دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی

 

 دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی

 

 

خلاصه:
دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی مینا دختری جوونه که واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاکی از ازدواج اون با پسرکارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نکردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی کنکور گذاشته اما اینجاست که قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور که شما فکر می کنین پیش نمی ره….

حریف سرنوشت نمیشی به مادرش ارث رسیده بود ، مادر مینا یکی یه دونه خونواده بود

برا همین تمام دارایی پدرش که این

خونه و خونه ای کوچولو توی چالوس بود، بعد از فوت پدربزرگ به مادر

مینا منتقل شده بود. بیشتر افراد فامیل نام اون خونه

رو بهشت مینا گذاشته بودند چون که تمام گلها ، درختها و سبزه ها رو مینا

با دست خودش کاشته بود . روزای تعطیل با پدر

به جون خونه می افتادند و با کمک هم و به سلیقه مینا باغ رو مرتب و تزیین

می کردند ، درختای میوه سرسبز، گلهای رز

روون رنگارنگ و سبزه های بلند و بانشاط هر کدوم جلوه خاصی به باغ می دادند

، رویایی تر از همه اینا حوض خیلی

قشنگی بود که وسط حیاط خودنمایی میکرد ، شبها وقتی پمپ فواره رو روشن می کردند دیگه زبون از توصیف باغ ناتوون

می موند. پدر مینا اوضاع مالی اونچنانی نداشت ، کارمند ساده

یه شرکت بازرگانی بود، حتی چند بار می خواست خونه رو

بفروشه و خونه ای کوچیک تر بخره و بقیه پولو صرف مشکلات زندگیش کنه اما مادر و مینا سخت مخالف این کار بودند و

هر دفعه به بهونه ای اونو منصرف می کردند البته هر چند که سند اون خونه به نام مادر مینا بود و پدرش اگه می خواست هم نمی تونست خونه ساختمون خونه مثه حیاط باحال بود گچ بری های فوق

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید