دانلود رمان یغماگر احساس

دانلود رمان یغماگر احساس

 

دانلود رمان یغماگر احساس

خلاصه:

دانلود رمان یغماگر احساس چشم‌هایت را به ‌چه تشبیه کنم؟درست مثل یک شعر نا تمام میمانند…مثل یک‌ غزل یا قصیده…آمدنت چه؟مثل یک ‌خواب بلند،شیرین و عمیق…به‌ چه ‌تشبیه کنم حسمان را؟عشقمان را که مهمان ناخوانده و اجباری قلب هایمان شد؟…دل کندن‌مان چه؟به چه تشبیه کنم این دوری با عشق را؟ تاوان چه را می‌دهیم؟به چه جرمی کنار همیم و ‌نیستیم؟تو بگو؟

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ماهی

دانلود رمان هاله ماه

دانلود رمان ملکه تنهایی

 

قسمتی از متن رمان :

به خاطر سرمای باد و سوز سرد هوای بهمن ماه قدم هام رو تندتر کردم.
با این که پالتو تنم بود و مدت زمان زیادی بیرون نبودم اما بیش از حد سردم بود.
به در خونه که رسیدم پوفی کشیدم و تند کلید خونه رو بیرون آوردم.درو باز کردم و وارد حیاط شدم.
نفس عمیق اما پر حرصی کشیدم.درو باز کردم و وارد شدم.
زن دایی مثل همیشه با اخم جلوم ظاهر شد و گفت:
-کجا بودی تا الان؟
دندون قروچه ای کردم و جواب دادم:
-سر قبر ننه بابام بودم، به تو چه؟
از چشماش حرص و خشم زبونه می‌کشید.

دانلود رمان یغماگر احساس
-همینه دیگه، بالا سرت نبودن که درست تربیتت کنن، بدبختیش فقط افتاده گردن ما.
پوزخندی به حرفای تکراریش زدم و گفتم:
-زن دایی هزار بار گفتم یه بار دیگه هم یادآوری می‌کنم.
شمرده شمرده ادامه دادم: دانلود رمان یغمای احساس
-به تو ربطی نداره، اینکه من چه جوری تربیت شدم فقط به خودم ربط داره، شما هم اگه

دلتون نمی‌خواست از اولم مجبور نبودین نگهم دارین که خدای نکرده باعث بدبختیتون نشم.
منتظر عکس العملش یا جواب دادنش نموندم و به سرعت خودمو به اتاقم رسوندم،خیلی

راحت می‌تونستم عکس العملش رو در برار حرفام تصور کنم.
درو که بستم نفس عمیقی کشیدم و‌ لباس هامو با لباس خونگی عوض کردم.
روی تخت دراز کشیدم و قفل موبایلم‌ رو باز کردم.

پیشنهاد می شود

رمان اسمش رو سام گذاشتم (جلد دوم رمان فرزند خاموش) | Fatemeh.M

رمان متاهل (جلد دوم) | سیده پریا حسینی

رمان زرد (جلد دوم) | I.yasi

 

منتشر شده توسط :REZA_M در 975 روز پیش

بازدید :1167 نمایش

برچسب ها :

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..