جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان

معرفی رمان:دانلود رمان خزان رهایی _ بازی روزگار است که مردی که پدرم بود، ناپدری از آب درآمد. افرادی جاه طلب همچون او و دیگران، مرا از خانه‌ی خود راندن و پناه بردم به غریبه‌هایی که همچون افراد نزدیک به من هوایم را داشتند. روزگار است که ناپدریم مرا نابود می‌کند و پسری از بطن ترحم اثبات می‌کند که عاشق وجودیت من است نه چیز دیگر... .  دانلود رمان خزان رهایی قسمتی از رمان:دانلود رمان خزان رهایی _ رستا همان‌طور که بینی‌اش را بالا می‌کشید گفت: - به خواسته‌ی خودش رسید. مهرداد با خشم غرید: - می‌کشمش عوضی رو! رستا پوزخندی زد و گفت: - دیر رسیدی دایی، اعدامش کردن. مهرداد با ناباوری به رستا خیره شد. - حال خزان چطوره؟ مهرداد سرش را پایین انداخت. وقتی به رستا نگاه ...

  • خزان رهایی
  • عارفه حمزه
  • نگین قاسمی
  • 191
  • یک رمان
  • بازدید: 5
ادامه و دانلود

خلاصه رمان:دانلود رمان بازیگر _ داستان درباره‌ی دختری به نام یلدا مهربان است که زندگی عادی دارد و هر روزش را با اتفاقات روتین آغاز می‌کند؛ اما یک روز خورشید صبح او رنگ دیگری می‌گیرد و جاده هموار پیش رویش معلق جلوه می‌کند. جوانه‌ای در باغ قلبش می‌روید. درست زمانی که در جست و جوی یافتن عاشق واقعی‌ست و صادقانه انتظار وصال می‌کشد، رازی چرکین از گذشته پدر و مادرش برملا می‌شود که بویی از صداقت ندارد. انتخاب بین دوروهی از احساسات متناقض شاید خاتمه این بازی باشد.   دانلود رمان بازیگر قسمتی از رمان:رمان بازیگر _ انگار حرکت زمان چندین مرتبه آرام تر شده بود. همیشه همین طور است. وقتی اتفاق بدی رخ می دهد؛ مثل وقتی که آدم دارد از بالای ...

  • بازیگر
  • شاپرک (zygoptera)
  • شادی روحبخش
  • 438
  • یک رمان
  • بازدید: 1850
ادامه و دانلود

معرفی رمان:دانلود رمان جای مادرم زندان نیست _ دَوَرانِ دوران گاه چنان سهمگین است که یک تنه مرزهای باور را جا به جا می‌کند. رمان جای مادرم زندان نیست، بر مدار نبایدهایی است که ناخواسته خود را در گوشه و کنار زندگی جا می‌کنند. حال، روژان، از میان پر قوی خانِ بزرگ کُرد، به مهلکه‌ای عظیم پرتاب می‌شود؛ مهلکه‌ای که به عنوان سوپر استارِ بازی زندگی، ایفای نقش خواهد کرد.  دانلود رمان جای مادرم زندان نیست قسمتی از رمان: این‌جا تگزاس است؛ شهری بزرگ و بی‌در و پیکر، با آدم‌های جورواجوری که انگار همه با هم غریبه‌اند. این‌جا تگزاس است و من نوه نامی‌ترین خان کُرد، در میان هیاهوی این شهر گم شده‌ام. انگار چیزی به ذهنم تزریق کرده‌اند و هر چه را ...

  • جای مادرم زندان نیست
  • مریم علیخانی
  • ستاره سیاه
  • 650
  • یک رمان
  • بازدید: 2925
ادامه و دانلود

خلاصه رمان:دانلود رمان فرقه سیاه _ سیاهی از در و دیوار شهر سرازیر است؛ جنازه‌های عجیب از پسِ یک قاتل زنجیره‌ای به جا مانده است. پیروان شیطان در پی گرفتن جان‌ و قربانی کردن بی‌گناهان‌اند و نیروهای پلیس برای مقابله با «شیطان بزرگ» گِرد هم می‌آیند. در وانفسای قتل، مرگ و خون؛ سروان امیر حسینی برگزیده می‌شود تا برای رستاخیز نابودی بین آن‌ها نفوذ کند و پی به ماهیت سردسته‌ی رداپوش‌ها ببرد.  دانلود رمان فرقه سیاه  قسمتی از رمان:دانلود رمان فرقه سیاه _ دختر بدون این که پشت سرش رو نگاه کنه با سرعت فرار می‌کرد.صورتش خون آلود بود و گونه سمت راستش پاره شده بود و خون‌ریزی می‌کرد. چند مرد که رادای قرمز به تن داشتن و هر کدوم یه ...

  • فرقه سیاه
  • Angel of death
  • ستاره سیاه
  • 138
  • یک رمان
  • بازدید: 1497
ادامه و دانلود

خلاصه:رمان روایتگر مریلا، خبرنگار موفق روزنامه «هاردون»، برای مصاحبه با مدیر شرکت «لیوتینا» مجبور می‌شه بار سفرش رو ببنده و به تگزاس بره. خوشحال از این‌که قراره با معروف‌ترین آدم تگزاس ملاقات کنه؛ اما خبر نداره که این آدم معروف یک دیوانه‌ست! درحالی‌که به سمت اتاق کار رئیسش می‌دوید، به افراد سر راهش تنه می‌زد و با عذرخواهی سر به‌ هوایانه‌ای از کنار آن‌ها رد می‌شد. ناگهان تلما از اتاقکش بیرون آمد و باعث شد که مریلای سر به هوا با او برخورد کند و تمام پروند‌ه‌هایشان با هم روی زمین بیفتد و قاطی شوند. مریلا سرش را بالا آورد و نگاهش میخ‌کوب چشمان آبی تلما شد. تلما با دیدن مریلا با آن کت و دامن گل‌دار، اخم‌هایش را از ...

  • سودای ضمیر
  • دیکتاتورs.yavarnia
  • صبا عباسی
  • 50
  • یک رمان
  • بازدید: 1084
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان سومین دختر وارث _ وارث بودن، همیشه مادی نیست. گاهی انسان‌هایی با قلبی از الماس دنیا را برای اطرافیان طوری دستخوش تغییر می‌کنند که بعد از مرگ، تنها زیبایی از آن‌ها به جا می‌ماند! حال، مرزهای باور بی‌نهایت جا به جا می‌شوند، سومین دختر وارث داستانی بر مدار دختریست که ناگاه بادی از جنس سرنوشت او را به سمت مسیری عجیب از زندگی سوق می‌دهد. اویی که فکر می‌کرد در این جهان بزرگ، بی‌ارزش است، حالا باورهایش تکانی عظیم می‌خورد. سه معمای خارق‌العاده و حل نشدی پیش روی داستان است. سه حلقه، که تعیین کننده‌ی سرنوشت است.  دانلود رمان سومین دختر وارث (‌جلد دوم حلقه جادویی)  قسمتی از رمان:ابرها می‌گذشتند و هر از چند گاهی نور مهتاب را می‌پوشاندند و تاریکی، ...

  • سومین دختر وارث (‌جلد دوم حلقه جادویی)
  • س.زارعپور
  • بهار قربانی
  • یک رمان
  • بازدید: 3203
ادامه و دانلود

خلاصه: رمان روایتگر شادیِ قصه زندگی ساده ای داره.اما به خاطر محیط خانوادگی بدی که داره و اتفاقاتی که براش درگذشته افتاده دیوونه میشه و به تیمارستانی منتقل میشه که شروع کننده یه داستان‌ِ عجیبه و بامزه است آشنایی شادی با پسری توی تیمارستان که سال هاست با کسی حرف نزده و بسی خطرناکه همه چیز و عوض می کنه.و شادی که تلاش می کنه پسر و با دیوونگیش به زندگی برگردونه اما خبر نداره بیماری و زندگی و گذشته پسر فراتر از تصورشه و آیا دو تا دیوونه که یکی بامزه و شادو و یکی خطرناک و مرموزه با هم چه داستانی و رقم می زنن عاشقانه؟یا وارد اتاقم شدم و در و محکم بستم و تند تند نفس نفس می ...

  • تیمارستانی ها
  • مرجانِ فریدی
  • REIHANE_F
  • 550
  • رمانکده
  • بازدید: 4794
ادامه و دانلود

معرفی نامه:دختری جا مانده در تاریک و روشن روزهای گذشته و گم شده در دلتنگی آغوش مادری که سال‌ها بند‌بند وجودش از درد دوری تَرَک خورده است.سال‌ها در پی هم می‌گذرد و سرنوشت واژه به واژه به هم دوخته می‌شود و پُلی از ترس‌هایش می‌سازد. در کالبد نافرجامی‌ها یک منجی برمی‌خیزد و یک پیوند ابدی در بحبوحه تعارضات ریشه می‌دواند. دلباختگی که در پس نقاب یک شورشی تنیده شده است. جهنمِ یک خواب آشفته، که سرانجام چکه‌چکه آه می‌شود. جنونِ پاپس کشیده‌ای که ذهن تمام ناخوشی‌های یک انتخاب است. انتخابِ آرامشِ نخستین نگاه.  دانلود رمان گذر از فردا  قسمتی از رمان:زن جوان با سری خمیده به دری تکیه داده بود که دقایقی پیش در پس آن حکمی برای خاتمه دادن به تمام ...

  • گذر از فردا
  • فردوس موسوی
  • مائده شمس
  • 700
  • یک رمان
  • بازدید: 8052
ادامه و دانلود

خلاصه:مهسا که یک زندگی عالی و به ظاهر ساده دارد ناگهان متوجه می‌شود دوستش فوت کرده و از آن روز زندگی‌اش از این‌رو به آن‌رو می‌شود. دوستش به طرز مشکوکی فوت کرده و پلیس پیگیر ماجرا است. هر چه داستان جلوتر می‌رود اتفاقات جدیدتری می‌افتد؛ هم راز جدیدی پیدا می‌شود، هم پرده از رازی برداشته می‌شود.ساعت هفتِ صبح با صدای آلارم از خواب بیدار شد. چند لحظه‌ای با خواب‌آلودگی در تخت جابهجا شد.خدا را شکر کرد که امروز پنجشنبه است و فردا یک دلِ سیر می‌خوابد. نگاهی به شوهرش، پارسا انداخت که هنوز خواب بود. چاره‌ای جز بلند شدن نداشت. با چشمانی نیمه‌باز به دست‌شویی رفت و آبی به صورتش زد.همان‌طور چشم بسته، بدون این‌که جلویش را نگاه کند ...

  • ترس سمی‌تر است یا زهر
  • delaram1221
  • MaeDew
  • 215
  • یک رمان
  • بازدید: 1288
ادامه و دانلود

خلاصه:تو همانی که غرورش از جنس نابی‌ست که هر رهگذری را مخمودِ خود می‌کند.درست همان‌طور که من نیز رهگذری بیش نبودم و گرفتار قلب پاکت شدم! آری. من فاخته‌ی کسی شدم که در وصف شگفت‌انگیزی او ناتوانم.​من جذابیتت را در رخسارت نمی‌ سنجم؛ من جذابیتت را در قلبِ پاکت می‌پندارم! در آن دلِ هم‌چو آیینه‌ات! در آن چشمان معصومِ مغرور! در آن صدای پر از ابهت،که همه را صرف دلبری از تنها یک دل‌داده می‌کنی... .من این جذابیت را می‌خواهم.​***هنوز آن نگاهِ چشمانِ مسخ‌کننده‌ات را به یاد دارم!هنوز آن برقِ زیبای تیله‌ایِ دو مرواریدت را به یاد دارم.خدا می‌داند چه حرف‌هایی برای گفتن داشتند که،از فشارِ سکوت برق می‌زدند!خدا می‌داند که اگر می‌شد، دست بر چشمان آهویی‌ات می‌کشیدم تا فقط ...

  • دلنوشته‌‌ی سودازده
  • NARGES AMIRI
  • آرین
  • 21
  • یک رمان
  • بازدید: 338
ادامه و دانلود