خلاصه: رمان کبوتر سرخ_جلد دوم«تا تلافی» گیتا و احسان پس از گذراندن روزهای تاریک زندگی برای درمان وارد سازمانهایی میشوند. حال گیتایی که در قلب شیشهای و کدرش جز کینه و حرص احساس دیگری نسبت به جنس مخالف ندارد، با روانپزشکی مواجه میشود که خود یک مرد است! رمان کبوتر سرخ بخشی از رمان: اضطراب همانند موری نیش بر پیکر نحیفش میزد. نمیدانست قرار است چه کسی را ببیند. فرشته نجاتی که حکم آزادیاش را امضا میکرد؛ اما غافل از این بود که زندگی اسباب بازیهایش را گم کرده و حال قصد بازی دادن او را داشت، زیرا کسی قرار بود پا به زندگی خاکستری و کدرش بگذارد که خود نیز غیر مستقیم بر زندگی نحسش نقش داشت! کشیده شدن دستگیره در خبر آمدن شخص ...
