جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان

مدتهاست که از دیدگانم کَم شده ای،نیستی وناپیدایی! این نبودن ها مرا به سمت هوایت می کشاند ودر عطش حضورت دیوانه ام می کند وناگهان،دربین اینهمه نیاز،از دور ردپای تورا نشانم می دهد ومرا سراسیمه به سمت تومی کشاند! عزیزِگم شده ام،من حتی به داشتن ردِپای تو نیز قناعت دارم،اما افسوس،هربار که نزدیک می شوم، ردپایت گم می شود ومرا درخود گم می کند... بین خودمان بماند،من از سرابِ حضور تو بینهایت متنفرم! زندگی جاریست،می آید ومی گذرد.زمانی دلیلی برای بودن دارم وزمانی هرچه می گردم هیچ دلیلی برای زنده بودن، پیدا نمی کنم!هردو گذرا هستند وروزی خواهند گذشت... ومن تنها برای این با زندگی دست وپنجه نرم می کنم،تا شاید روزی دوباره حضورت را با همین چشم هایم نظاره کنم! همه می گویند،کاغذ ...

  • صوتی سراب حضور‌ تو
  • Faezeh44
  • فرزانه رجبی
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه‌  : دانلود رمان شکاف ضمیر_ شکاف ضمیر برگرفته از اتفاقات اجتماعی هست که در چند سال اخیر در ایران رخ داده است؛ این حوادث در قالب یک رمان با موضوعات انرژی هسته‌ای، تروریست‌ها و... برای بزرگداشت شهدای هسته‌ای ایران گردآوری شده است. شکاف ضمیر برگرفته از افراد جاه طلب و حاوی اطلاعات مهمی است که جاسوسان، آن‌ها را در اختیار گروه موساد می‌گذارند و گروه‌‌هایی، رهبری برنامه‌های از پیش تعیین شده‌‌شان را بر عهده می‌گیرند. حادثه‌هایی که جز نابودی ایران برنامه ریزی نشده است.   دانلود رمان شکاف ضمیر   قسمتی از رمان: شیرینی را به بغل بهرام دادم و با کنار زدنش روی مبل واحدش می‌نشینم و می‌گویم: - مزه‌ی این شیرینی تا آخر عمر تو ذهنت می‌مونه؛ شیرینی نکشیدن دندون سالم و ...

  • شکاف ضمیر
  • آدینه
  • PARISA_R
  • 132
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

سخن نویسنده :  اتفاقات این داستان خیلی به سرعت پیش نمیرن و برای افرادی که دنبال رمان های کوتاه و متنهای مختصر هستند چنین داستانی شاید جالب نباشه … یکی از ژانر های رمان طنز هست اما این داستان فراز و نشیبهای خودشو داره و نمیشد که کلاً طنز بنویسمش پس برای اتفاقات جالب رمان کمی صبور باشید … به مرور زمان داستان پخته تر و جذاب تر میشه. این رمان در سه فصل نوشته شده و هر فصل اتفاقات هیجان انگیز و غیرقابل پیشبینی زیادی داره و فصل اول در واقع پایه ی اتفاقاتی هست که قراره درادامه ی داستان بیفته …   دانلود رمان شاهزاده های کاغذی   قسمتی از رمان: شاید تا به حال داستان های عاشقانه ی بسیاری خوانده باشی … روایت لیلی ...

  • شاهزاده های کاغذی
  • مریم سادات حسینی
  • ش.روحبخش
  • 473
  • منبع: رمانکده
ادامه و دانلود

لیزا شهریار وکیل تازه کاری‌ست که از نوجوانی شیفته وشیدای مهرشاد کیانی اصل” هنرپیشه و آهنگ سازه” می‌شود. اما از آنجای که سرنوشت برایش سناریو عجیبی نوشته‌است. گره زندگی اش با مهرشاد کیانی‌اصل به طور اعجازی درگیر یک‌دیگر می‌شوند! در این بین رابطه، بهار؛ زنی وارد زندگی مهرشاد شده که زن ِ شرعی اوست از قضا رقیب سرسخت الیزا… اما با آمدن ِ پسرخاله مهرشاد؛ سهیل‌‌. ورق جدال‌‌گونه‌ای برمی‌گردد و مثلث‌عشقی عجیبی رخ می‌دهد. سهیل که بادیدن رفتار متانت و خانمی الیزا؛ خاطرخواه الیزا شده و عاشقانه‌ها در مقابل دو خانواده نثار الیزای متاهل می کند. مثلث عشقی با تقابل سرسختانه‌ای میان دل‌ها با‌وجود دسیسه‌های اطرافیان، چه چیزی را در برابر الیزا، مهرشاد و سهیل به وجود می‌آورد… یک باره چنان می‌پرم که عرق ...

  • بی پروا برایت می‌تازم
  • کلثوم حسینی
  • ش.روحبخش
  • 751
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه: ستایش در پی اثبات بی گناهیش به جرم قاتلِ خواهرش نبودن و خیانت نکردن، تهمت خیانتی که بهش زده بودند. تهمت چشم داشتن به شوهرِ خواهر زمانی که دامادها برادر بودند؛ با درد های طرد شدن از طرف خانواده و نامزدش، از دختر لوس خونه بودن فاصله میگیره و روی پای خودش می ایسته. ستایش تو راه اثبات بی گناهیش به همه اهداف و آرزوهاش میرسه و چشم خیلی ها رو به خودش خیره میکنه. حتی ارشام سرد و سخت و تو این راه راز قتل خواهر خبرنگارش برملا میشه. آدما تو بچگی بد خطن فقط کسایی که با خلوص نیت کنارت هستن بدخطیت رو تا زمانی خوش خط بشی، تحمل میکنن. دانلود رمان اقیانوس     قسمتی از رمان: از ذهنم داشت لود میشد ...

  • اقیانوس
  • سارا ابراهیمی
  • ش.روحبخش
  • 294
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

داستانی سراسر هیجان دو قصه ی پر فراز و نشیب در یک رمان عشقی ممنوعه میان دختر و پسری که فرسنگ ها فاصله میان آنهاست و بسیاری مانع رفاقت هایی که تا پای دار پایدار بودند راز هایی که پس از سال ها برملا شدند دل کندن هایی که سخت بود و ماندن ها به هر بهایی مثل شمعی آب شدن میان عشق و عذاب وجدان، میان رفتن و ماندن، میان اشک و لبخند و میان گذشته و حال اگر می خواهید تمام این ها را با هم احساس کنید با سفر زمان ما و با گمشده ی ایرانشهر همراه شوید ترکان با دیدن سربازان ایرانشهر به سمت آنها تاختند و جنگی میان دو سلسله برپا شد. سیامک مهارت شمشیر زنی ...

  • گمشده ی ایرانشهر
  • مهسا محمدی(مهیس
  • سدنا%
  • 285
  • رمانکده
ادامه و دانلود

امیر مشکات مهندس جوان و خودساخته‌ای که در زندگی با خط‌‌کش دقیق اخلاق پله‌های موفقیت رو طی کرده. الی دختر شلوغ و سرزنده‌ای که از آسمون فرود میاد و برق نگاهی که پسر سر‌به‌زیری رو اسیر می‌کنه. داستان عاشقی ساده است، وقتی دلی بلرزه و قلبی ضربان بگیره! ولی امان از گذشته! گذشته آدم‌ها تا کجا مهمه؟ مگر گذشته نیست که امروز ما رو می‌سازه. اگر گذشته اون‌طور که ما تصور می‌کنیم نباشه؟ آیا قلب‌ها بیشتر می‌لرزه؟ پایان داستان قلب‌ها به کجا می‌رسه؟ گذشته، حال، آینده! فقط یک حقیقت وجود داره. هیچ‌کس سفید سفید نیست، هیچ‌کس سیاه سیاه نیست هوا سرد بود، نم نم بارون شدید نبود ولی برای منی که ساعتها بود بی هدف تو خیابون راه می رفتم و ...

  • الی
  • پاییز
  • سدنا%
  • 467
  • نویسا
ادامه و دانلود

خلاصه: آهو ارغُوان، دختری هفده‌ساله که در طراحی مهارت خاصی داره و می‌خواد برای اولین‌بار از همین راه، وارد دنیای کار بشه. داستان از اون‌جایی شروع می‌شه که آهو به مکانی می‌ره و همون روز با پسری به اسم شاهین رو‌به‌رو می‌شه؛ پسری که عشق جدیدی رو وارد زندگی آهو می‌کنه. روزها بعد، عشق سابق آهو و دختری که عاشق شاهین بود، از راه می‌رسن و دردسرهایی رو برای این دوتا عاشق در پی داره.   برشی از رمان : اول کوچه‌ی بهار وایسادم؛ بعد از اون سیلی‌ای که نصیب صورت آریو کردم، عمرا بتونم تو صورت مادرش نگاه کنم؛ البته آریو هم حرف بدی زد! اصلا حقش بود! در همین فکرهای بیهوده بودم که صدایی چشم‌هام رو باز کرد: - آهو! به اطرافم نگاه کردم، ...

  • ماجرای قلب و نفس
  • مهنّا پ
  • Mahsa_sheykh
  • 274
  • یک رمان
ادامه و دانلود

تو عشق را به گونه‌ای به من آموختی که جای هیچ عشق و علاقه‌ای باقی نماند! تو اعتمادم را چنان بر زمین کوباندی و هزار تکه کردی که دیگر هیچ اعتمادی باقی نماند. آمدی و زندگی‌ام ویران شد، حال با این قلب هزار تکه شده چه کنم؟! آغاز من پایانت شد. پایان تو، آغاز من شد. تو کناره گرفته بودی اما من، یک تنه عاشق تو بودن را به رخ همگان کشیدم!مهسا: زنگ پایان کلاس که به صدا درآمد هم کلاسی‌های شر و شیطون من هرکدام به سمت و سویی دویده و به گونه‌ای به سمت در کلاس خیز برمی‌داشتند که انگار حکم آزادی یک زندانی را به دستش داده‌ای و او بی صبرانه برای خروج از زندان به این طرف و آن طرف می‌رود! لبخندی ...

  • سیه چشم
  • سیده پریا حسینی
  • Aisa Hami
  • 437
  • یک رمان
ادامه و دانلود

نسیم شبانگاهی، غم رفتن نا به هنگام مادرم، مرا به مرز جنون برد و حرف زدن را از یاد بردم. تلاش پدر برای بازگشتم به زندگی، کافی نبود... اما عشق از راه قلب وارد شد و مرا دوباره جان بخشید. خودم را به نسیم شب سپردم تا شاید تمام درد‌هایم را با خود ببرد و مرا از نو جان تازه بخشد. لبخندی به روشنایی خورشید پر فروغ می‌زنم که نسیم صبح‌گاهی نهال عشق را در دلم کاشت و قلبم آن را پر بار کرد. شروع رمان: از کافی نت با خوشحالی برگشتم، دلم می‌خواست قبل از نیما، خبر قبولیم رو به بابا و مامان بگم. وقتی از تاکسی پیاده شدم، با دیدن آمبولانس کنار خانه و درب باز، کیف از کتف بر روی آرنجم ...

  • نسیم شب
  • مهدیه احمدی
  • Ayeda Javid
  • 60
  • یک رمان
ادامه و دانلود