دلنوشته صوتی سروها استوار می میرند

 

دلنوشته صوتی سروها استوار می میرند

 

مقدمه :

دلنوشته صوتی سروها استوار می میرندجوانی که میچر خد دورِ سرش دنیا … و هزار و یک کارِ روی زمین مانده.. نویسنده نیستم …حرفِ دله… مینویسم تا خوب یادم بمونه

پیشنهاد می شود

دانلود دلنوشته آفاق عشق اختصاصی یک رمان

قسمتی از متن :

چند وقتِ پیش به این فکر میکردم
چقدر مسخره شده این زندگی
که همش باید بدویی که آخر به جایی بِرسی یا نَرسی..
متِحمّلِ یه چیزایی بشی که حَقت هست یا نیست..
چیزایی رو بخوای و بجنگی واسش که سَهمت بوده یا نه..
روزایی رو بگذرونی که…خلاصه تو یه برزخِ فِکری افتاده بودم!

دلنوشته صوتی سروها استوار می میرند
روز اولِ عید مسافر بودم و تو راه خبر رسید اون کوچولو که منتظرش بودیم بالاخره به دنیا اومده..
القِصه دیروز تونستم برم و ببینمش!
خَنده و لبخند مهم نیست.. تهِ دل ولی شیرین شد؛
یه فَندق به جَمعِمون اضافه شد و به این فکر میکردم این مکمّلِ اون جایِ‌خالی های تو خونم هست؟!
این فندقِ جای اون کسایی که نیستن رو پر میکنه؟
نه.. شاید اونا هم الان باید اینجا می بودن و شیرینیِ این کوچول رو باهم میدیدیم؛
اینجا بودن و حس مسئولیت و سقفِ خانواده و این شادیاش رو به یکی دیگه می دادم.
این روزا قِسمت بد خودش رو نشون میده..
از اینا که بگذریم میبینیم این کوچولو چقدر امید ایجاد کرد؛
به این فکر نکردم رسیدن یا نرسیدن مسئله این است.. الان باید فکر کرد ادامه داد،
ساخت،
جنگید برای ارزش هایی که هنوز هست،
برای این شیرینی های کوچیکی که تو زندگی هست و یهو روزت رو عوض میکنن.
افکار و گذشته رو نمیشه تغییر داد
ولی میشه بِروزرِسانی کرد.

لینک های دانلود

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

دانلود قسمت سوم

دانلود قسمت چهارم

دانلود قسمت پنجم

دانلود قسمت ششم

دانلود قسمت هفتم

دانلود قسمت هشتم

دانلود قسمت نهم

 

شاید مورد پسندت باشه