جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان

خلاصه رمان :دانلود رمان نجوای عشق با این حرف شادی قلبم تیرکشید واقعیت مثل پتک روسرم فرود اومد شادی راست میگفت مهراد منو دوست نداره این مهم ترین دلیل واسه احمقانه بودن این عشقدستمو رو دهنم گذاشتم سرخوردم پشت درنشستم سرمو روپاهام گذاشتمو ازته دلم زار زدم که یه دفعه توبغل کسی رفتم بوی عطر شادی باعث شد بیشترهق هق کنمشایلی میدونم سخته ولی تو باید بتونی این حسو از بین ببری میدونی اگه مامان بفهمه سکته میکنه نیدونی اگه بابا بفهمه یه بهونه دستش میاد که دیگه نذاره مابیایم شمال شایلی تو که همه اینا رو میدونی سعی کن این حسو از بین ببری شایلی توروخدا قسم کاری نکن که نشه جمعش کرداز بغلش بیردن اومدم با چشمای خیس ...

  • نجوای عشق
  • فاطمه بامداد
  • مائده شمس
  • 510
  • عاشقانه ، اجتماعی
  • بازدید: 3432
ادامه و دانلود

خلاصه داستان:دانلود داستان کوتاه باران صدایم می‌زند _ وقتی که یک‌نفر می‌رود، وقتی که «بود» می‌شود و خاطراتش می‌ماند، همه چیز یخ می‌بندد و سرما به قلب نفوذ می‌کند. حال او رفته‌است و من ماندم و سوال‌های بزرگ و دلیل مبهم رفتنش. می‌گویند قبل رفتن گفته: «باران صدایم می‌زند!» می‌خواهم از باران بپرسم چگونه صدایش زدی که این‌گونه رفتن را ترجیح داد.    دانلود داستان کوتاه باران صدایم می‌زند قسمتی از داستان:پاهای سست و فرتوتم دیگر برای من نیستند، من نیستم که ساق لرزانشان را جلو می‌برم و به سمت کلبه‌ی ییلاقی هدایت می‌کنم. من مات مانده‌ام... . دانلود داستان کوتاه عاشقانه باران صدایم می‌زند چشم‌هایم به در چوبی بلوطی و نم‌دار کلبه خشک می‌شوند؛ ولی جرئتی برای در زدن ندارم. صداها در گوشم اکو می‌شوند و ...

  • داستان کوتاه باران صدایم می‌زند
  • فاطمه پناهی
  • ستاره سیاه
  • 74
  • عاشقانه / تراژدی
  • بازدید: 1292
ادامه و دانلود

خلاصه رمان :دانلود رمان چشم یاقوتی من دختری به اسم آرا که از وقتی۲۲ساله شده خواب های عجیب می بینه و اتفاق های عجیب‌تر براش اتفاق میوفته.بریم همراه بشیم با آرا تا ببینیم این خواب‌هاو اتفاق هایی که قرار رُخ بده چه تاثیری روی زندگیش میزاره؟واقعاً دویده باشم‌ و اون اضطراب و هیجان را حس میکردم‌ این خواب ها نمی تونست بی معنا باشن چون اگر دراثر پرخوری یا فکرخیال باشه فقط یک بار این خوابُ میدیدم،نه بیش از پانزده بار غیر از اون خواب های من همه تکه هایی از آینده هستن یک جور الهام،این خواب های عجیب دقیقاً از دوماه پیش که تولد بیستُ دوسالگی گرفتم شروع شده.ساعت رو نگاه کردم شش  و نیم صبح بود یه لعنت ...

  • چشم یاقوتی من
  • فاطمه ارجمندی
  • BLACK.STAR
  • 400
  • عاشقانه/طنز/ فانتزی
  • بازدید: 8366
ادامه و دانلود

خلاصه:دانلود رمان قصر متروکه ی خون آشام ربکا کمی از این حرف تعجب کرد و آلیس نمیخواست بیش از این او را منتظر بگذارد. درباره ی دخترمه،ماریا سپس همه چیز را برای او تعریف کرد،از نگاه های بد جی گرفته تا چشم چرانی ها و حرف هایش برای او گفت،در تمام مدت ربکا با دقت به حرف هایش گوش میداد و در بعضی لحظات از روی تعجبابروانش را بالا میبرد. وقتی آلیس حرفش را تمام کرد گفت:نمیدونم ایندرخواستی که ازت میکنم درسته یا نه اما امیدوارم بخاطر دوستت که چیزی به مردنش نمونده درخواستش رو قبول کنی،بعد از مرگ شوهرم،ماریا تمام زندگیه منه و من نمیتونم بدبختیش رو ببینم.ادامه دادن حرف ها برایش سخت شده بود چون بغضی بزرگ در گلویش ...

  • قصر متروکه ی خون آشام
  • مریم دغاغله
  • نگار
  • 450
  • ترسناک
  • بازدید: 5611
ادامه و دانلود

خلاصه داستان:دانلود داستان کوتاه دیگری جان _ نیمه‌ی وجود، جانِ دیگر. نامه‌هایی به برادری زاده‌ی روح و جان... دیگری جانی که تمامِ راوی قصه را می‌شناسد؛ حتی بهتر از خود او. مرور خاطراتی از گذشته و دیگری جانی که همیشه نیمه‌ی پر لیوان را نشان داده و کام شیرین کرده. روایتی از محبتی خالصانه و وابستگی عمیق، به برادری که همیشه هم‌جان است.   دانلود داستان کوتاه دیگری جان  قسمتی از داستان:دیگری جان، جای پایت آنقدر محکم شد، که دیگر وجودت الزامی بود برای اولین نفر بودن برای همه چیز، میدانی همه چیز!آنها خیال میکردند اجازه را آنها صادر کرده‌اند اما نمی‌دانستند، با تو میز گرد گرفته‌ام و تصمیم نهایی را با تو، اولین نفر بودی که فهمیدی از تاریکی میترسم و اولین نفر ...

  • دیگری جان
  • ف فرخی
  • رها امینی
  • 16
  • عاشقانه
  • بازدید: 303
ادامه و دانلود

معرفی رمان:دانلود رمان مرا از این جهنم بیرون ببر _ می‌دانست که آخرین ایستگاهِ این دلدادگی زندان است؛ با این وجود پذیرفت و اجازه داد محبت‌های ممنوعه معشوق، مثل طناب‌هایی قطور بر قلب و روحش حصار بکشند تا بیشتر اسیر او شود. گویا هنوز امید واهی داشت... . آخر سر هم دید که زمانه صندلی خوشبختی را از زیرپایش کشید، قصه جدایی نوشت و روح او را با طناب‌های خاطرات اعدام کرد. اما این دختر برخلاف اکثر انسان‌های امروز، قدر عشق را می‌دانست، نباید اجازه می‌داد تکه‌ای از قلبش در گوشه گوشه این شهر گم شود. چشم بر روی تمام افرادی که برایشان ساز جدایی می‌زدند بست. تمام خواسته او از غریبه آشنایش این بود: «مرا از دنیای خالی از تو خلاص کن، مرا ...

  • مرا از این جهنم بیرون ببر
  • پناه سازگار
  • مائده شمس
  • 121
  • عاشقانه / جنایی / معمایی
  • بازدید: 3204
ادامه و دانلود

خلاصه رمان:دانلود رمان همان همیشگی _ قطره اشکی از میان مژه‌های تاب خورده‌اش خزید و به روی گونه‌اش سر خورد. لرزش دستانش یک طرف و زمستانی که خیلی زودتر به وجودش رخنه کرده بود، یک طرف دیگر. خودش را لبه‌ی یک پرتگاه حس می‌کرد؛ که نه راه پیش داشت و نه راه پس… به راستی که چرا زندگی با او یک بازی تلخ را شروع کرده بود؟ زندگی‌اش مانند یک مار پله شده بود؛ که تا چندقدم بالا می‌رفت و با امید آنکه دیگر نیش نمی‌خورد به راهش ادامه می‌داد؛ اما امان از روزی که مار نیشش می‌زد و همان مسیر چند ساله را در عرض چندثانیه باز می‌گشت!  دانلود رمان همان همیشگی قسمتی از رمان:رمان عاشقانه همان همیشگی _ شهرزاد سرش ...

  • همان همیشگی
  • طناز فلاح تفتی
  • ریحانه فنایی
  • 417
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 5666
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان راز ریما _ سایه‌ی نحس شوربختی قرار نیست دست بردار باشد. تنی آوار شده، مملو از توانی پوشالی، پناه می‌شود، امید می‌شود، تلالو نور می‌شود و از صمیم جان درد می‌کشد.‌ تنی که خود، سال‌هاست به سوگ زندگی از دست رفته نشسته است. حال چرخ گردون روزگار قرار نیست چیزی را دست خوش تغییرات نکند، می‌چرخد و کن فیکون می‌کند‌...سایه‌ها کنار می‌رود، بذر عشق که افشان می‌شود، روح‌های مرده جان می‌گیرند.  دانلود رمان راز ریما قسمتی از رمان:رمان عاشقانه راز ریما _ - ریما! این در لعنتی رو باز کن! اشک‌های ریما با شنیدن صدای پرسام روی صورتش دویدند، انگار آن‌ها نیز با شنیدن ضجه‌های مرد عاشق و خسته‌ای که پشت در ریما را صدا می‌زد، توان ایستادگی در چشم‌های صاحبشان ...

  • راز ریما
  • ژاله صفری
  • مائده شمس
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 3117
ادامه و دانلود

خلاصه رمان:دانلود رمان بگذار مجنونت باشم داستان در مورد دختری هست که عاشق پسری شده ولی نمی تونه بهش بگه از طرف مقابل هم پسر داستان خیلی دوستش داره ولی سر لج بازی میخوان هم دیگه را اذیت کنن چادرمو سر کردمو دم در رفتم درو باز کردم حدس مامان درست بود خودمو لوس کردمو گفتم سلام بابای گلم بابا-سلام دخترم خسته نباشی ادم همچین دختر قشنگی داشته باشه و خسته بشه از کارو زندگی مرسی باباجون همراه بابا وارد خونه شدیم سریع چای رو اوردم بابا-دستت درد نکنه دخترمبه دنبال حرفم توی اتاق خواب مامان رفتمو پشت ویلچر وایسادمو حرکتش دادم ب طرف پذیرایی نزدیک بابا گذاشتمشو خودمم روی مبل مقابل نشستم بعداز احوالپرسی مامان بابا ، باباسره صحبتو ...

  • بگذار مجنونت باشم
  • فاطمه حاتمی
  • BLACK.STAR
  • 528
  • عاشقانه ، اجتماعی
  • بازدید: 4977
ادامه و دانلود

معرفی رمان:دانلود رمان خیط مات _ خیط مات روایت‌گر کسانی‌ست که کتاب روزگارشان با خطی ناهموار نوشته‌اند. مشکلاتی که روزگار این مردانِ مرد را پیچ و تاب داده و سرنوشت‌شان را در جاده‌ی خاکی راهی کرده. حال این سرنوشت‌ها هستند که می‌خواهند راه و رسم را بر این خانواده‌ی پر مشغله بسازند. خانواده‌ای که هر عضوش یک سر دارد و هزار سودا و هر کس باری سنگین را به دوش می‌کشد...اما هیچ مشکلی به راحتی حل نمی‌شود و گاه این سرنوشت است که راهش به ناکجا آباد می‌افتد و می‌بیند سخت است زندگی کردن... .   دانلود رمان خیط مات قسمتی از رمان:دانلود رمان اجتماعی خیط مات _ پاهای سبک و همچون هوای خود را روی شن‌های سرد جزیره گذاشت. از سردی‌اش، مو ...

  • دانلود رمان خیط مات
  • پوررضا
  • صبا عباسی
  • 229
  • فانتزی / اجتماعی / درام
  • بازدید: 2593
ادامه و دانلود