جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان

معرفی رمان پیشم بخند: دانلود رمان پیشم بخند _ این داستان، زندگی‌ای رو به تصویر می‌کشه که پستی و بلندی‌های زیادی دیده. پسری که راه شادی رو به زندگیش بسته و دختری که در کشف دلیل پوزخند زدن‌های اونه. غافل ازاینکه پشت این پوزخندهای پسر، غم‌های فراوان و داستان‌هایی پنهان شده. این دختر می‌تونه رنگ و بوی عشق و خوشبختی به زندگی پسر بده؟     دانلود رمان پیشم بخند     قسمتی از رمان: اینکه خندیدنت برای کسی آرامش بیاره خیلی خوبه. وقتی کسی با تموم وجودش خندیدن هاتو دوست داره و ازت می خواد همیشه پیش اون بخندی؛ می شه اوج خوشبختی یعنی دیگه خوشبخت تر از تو وجود نداره.... وقتی کسی رو داری که بهت بگه " وقتی دارمت مهم نیست غم دنیا " یعنی اون ...

  • پیشم بخند
  • مروارید بهارلو
  • نگین قاسمی
  • 281
  • یک رمان
ادامه و دانلود

زندگی باب میل تو نیست.زندگی گاه تاریکی مطلق است،گاه معکوس است؛گاه تلخ و گاه شیرین است!زندگی امتحانی‌ست که در تصورمان ساده ‌است... ‌.امّا سوال‌های مطرح‌ شده‌‌ی امتحان، چیزهایی‌ست که در کتاب تجربه نخواندی! زندگی آن‌طور که در تصوراتت نقش می‌بندد نیست... ‌. گاه آشِنا زخم می‌زنند وغریبه‌ مرهم می‌گذارد!گاه سیاهی شب برایت حکم روشنایی‌ را دارد و سحر برایت تاریکی مطلق را رقم می‌زند. *** زندگی هم‌چون ظاهر آدم‌هاست. جلوه‌ی زیبایی دارد؛ امّا به عمقش که پی می‌بری، متوجه فراز و فرودهای  زیادی که در خود گنجانده می‌شوی. *** اگر تصورت از زندگی قصری با شکوه همراه شاهزاده‌ی رویاهایت است، باید بگویم که سخت در اشتباهی... . زندگی هم‌چون گلآبی است که نه گل است و نه آبی! *** می‌دانی، گاهی از زندگی چیز زیادی نمی‌خواهی، حداقل از دید خودت این‌طور است! اما انگار این امتحان الهی که ...

  • دلنوشتۀ این بود زندگی
  • ReiHane_FB
  • غزل زندی
  • 10
  • یک رمان
ادامه و دانلود

همیشه با خودم فکر میکنم چرا یه شب گردن این پسره بیشعورو محکم با این دستام نمیگیرم تا خفش کنم از شرش خلاص بشم ولی هربار که فکر میکنم کنارش چه قدر کیف میکنم از تصمیمم پشیمون میشم یکهو از روی تخت جستی میزنم یه جرقه بزرگ توی سرم زده شده بودوایسا ببینم چرا که نه؟یه طوری این کارو میکنم که نمیره فقط زجر بکشه یا اصلا میتونم بدتر مثلا…. خنده مرموزانه ای کردمو با تخسی گفتم:آقا آرسام بچرخ تا بچرخیم لاستیک ماشین خوشگل منو پنچر میکنی؟دارم برات با هیجان پتوی رو تختمو کنار زدم و برای عملی کردن نقشم راهی شدم و…غرورم…لعنتی ترین ویژگی دوست داشتن من است…زندگیم بر پایه اش بنا شده…همه چیزمه…غرور منو نشونه نگیر… چون…هستیتو به آتیش ...

  • برج زهرمار و دختر شیطون بلا
  • کیانا بهمن زاد
  • نگین قاسمی
  • 330
  • رمانکده
ادامه و دانلود

همه‌مان پیگیر اتفاقاتی هستیم که در آن دور دورها رخ داده است.رییس جمهور فلان کشور چه کار می‌کند؟! مردم فلان کشور درچه حالند؟! کودکان در آن نقطه جهان خوب تحصیل می‌کنند؟وضعیت آب و غذایشان خوب است؟حیوانات چطور... ؟آیا آن‌ها در امنیت هستند؟!نمی‌دانم... .چرا جنگ شد؟!چرا فلان بازیگر آمریکایی با فلان خواننده بریتانیایی ازدواج کرد؟! و... . اما هیچ‌کدام از اتفاقاتی که درست در همین نزدیکی رخ می‌دهند خبر نداریم! بیایید کمی وسعت دیدمان را کوتاه‌تر کنیم و اتفاقات همین نزدیکی را زیر و رو کنیم. درست همین نزدیکی! ​ در همین نزدیکی خانه‌ای خراب شد؛ با خراب شدن خانه خانواده‌ای بی‌سر پناه شد... . نان در سفره کم شد کمر پدر از غم خم شد یک زندگی از بین رفت مهر و علاقه دود شد! زمان چرتکه ...

  • دلنوشته در همین نزدیکی
  • ستاره حقیقت‌جو
  • نگار 1373
  • 24
  • یک رمان
ادامه و دانلود

وقتی که عشق دروازه‌های قلبت را باز می‌کند با موانع‌ خطرناکی روبه رو می‌شود. اولین مانع، شک و تردید است. نمی‌دانی که آیا این شخص واقعاً عاشق تو است یا خیر؛ اما وقتی محبت‌هایش را می‌بینی‌، عشق موفق می‌شود اولین مانع را رد کند. دومین مانع حسادت است. تو می‌خواهی تمام محبت آن فرد برای تو باشد. این مانع نسبتاً سختی است که تمام توجه آن فرد برای تو باشد؛ اما وقتی آن فرد تمام هستی‌اش را برای تو می‌دهد، عشق از آن نیز عبور می‌کند. اما وای از مانع سوم و آخرین غرور، این غرور است که مانع ورود عشق به اعماق قلبت می‌شود. باید دید که دختر مغرور قصه‌ چطور می‌تواند دروازه‌ی قلبش را تماماً برای عشق باز ...

  • داستان کوتاه هرگز برای عشق دیر نیست
  • fateme26 کاربر انجمن یک رمان
  • ایسا حامی
  • 39
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان انکار: گاهی برای پر کردن جای خالی جرات، انکار باید کرد. رمان انکار، در وصف دست‌هایی‌ست که پشت پرده پنهان شده‌اند. درست زمانی که دنیای آشفته‌ی مهنا، نقابی زیبا به صورت زده و همه چیز آرام است، رنگین‌کمانی آسمان سرنوشتش را رنگین‌تر می‌کند. پای یک احساس لطیف در میان است. عشقی پاک و دست نخورده. اما کسی چه می‌داند. شاید این تنها تعبیری پوچ از یک احساس تقلبی و آرامشی سودا زده قبل از طوفان باشد. با پیدا شدن جاوید پرده تاریکی کنار می‌رود. عشق نوپای مهنا با وجود پنهان‌کاری‌ها و سکوتی ترس‌زده هنوز به بار ننشسته مانند نهالی تازه جان گرفته می‌شکند. یک اشتباه بر هم می‌زند پایه‌های اعتماد را! جایی که اعتماد نباشد، عشق نیست! گاهی ...

  • انکار
  • افسانه نوروزی
  • آیسا حامی
  • 754
  • یک رمان
ادامه و دانلود

ما چهار نفر هر کدام یک ارتش هر کدام یک تیک تاک هر کدام یک قانون هر یک از ما نشانی از یک رنگ دل،خشت،گشنیز و پیک حاکم برای هر حکمتی حکمی دارد بی اجازه او کسی وارد بازی نمیشود بی اجازه او رنگی بازی نمیکند بی اجازه او….ما چهار نفر دو رنگ مختلف دو جنس مختلف و دو طرز فکر مختلفیم زیبایی ها و ظرافتمان زیر پاهایشان له شد و اکنون ما چهار نفر چهار رباتیم بی باک،بی دل،بی احساس به سوی هدف میرویم نه با قلب نه با مغز بلکه با برنامه و اما در میان همه اینها من…وارد بازی نمیشوم تا وقتش برسد شاید من حاکم این حکم نباشم اما در آخر،سرنوشت این بازی به بازیه من ...

  • آس پیک
  • رانا
  • نگین قاسمی
  • 203
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی کتاب: دانلود رمان انفجار تاج _ صحرا دختری که از پنج سالگی به جرم زیبایی دزدیده می شه... برای همسری با پسری که جانشین یک سلطنت مافیایه... دختر تنها قصه بعد از هفده سال تعلیم برای ملکه مافیای شدن و همسری با این پسر که کم از شاه نداره آماده گذاشتن تاج رو سرش میشه... ولی با انفجاری که تو زندگیش رخ میده تاج از سرش می افته... ولی اون جا نمی زنه... اون یه ملکه اس.   دانلود رمان انفجار تاج مقدمه : دنیا با انفجاری خلق شد... انفجاری عظیم که همه چیز را از هم پاشید... حال بین من و تو انفجاری قوی تر در  حال رخ دادن است ... کاش این انفجار رخ ندهد تا منو تو از هم نپاشیم ...  ولی صبر کن این ...

  • انفجار تاج
  • سمانه حسینی
  • نگین قاسمی
  • 201
  • یک رمان
ادامه و دانلود

پیوند علم و عشق چه زیباست، اگر مخاطب خاصش تو باشی!​تو فقط بیا بشین وسط اتم زندگیم؛ تا مثل الکترون دورت بگردم.مورفینی بودی که هیچ دانشمندی قادر به کشفت نشد جز من.اتانولم باش... هِی تو ذهنم حَلِت کنم و سیر نشم‌. هیچ مقاومتی باعث نمی‌شه به تو نرسم.​یهو اومدی نشستی تو بطن قلبم‌. کُل لُب‌های مغزم درگیر توعه.​ *** تا می‌بینمت هیپوفیزم فقط "عشق" ترشح می‌کنه. *** ضربان قلبم واسه خاطر توه. *** چشمات آهن‌رباست، جذبم می‌کنه. *** تو اومدی و عشق رو بهم القا کردی.​ *** با تو زندگی رو حس می‌کنم. *** مثل سلول‌های مخروطی شبکیه چشم می‌مونی، بدون تو دنیا سیاه سفیده.​ *** تو، تو زندگیم مثل سروتونین تو مغزمی. *** مثل دوپامینی، کم باشی دست و پام می‌لرزه.​ *** چه کم باشی چه زیاد؛ عشق من مثل چگالی به تو ثابته. *** سه چهارُم زمین آبِ، ...

  • دلنوشته علوم عشق
  • Unbreakable کاربر انجمن یک رمان
  • طراح:
  • 9
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان تهران‌دود: گاهی ابدی بودن سیاهی مطلق در وجود انسان‌های بد، بی‌معناست. رمان تهران دود، درمورد گروهی از انسان‌های عجیب و درک ‌نشدنی‌ست که از دید مردم پنهان‌ مانده‌اند. عجایبی که همه آن‌ها را پست و بی‌رحم می‌خوانند، بدون آنکه ذره‌ای از وجودشان را درک کنند. تصورها می‌شکند وقتی یکی از همین بی‌رحم‌های بی‌وجود، وجودش را نور و حس شرم فرا می‌گیرد و درست ‌جایی که حتی نقطه‌ای از تصور آدمی به آن نمی‌رسد، شاید اتفاقی از طرف یک شخص باورنکردنی به درگیری‌ها پایان دهد.   دانلود رمان تهران دود   قسمتی از رمان: اسلحه‌ش رو انداخت زمین و دستم رو گرفت. یک لحظه شرمم شد. من با این حال بی نوایی، رسوایی و گناهکاری، فقط مرگ و درد برام سزاوار بود. فقط مرگ. همچنان تلوتلو ...

  • تهران دود
  • آفسا Afsa
  • ش.روحبخش
  • 432
  • یک رمان
ادامه و دانلود