دانلود رمان ناتاشا

 

دانلود رمان ناتاشا

 

خلاصه:

دانلود رمان ناتاشا  ای جز جیگر بگیری ناتاشا .. داره دل و رودم از تو حلقم میاد بیرون … ای خدا .. مردم..لال میشی یا نه ..؟ همه دارن نگامون میکنن ..نیوشا _نگاه کنن ..بزار همه ببین چطور داری خواهر دوقلوتو میکشی…ای که اون زبونتو مار میزد تا به بابا نگی دارن نیرو اعزام میکنن .

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ناجی

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه (جلد دوم)

دانلود رمان ثانیه ها

ابت نبود نونت نبود ..افغانستان رفتنت چی بود ..

_ای بمیری نیوشا ..اینجام دست از لودگی برنمیداری .. ببین سرهنگ داره نگامون میکنه ..

نیوشا_کو… کجاست؟ ..الهی من فدای اون چشای عسلیش بشم .

. قربون قد بلندش ..نمیدونم مامانش و باباش چی خوردند

که همیچن نانازی رو پس انداختن.. جیگره به خدا … …

_ خاک بر سرت نیوشا ..این چه طرز حرف زدنه ؟

عین این لاتای چاله میدون شدی .. خیر سرت نظامی هستیا ؟

نیوشا_خاک به گور تو .. اگه توو اون بابای تیمسارمون نبودین که من صد سال سیاهم نظامی نمیشدم …

حالا ارتشی شدیم به درک ..چرا دیگه فرستادیمون افغانستتان ..؟

دانلود رمان ناتاشا

نمیگی جنگه ؟.. یهو یه خمپاره می ا فته رو این ناتاشای عزیز کردت … خدا بخواد تیکه تیکه میشه ؟

  گمشو یه زبونم لالی ..چیزی .. بعدشم جنگ کجا بود .. الان مدتهاست که اونجا اروم شده …

_خیلی بی ادب شدیا نیوشا … تو که دلت نمیخواست بیای اصلا چرا اومدی هان ؟

…اومدی رو اعصاب من راه بری ؟ خوب یه کلام به بابا میگفتی نمیای …

نیوشا _اهکی … نیام که همه افتخاراتو مدالا رو خودت تنها تنها کوفت کنی ..

نه جونم ..تک خوری تو مرام ما نیست … بعدشم تا عمر داشتم بابا تو رو پوتک میکرد

میکوبید تو این سر کچل من .. فکر کردی کم پز تو رو میده؟

صداشو مثل پدرم کلفت کرد

_ ناتاشا رو ببین ..عین یه مرد میمونه ..صد تا پسر و حریفه …

یکم از ناتاشا یاد بگیر … ناتاشا اله ..ناتاشا بله … نه خواهر من ..

عمرا بزارم …شده تو این افغانستان شل وپل بشم پا به پات میام ..

از حرفاش خندم گرفته بود .. وقتی خندمو دید دستشو انداخت دور گردنم

نیوشا _ای قربون اون خنده هات برم .. ولی لباتو ببند و بخند تا دندونات معلوم نشه…

_چرا؟

صداشو اروم کرد

نیوشا_اخه ممکنه واسه کرمای دندونات خواستگار پیدا بشه…

با مشت زدم تو بازوش

_گمشو تو هم ..من یه دندون پر کرده هم ندارم …

نیوشا_اا معلومه ..کدوم بقالی میگه ماست من ترش …

_ نیوشا یه چیزی بهت میگما ….. صد بار بت گفتم از این شوخیا با من نکن …

نیوشا_اا چته مرگته؟ عین سگ پاچه میگیری .. نمیشه دو کلوم باش حرف زد ..

حرفم نمیومد . فقط چپ چپ بش نگاه کردم …

نیوشا_نکن قربونت برم چشات فل میشه ..دیگه طالبانم رقبت نمیکن بیا ن ببرنتا . و ریز خندید…

انگشت شستشو گرفتمو پیچوندم …

 

پیشنهاد می شود

رمان عروس شیطان | مهدیه احمدی

رمان جنگجویان گورج (و اتحاد با شیاطین) | nazy.8 

 رمان جنگل خیال | jasmine

این مطلب را به اشتراک بگذارید