دانلود رمان هستی و نیستی ⭐️

معرفی رمان :
 گاهی هستی و نیستی آدم‌ها به اندازه یک کهکشان از هم فاصله دارد. رمان هستی و نیستی، روایت‌گر انسان‌هایی با اعتقادات متمایز است که هرکدام دارای دو دنیای ‌متفاوت‌اند. اعتقادات و رفتارهای گروه مقابل برای هردوی آن‌ها غیرقابل لمس و عجیب است. در این داستان برای باز کردن گره‌های پر از ابهام زندگی، بعد از مدت‌ها تلاش یک فرصت پیدا می‌شود. شاید این سفر مجالی برای جنگ عقاید و درک یکدیگر باشد.

 

دانلود رمان هستی و نیستی

دانلود رمان هستی و نیستی

 

قسمتی از رمان:

دلیل این حال آشفته‌ام رو درک نمی‌کردم و برای اینکه از این افکار پر آشوب خلاص بشم تصمیم گرفتم از اتاق بیرون بزنم. شال رو از سرم برداشتم و موهام رو بستم، حس انگشت‌های برزین لای موهام هنوز هم قلبم رو به تپش می‌انداخت.
با برداشتن شالی دیگه و انداختنش روی موهایی که دیگه خشک شده بود از اتاق خارج شدم.
برزین و بردیا در حال بازی تخته نرد بودن و آریانا جلوی تلویزیون نشسته اما همه ی حواسش به بازی بود. بردیا که سرش رو بالا گرفت و بهم نگاهی انداخت دستپاچه از اینکه ممکنه باز هم طعنه‌ای بزنه و حالم رو بدتر از این کنه به سمت مخالفش چرخیدم و با فاصله از آریانا روی مبل نشستم.
با نشستنم آریانا هم متوجه‌ام شد، حواس و نگاهش رو از بازی گرفت.
– خوبی هستی جون؟
نمی‌تونستم منکر عذاب وجدانم بشم، با وجود کاری که من با خواهرش کرده بودم نباید اینقدر خوش برخورد می‌بود.
– ممنون، بد نیستم.
سرش رو باز به سمت برزین و بردیا چرخوند.
– بد نبودنت که خیلی عادیه، ولی تو روز اول عقدتون به نظرم باید عالی باشی.
نمی‌دونم چرا اما ناگهانی حس کردم هیچکدوم از دوست‌هام به اندازه‌ی آریانا بهم نزدیک نیستن، دلم می‌خواست دردهای قلبم رو یکی یکی واسش شرح بدم.

 

 

پیشنهاد می شود

رمان رامش

رمان دیباچه‌یِ شیفتگی | nazy.8 کاربر انجمن یک رمان

رمان هویّت مجهول | فرزانه رجبی کاربر انجمن یک رمان

دانلود رمان نم شب

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 5 )


  1. Zahore گفت:

    نویسنده‌ گرامی خسته نباشید 🌹
    رمان خوبی بود و خسته کننده نبود .
    بعضی جاها هستی به شدت بی ثبات بود و این ازار دهنده بود ، بیچاره بردیا ..
    منتظر رمان های بعدی شما هستم .

  2. نویسنده گفت:

    خسته نباشید، ولی رمان قشنگی نبود، هم قابل حدس بود و هم بعضی جاها واقعا تخیلی بود

  3. بنفشه گفت:

    خیلی مشکل نوشتاری داشت،در کنارش مریم دوست هستی بود تو محل زندگی شون، بعد هستی رفت تهران و مریم بازهم بود،به نظرم یه جاهایی ضعف داشت و اگه بیشتر روش فکر میکردین و وقت میزاشتین قطعا بهتر میشد،من یه روزه خوندمش و از داستانش خوشم اومد،خدا قوت و به امید کارهای بیشتر و بهتر

  4. S@h@r گفت:

    قشنگ بود. خسته نباشید.

  5. S@h@r گفت:

    قشنگ بود. داستان جالبی داشت.خسته نباشید.