دانلود رمان سوء تفاهم ⭐️

یه سوء تفاهم بین دو تا ادم یه دختر و یه  پسر واینکه ایا اون ها قادرن این مسئله رو حل کنن  و دلیل این سوء تفاهم ایا یه اتفاق نگاهم روی صفحه ی کامپیوتر ثابت موند بود بالاخره قبول شده بودم ولی نه سراسری .مامان اسفند رو بالا سرم میچرخوندو قربون  صدقم میرفت از خوشحالی روی پاش بند نبود ولی کسی از ته دل

من خبر نداشت از قصد زده بودم مهندسی عمران چون میدونستم شه

ر خودمون نداره و من زدم تهران . توی دلم مجبور شدم برای هزارمین رمان سوء تفاهم

بار این جمله ی لعنتی رو با خودم تکرار کنم لعتن به تو رضا
مامان: چیه مادر چرا زانوی غم بغل گرفتی ؟ فدات بشم خانم مهندس
– مامان جان انقدر مهندس مهندس نکنید میدونید هزینه این رشته اونم

تو دانشگاه ازاد چقدره؟؟؟؟ تازه هزینه ی زندگی توی تهران رو هم بی خیال بشیم
بقضمو قورت دادمو گفتم : خودتم میدونی که معلوم نیست دانشگاه

 

دانلود رمان سوء تفاهم

 

دانلود رمان سوء تفاهم

 

 

بهمون خوابگاه بده یا نه؟
مامان: مهم نیست مادرم من و بابات یه عمر واسه این لحظه تلاش کردیم

و جون کندیم این قدر فکر بی خود نکن حالا هم پاشو

برو یه دوش بگیر تا حالت جا بیاد باباتم از اداره زنگ زد کلی

خوشحال بود گفت اگه بتونه زودتر میاد رمان سوء تفاهم

ر خودمون نداره و من زدم تهران . توی دلم مجبور شدم برای هزارمین

بود. پوست صورتش تقریبا برنزه بود، چشمای درشت مشکی داشت، موهاشم لخت مشکی بود. قد بلندی داشت و هیکلِ به قول رخساره

ورزشکاری ای داشت ولی همیشه یه غرور و جذابیت خاصی تو چهره و طرز حرف زدنش داشت. صدای ذاکر از افکارم بیرونم آورد.

ذاکر:

– خانم عظیمیان شرمنده، اگه می شه این برگه های نظر سنجی رو بین بچه ها پخش کنید، من باید حتما این جا برای هماهنگی باشم.

– بله، حتما.

رخساره:

– وای تبسم این تیرداد دیوانه شده. همه فهمیدن این قدر ضایع نگاهت می کنه. این ذاکر هم با این همه سر به زیریش فهمید، فرستادت

دنبالِ نخود سیاه.

– بی خیال رخی، ما رو چه به اینا؟!

ساعت یک و نیم با استاد نیازی کلاس داشتیم تقریبا یک ربع از کلاس می گذشت ولی استاد هنوز نیومده بود. در حالِ توضیح دادنِ یه

مسئله ی درسی برای ستاره بودم که صدای تیرداد طبق معمول برق از سرِ هممون پروند.

تیرداد:

– سلام خانم عظیمیان، جزوتون رو آوردم، بفرمایید. ممنون از لطفتون.

– خواهش می کنم.

تیرداد:

– فردا، سرِ کلاس دکتر نفیسی می تونید جزوه ی ایشونم برام بیارید؟ ممنون می شم از لطفتون.

– بله حتما.

داشتم بقیه ی درس رو برای ستاره توضیح می دادم که صدای بهمن همه جا رو برداشت.

بهمن:

 

 

رمان هایی که نباید از دست داد:

رمان قلب خونین شیطان | سیده پریا حسینی

رمان تُنگی بلورین برای ماهی | س.سرحدی

رمان خفته در کالبدها | fateme078

رمان کورباوری | مریم شکیبایی

دانلود رمان کاش نبودم

کتاب با ماهی ها غرق می شوم

 

منتشر شده توسط :PARISA در 635 روز پیش

بازدید :3434 نمایش

برچسب ها :

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 3 )


  1. Sama گفت:

    رمان ناقصه و هیچکدوم از فایلا دانلود نمیشه

  2. ممد گفت:

    خیلی داستانش پیش پا افتاده و ساده بود قلم نویسنده هم فوق العاده خراب بود . نصف اول داستان رو دختره تعریف کرد نصف بعدیش رو راوی . بعضی از دیالوگ ها هم جا به جا شده بودن و اگه سعی میکردی بخونی هم متوجه نمیشدی چی به چیه . در کل قابل خوندن نبود امیدوارم کارهای بهتری از نویسنده ببینیم