خلاصه: دانلود رمان دختر بد وقتی یه بادوم تلخ میخوری سریع بعدش چندتا بادوم شیرین میخوری که تلخیش از بین بره،تو دیگه لذتی از بادوهای شیرین نمی بری،فقط میخوای تلخی رو فراموش کنی،وقتی هم که اون تلخی تموم شد دیگه می ترسی بادوم بخوری که نکنه دوباره تلخ باشه!عشق مثل اون بادوم تلخه!بعدش با آدمای زیادی میری ولی فقط برای فراموش کردن اون بعدش دیگه می ترسی عاشق شی،در اصل آدما یه بار عاشق میشن،بعدش یا از اجبار تنهایی و سرمو برگردوندم...اوه اوه!بالاخره یافتم!چقدر خوشگله این پسره!البته نه خوشگل خوشگله!به قول بیتا جذااابه!بیتا دوباره بازومو تکون داد که بدون اینکه نگاهش کنم گفتم: -ولم کن بیتا...بزار اینو تور کنم... بیتا شیطون خندید و مشغول حرف زدن با آنیتا شد...دستمو زیر چونم گذاشتم و شیطون به ...
