه من خیلی به راوی اول شخص علاقه ندارم و از این سبک نمی‌خونم، یه سری جاهاش واقعا غرق داستان می‌شدم و حسابی برام جذاب بود.
    قلم قشنگ نویسنده‌ی عزیز این رمان سبز و ماندگار💙
    همیشه موفق باشی دختر خلاق💙

  9. zara گفت:

    جالب و جدید بود، خیلی ممنون

  10. mahi_t.z گفت:

    سلام خدمت نویسنده گرامی🌹❤️
    رمان از سیر متوسط و خوبی برخوردار بود
    و مهم ترین و بهترین نکتش این بود که ایده جدید و نو بود و کلیشه وار نبود.
    به نظرم میتونستید بیماری محمد رو درمان نشده بزاری و برخوردش با ارواح مختلف رو بسط بدی چون همینطور که گفتم ایده ارزش دو و حتی سه جلدی شدن رو داشت

    پیشنهاد می کنم این رمان رو از دست ندید:)
    خودندنش خالی از لطف نیست🌹

    با آرزوی موفقیت برای خانم عبداللهی عزیز🌹