دانلود رمان خانه اشباح اختصاصی یک رمان

دانلود رمان خانه اشباح اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان خانه اشباح اختصاصی یک رمان

 

خلاصه رمان :

دانلود رمان خانه اشباح اختصاصی یک رمان همیشه تنها بودم  و در اخر این  تنهایی به یک ترس بزرگ تبدیل شد.ترس،ترس،ترس.ترس از یک ویلای خطرناک .داستان درمورد یک دختر که بخاطر لج کردن با یه پسر یه مرد می خواد یه ویلا بخره ،تا حالا کسی وارد اون ویلا نشده .کی این خونه رو میخره دختر یه پسر؟هردو  اتفاق های که میوفته و هر دو این خونه رو میخرن بعد از خریدن خونه اتفاق های عجیبی براشون پیش میاد ؟

نویسنده : fateme_h0000 کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۴۷

ژانر : ترسناک 

چه کسانی میان دنبالشون ؟

سحر رفت منم تلفن رو برداشتم و زنگ زدم به اقای شمس که یه مکان عالی واسه نقشه پیدا کنه

کیفم رو برداشتم و از اتاق زدم بیرون که صدای سحر رو شنیدم

– یسنا وایسا منم بیام

برگشتم و با اخم نگاهش کردم صد دفعه بهش گفتم تو محیط کار من رو به اسم فامیلی صدا کن اصلا نمیفهمه این بشر .

تا نگاه من رو دید یه لبخند زد که تا بنا گوشش باز شد امد کنارم که با نهیب بهش گفتم

– جاوید

بعد از در دفتر زدم بیرون و دکمه اسانسور رو زدم.

دختره احمق نمیدونه من جلو اینا حساسم و نمیخوام این جوری حرف بزنه از پشت سر صداش رو شنیدم

– یسنا جونم

( اسانسور امد و رفتیم داخل)

– مرض صد دفعه گفتم جلو کارمندا نگو یسنا بگو خانوم جاوید

– خانوم جاوید جونم معذرت

– سحر حیف که شریکمی و دوستمی وگرنه مینداختمت بیرون

– اوه تو باز مغرورشدی

– همین که هست

اسانسور رسید و امدیم بیرون

– برو جلو در برم ماشین رو بیارم

– باشه خانوم جاوید

دانلود رمان

 

لینک های دانلود

3/5 - (2 امتیاز)

منتشر شده توسط :REZA_M در 2676 روز پیش

بازدید :4329 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:

نویسنده

نویسنده:

ژانر

موضوع:

طراح

طراح:

تعداد صفحات

تعداد صفحات:

منبع

منبع:



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 2 )


  1. Xahra گفت:

    سلام!
    راستش هنوز رمان رو تا آخرش نخوندم اما تا اینجا ک خوندم ی انتقاد داشتم وقتی نویسده داره داستان رو مینویسه لازم نیست ک هی بیان کنه ک من دختر مغروری هستم یا چون من مغرورم این کارو نمیکنم و… خواننده خودش از رفتار ها میفهمه ک چه کسی مغروره و چه کسی نیس و ایمکه شخصیت دختر رمان بیشتر از اینکه بخواد مغرور باشه یه دختر تک روئه ک فقط دستور میده چ با اطرافیانش بد صحبت میکنه و اینکه دختری مغرور باشه‌حتی موقعه ترس هم دست شخصی ک کنارشرو نمیگیره یا خیلی کارای دیگه ک با شخصیت مغرور اون خانوم جور در نمیاد امیدوارم نویسنده توی رمان بعدیش اگه شخصیت رمانش مغرور بود هی بیان نکنه و ترجیح بده ک خواننده درباره ی شخصیت رمانش تصمیم بگیره
    با تشکر ?

  2. فروغ گفت:

    خسته نباشید میگم به نویسنده
    ولی میخواستم بگم شخصیت اول رمانتون جای اینکه مغرور باشه خیلی زیاد بی ادبه و این خصلت یکم رمانو لوث میکنه چون به همه از بالا نگاه م یکنه و به همه توهین میکنه

افزودن نظر