دانلود رمان جدید دختر ابلیس ⭐️

1 vote, average: 3,00 out of 51 vote, average: 3,00 out of 51 vote, average: 3,00 out of 51 vote, average: 3,00 out of 51 vote, average: 3,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

خلاصه رمان :

دانلود رمان  دختر ابلیس داستانه ما راجب یه دختره مغرور و نترسه ……و کمی هم قد  و شیطون … این دختر قصه ما پدر مادرشو تو یه تصادف از دست میده …و زندگیش دگرگون میشه خودش خانم خودش میشه…… حرف زور تو کتش  نمیره …بخصوص اگه پسر باشه

نویسنده:الینا_ایدا نویسنده یک رمان
سبک رمان چیه : کلکلی…طنز…عاشقانه…ماموریتی…هیجانی…

با صدای گربم از خواب بیدار شدم . بھ اولین چیزی کھ نگاه کردم گوشیم

بود .ساعت
چھار بعد از ظھر بود …باید برای پارتی اماده میشدم…
بھ سمت حموم رفتم…سرمو بردم زیر دوش آب و تا تونستم داغش کردم

…شاید داشتم
خودمو مجازات میکردم…..)من گناھکارم(
میخوام ببینم جھنم چقدر داغھ…تمام پوستم از درد میسوخت …بعد چند

دانلود رمان جدید دختر ابلیس

دانلود رمان جدید دختر ابلیس

 

لحظھ از زیر
دوش اومدم بیرون…
صدای شرشر اب ھنوز تو مخم بود رمان جدید رفتم جلوی ایینھ و بخار رو کنار

دادم…بھ قیافم
خیره شدم ….سفید و بیروح بودم…
بالای دندونام و ابرو و گوشم سوراخم ھای پرسینگ خود نمایی

این دختر خانم ما یه پارتی دعوت میشه و میره …که تو پارتی یه شخصیو میبینیه

…این شخص بهش یه پیشنهاد  میده که زندگیشو زیرو رو میکنه ……

میکرد….چشمام
درشت مشکی بود و بینی متوسط قلمی داشتم…
لبای کوچیک و گوشتی کھ جذابیتمو چند برابر میکرد….اروم اروم از اجزای صورتم
پایین اومدم…تتوی بالای سینم ھمراه سلیب خونی..
)….(son of the luciferیاده گذشتھ ھام افتادم …اه…لعنتی…اره من
)گناھکارم(….دست از نگاه کردن خودم برداشتم…….
یک حولھ دور خودم پیچیدم و از حموم بیرون اومدم….. کنار پام احساس قلقلک
کردم…. پایینو نگا کردم…گربم بود .
اسمش )(hexyبود بھ معنی )جادوگر(…ھکسی برای من متفاوتھ … اون چشایی کھ

یک خط چشم با یک ریمل زدم…رو پلک چشامم یھ سایھ مشکی و یھ رژ

منتشر شده توسط :REZA_M در 1890 روز پیش

بازدید :2700 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:

نویسنده

نویسنده:

ژانر

موضوع:

طراح

طراح:

تعداد صفحات

تعداد صفحات:

منبع

منبع:



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 1 )


  1. مهسا گفت:

    مزخرف و ترین و اغراق آمیز ترین رمانی که خوندم این بود محتواش فانتزیش اصلا ربطی به اسمش نداشت همشم عشق و عاشقی و کل کل بود پلیس چطور یه بارم پیگیری نکرد بابت قتل عرفان و قتلایی که ب قول خودش انجام داده

افزودن نظر