دانلود رمان یک روز تو زندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

 

Yek rooz too zendegim boodiمیث - دانلود رمان یک روز تو زندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

 

خلاصه:

دانلود رمان یک روز تو زندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) سلام دوستان از این که دیرشروع کردم منو ببخشین و دوستانی که جلد اولو خوندن می دونن که من نوشته بودم پدر نفس یک ماه دیگه حکم قصاصش اجرا می شه اما وقتی تحقیق کردم کمتر از یک سال همچین حکمی رو اجرا نمی کنن و شما اون یک ماه رو نادیده بگیرین و یک سال رو فرض کنین ممنون….

نام رمان:یک روزتوزندگیم بودی(جلددوم رمان ایلیا)
ژانر:عاشقانه٬اجتماعی
نام نویسنده:قلب پاییز
ویراستار: narcissus،Hamraz.raz

سخن نویسنده

جلد یک رمان در اونجایی تموم شد که ایلیا نفسو از خونه بیرون کرد و وقتی نفس به خونه رفت و جریان رو برای مادرش تعریف کرد سعیده حالش بد شد و…. پایان خوش

مقدمه

نگاه تومانند نسیمی آرامکشتی طوفان زده ام رابه فراسوی دریا های عاشقی کشاندحیف که گردباد ت مرا در هم درنوردید..ً

قسمت اول نفس: خدای من چرا این جوری شد؟؟ من که چیزی نگفتم چرا این طوری شد این مصیبت جدید رو دیگه نمی تونستم تحمل کنم… خدایا چه بدبختی بودم ،من و نیاز بالا سرِمامان نشسته بودیم و هق هق می کردیم… با شنیدن زنگ ناهنجار در خونه ازجا پریدم و دماغم رو پر سرو صدا بالا کشیدم و با دو خودمو به حیاط رسوندم… نفهمیدم چطوری درو باز کردم … دکتر اورژانس بیمار کجاست؟؟؟ درحالی با درد هق هق می کردم

با صدای پر دردیگفتم: تو خونه است توروخدا یه کاری کنید… دکتر که مرد مسن و عبوسی بود منو کنار زد و همراه دستیارش به سرعت داخل خونه شدن … من هم دنبالشون دویدم و وارد خونه شدم…

نیاز ِبیچاره همون طور با حال نزارش

قسمت دانلود

 

دانلود رمان