دانلود رمان پولتو به رخم نکش ⭐️

معرفی کتاب:

دانلود رمان پولتو به رخم نکش _ این رمان داستان زندگی دختریه به اسم ترانه که مشکلات زیادی توی زندگیش داره و هرچه قدر خودشو به درو دیوار میکوبه تا شرایط و تغییر بده نمیشه تا اینکه برادرش کلی بدهی بالا میاره و ترانه مجبور میشه که برخلاف میلش کارایی بکنه که اصلا ازش خوشش نمیاد در این بین سر راهش یه پسر مغرور و خودخواه قرار می گیره که دست تقدیر این دوتا رو همش روبه روی هم قرار میده تا اینکه یه روز اتفاقی می افته که هیچکس منتظرش نیست اما…

 

دانلود رمان پولتو به رخم نکش

دانلود رمان پولتو به رخم نکش

 

قسمتی از کتاب:

از ماشین پیاده شدم و با ذوقی که سعی می کردم پنهونش کنم کلید و توی در انداختم و بازش کردم.

خونه ما یه خونه قدیمی بود یه حیاط خیلی کوچولو داشت که یه حوض آبی رنگ دوازده در دوازده وسطش بود.

حمام و دستشویی هم توی حیاط بود چندتا پله میخورد یه ایوون داشت که روی نرده هاش گلدون گذاشته بودیم تا ظرافتشو بیشتر کنه.
درو باز کردم و وارد خونه شدم.

با عجله به سمت یخچال دویدم که با دیدن پارچ که روی سینک ظرفشوییه آه از نهادم بلند شد.

سریع در طبقه بالای یخچال که فریز بود و باز کردم و یه قالب یخ برداشتم.

با هولی به سمت سینک ظرفشویی رفتم و آب و روی قالب یخ باز کردم.
د باز شو لعنتی چرا عینه کنه چسبیدی بهش ای بابا حالا میدونه من عجله دارم!
صدای خش خشی که شنیدم باعث شد وحشت زده به سمت اپن برگردم که با دیدن ماهان که چندتا از پلاستیکارو جلوی آشپزخونه گذاشته بود.

قالب یخ از دستم توی ظرفشویی ول شد.
ماهان بی تفاوت روش و ازم گرفت و رفت بیرون.

با ناباوری به خریدا نگاه کردم باورم نمیشد نه این امکان نداشت.

 

پیشنهاد می شود

رمان مهرگان (جلد دوم خاتمه بهار) | الیف شریفی 

رمان تردست | افسون رضائیان

کتاب با ماهی ها غرق می شوم

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 3 )


  1. Fatemeh گفت:

    سلام. خسته نباشید میگم به نویسنده عزیز. یه چند تا نقد کوچولو دارم. اول اینکه سعی کنین غلط های املایی رو تصحیح کنین چون این از کیفیت کارتون کم میکنه. (عقده‌ای:اغده‌ای، ضرر:ظرر و…) و اینکه توی رمان سعی کردین که ترانه و بیتا خیلی دوستی قوی ای داشته باشن ولی هنگام سختی های ترانه بیتا هیچ نقشی نداشت، حتی قسمتی که سالگرد ازدواج بیتا و بهزاد بود ماهان گفت اونا میدونن چرا حضور نداری. اینجا به نظرم خیلی طبیعی تر میتونست بشه اگه بیتا یکم قوت قلب میداد و ترانه رو تنها نمیذاشت. نمیخوام بگم رمان بدی بود، اتفاقا رمان قشنگی بود ولی باید بعضی جاها بیشتر روش کار بشه. با آرزوی موفقیت برای نویسنده عزیز 🙂

  2. FTM گفت:

    رمان جالبی بود ولی زیادی از حد ترانه بدبخت بود کل رمان تو بدبختیش خلاصه میشد بازم دست نویسنده درد نکنه 🙂

  3. مهلا گفت:

    عااااااااااااااااااااااااااااااااالی
    خیلی قشنگ بود
    من که لذت بردم