جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان

شاهین آزادی یه مرد مجرد و خوشگذرونه. مردی که به نظرش همه ی زنها، دوستش دارن و باید کنارش باشن! حتی منشی چموش و جدیش! همه چیز طبق خواسته ی شاهین پیش میره تا اینکه دختر نوزده سالش، با مادرش دعوا می کنه و برمی گرده ایران. از طرفی یکی داره شاهین رو اذیت می کنه و رقیب خیلی سختی برای شرکت واردات محصولات بهداشتی و ارایشی شده ...  اومدن دخترش، پای دل ارا رو هم به سرنوشت شاهین باز می کنه! حالا شاهین می مونه و سرنوشتی که هر روز بازی جدیدی براش رو می کنه و آخر سربا بی حوصلگی همیشگی ِلحظه های غروب، گوشی را به دست چپم دادم:  مسخره شو در اوردی حامد! این سومین باره که ...

  • شاه و دل
  • سارا هاشمی
  • محدثه فارسی
  • 33
  • این رمان به اجازه نویسنده قرار داده شده است
ادامه و دانلود

مادر، تو یک فرشته‌ای تو تنها مرحم منی، تو کسی هستی که از ته دل مرا دوست می‌داری. و همچنین تو کسی هستی که شب‌ها بی‌خوابی و روزها برای من زحمت کشیده‌ای! مادر، مرحم شب‌های بی‌کسی‌ام. فرشته‌ی من، سنگ‌ صبورِ من.تنها کسی که مرا درک می‌کنی، از تهِ‌دل آرزو دارم همیشه شاد و شادمان باشی جانم به فدایت! او جایی در بهشت دارد! او همیشه صبور است! او سختی‌های فراوانی کشیده است!او مهربان و بی‌منت است! او شادمانی را به خانه می‌آورد!او فرشته‌ای مهربان و عریض است!او کسی نیست جُز مادر! مادر من نمی‌توانم از دردهایم بگویم، نمی‌توانم دلیل ناراحتی‌ام را بگویم.مادرِ من، فرشته‌ی من، تو مرا آرام کن. موهایم را نوازش کن، دلداری‌ام بده!مگر من جز فرشته‌ای زیبا و مهربان ...

  • مادر همانند فرشته
  • ستاره لطفی
  • فرزانه رجبی
  • 9
  • یک رمان
ادامه و دانلود

داستان در مورد دختر و پسری هست که به خاطر مصلحت پدرهاشون با هم ازدواج میکنن و تصمیم دارن بعد از مدتی از هم جدا بشن ولی اتفاقاتی رخ میده که مجبور میشنچادرم را درمی آورم، تا می کنم و داخل کیفم می گذارم .پیرزنی که از آن سوی خیابان می گذرد با تعجب نگاهم می کند.سرم را پایین می اندازم،دستی به مقنعه ام می کشم و به طرف خانه حرکت می کنم.به دنبال کلید،زیپ کوچک کیفم را باز می کنم.صدای شکستن چیزی و به دنبالش،بگو مگو از  خانه ی همسایه می آید،سر تکان می دهم. باز هم که دعوا...در را باز میکنم و وارد خانه می شوم،حیاط وسیع خانه مان این روزها حکم قوطی کبریت را برایم دارد.خانه ...

  • نام رمان:مسیحای عشق
  • نویسنده:فاطمه نظری
  • طراح:diana-am
  • تعداد صفحات:718
  • منبع:رمان دونی
ادامه و دانلود

یک زندگی، یک زندگی ساده با فراز و فرودهای خاص، یک زندگی که پر از مشکله؛ یک زندگی که گذشتن ازش خودش یک مشکله. میشه گفت این مشکل چیزیه که اگه یک‌‌بار با یک‌نفر برات اتفاق بیفته‌، بارها و بارها با همون‌شخص برات تکرار میشه؛ ولی پسر قصه‌ی من نمی‌خواد این اتفاق براش بیفته. اون برای فرار کردن از مشکلات داره هر کاری می‌کنه.مقدمه: دنیا همیشه آن‌طور که ما تصور می‌کنیم نیست. دوستان، گاهی‌اوغات در نقش دشمنان حاضر می‌شوند؛ به زبان ساده، تشخیص ذهنیت افراد در حالی که تو محبت می‌کنند، ناممکن است. ممکن است در طول زمان به افراد مختلف اعتماد کنیم و یا عاشق شویم و یا حتی دوستی پیدا کنیم و او... . در هر حال باید بگویم، دنیا جای درستی ...

  • دورویی
  • ستاره حقیقت جو
  • کارگروهی
  • تعداد صفحات: 107
  • یک رمان
ادامه و دانلود

داستان دختری گم شده در سرنوشت، و پسری که جنون وار عاشق کسیه که بخاطر انتقامی پوچ باعث مرگش شده.اما واقعا دخترک داستان مرده!بعد از پایان فصل اول و مرگ رها رادمان جنون وار دیونه می شه و این امر باعث باز گشت رهایی که می شه که زندس.رها با اسم خواهر دوقلوش وارد زندگی رادمان میشه اما این برای انتقام.اما همه خوب می دونیم عشق قوی تر ازین حرف هاسمن اون روز دردش رو دیدم حتی باور نمی کرد دقیقا عین دیونه ها شده بود طوری که مجبور شدن با اصلحه بی هوشش کنن.درسته تو ماشین جمشید بودم و دست و پام بسته بود ولی همه چیز رو از توی آینه می دیدم.بعدها فهمیدم که اون پلیس بوده و ...

  • رد پای اشتباه عشق جلد دوم
  • بهار کرمی
  • سدنا
  • 105
  • رمانکده
ادامه و دانلود

جلد اول رمان ردپای عشق اشتباه  با شنیدن حرف ملیسا شتاب زده بلند شدم، به سمت کمد سفید رنگم که دسته های نقره ای داشت رفتم و با سرعت یه مانتوی مشکی و شلوار و مقنعه سرمه ای برداشتم.و سریع اماده شدم و با دو خودم و به حال رسوندم. با سرعت خودم و به طبقه پایین رسوندم.به به خانوم خوابالو بیدار شدن! پشت چشمی براش نازک کردم و گفتم: عرعر جان اصلا حوصله ندارم امروز و بیخیال.تو کی حوصله داشتی خواهر جان!؟ کلافه جیغی کشیدم که عرشیا از جا پرید و دستش رو روی قلبش گذاشت.چته دختر؟ بیا برسونمت. به سمتش رفتم و محکم گونه شو و بوسیدم.مرسی داداشی تو بهترینی خب خب لوسم نکن.با عشق به بردارم خیره ...

  • رد پای اشتباه عشق جلد اول
  • بهار کرمی
  • سدنا
  • 100
  • رمانکده
ادامه و دانلود

در میان تلاطم افکار بیمار این دنیا قلبی هنوز هم می‌تپد، هنوز هم برای رهایی، خون گریه می‌کند.در میان تعادل این رهایی،فکری به سمت آزادی پرواز می‌کند. در این وادی بی‌فکر، چه کسی عشق را پیدا می‌کند؟!در این تلاطم بی‌فکر، چه کسی عشق را باور می‌کند؟! قلب‌ها می‌شکند...می‌شکند... و می‌شکند...آیا دیگر عشق واقعی وجود دارد؟!من که این‌طور فکر نمی‌کنم!​  روبه‌رویم نشسته بود.چشمان خالی از حسش را به من دوخته بود. منو را به سمتش هل دادم.لبخند تلخم را پس‌زدم و با همان لحن عاطی از استیصال زمزمه کردم:-«نظرت راجب خوردن کمی دلتنگی و انتظار چیست؟»اخم‌هایش درهم رفت. گفتم:-«حق با توست؛ کمی سنگین است! هرچه باشد، تو عادت نداری!بگذار پیشنهاد دیگری دهم! دل‌شکستن عاشق با چاشنی حرف‌های تلخ چه طور است؟»چشمانش ...

  • کلاژه
  • نگاردال
  • PARISA_R
  • 44
  • یک رمان
ادامه و دانلود

صحرا گذشته ای دردناک و عجیبی داره اون ناگفته های زیادی تو گذشتش داره، اما بدون توجه به ناگفته های زندگیش، به فکر انتقام . صحرا، بخاطر انتقام دست به قتل میزنه تمام اینا فقط شروع داستان . دختری که با کینه ها و فکر به انتقام بزرگ می شه. تمام رنگای شاد درست تو همون روز کذایی از دنیای دخترونش پاک می شه. وجاش یه رنگ جایگزین تمام رنگ های زندگیش می شه . دفعه ‌ی قبل که تا چوبه ‌ی دار رفتی گفتم دیگه دست از کارات برداشتی ولی نه، انگار تو ابله ‌تر از این حرفایی. با این حرفش انگار که آتیش گرفته باشم عصبی به سمتش رفتم و با کلتم محکم کوبیدم تو صورتش، شدت ضربه ...

  • روزهایی به رنگ خاکستری
  • پریسا. ش
  • طراح:Matin Misayi
  • 304
  • یک رمان
ادامه و دانلود

همه چیز در هوا معلق است. سنگ از آسمان می‌بارد، زنبورها در حال ساختن مواد مذاب هستند.الماس از دهانه آتش‌فشان بیرون میزند و مردم برای گرم کردن خود در حال سوزاندن پول‌هایشان هستند. جهان نیز دیوانه شده است. و به راستی چه مدت زمان تا دیوانه شدن جهان باقی مانده است؟ هزاران چهره آشنا در اطرافم مشاهده می‌کنم؛ انسان‌های خوب، بد و زشت. عشق‌های ناب و حتی سرنوشت! مردم در حال تلاشند تا دنیایی بهتر از حالا بسازند. شب و روز کار می‌کنند تا زندگی‌بهتری داشته باشند. اما درست زمانی که بهترین چیزها را در زندگی به دست آوردند، از دنیا می‌روند. این حقیقت را باور دارم‌ اما به راستی جهان دیوانه است! مکان‌های فرسوده، چهره‌های فراموش شده، باورهای غلط، انسان‌های از دست رفته، همه ...

  • جهان دیوانه
  • ستاره حقیقت جو
  • ش.روح بخش
  • 14
  • یک رمان
ادامه و دانلود

آخرین نفس هایم را در سینه ام حبس کرده ام. اشک در چشمانم حلقه می زند. اما از دوست داشتن او دست نمی کشم. نفس هایم بوی درد می دهند. بوی فیلتر سوخته ای که زیر پایش له شد. نمی دانم چرا تلاشی نمی کنم این دقایق آخر. نفس کشیدن از جایی برایم سخت شد که نخواستم با سرنوشت کنار بیام. آنجا بود که فهمیدم جنگیدن با این دنیا فایده نداره. این یک رمان کوتاه می باشد وقتی  یه اتفاق خوب توی زمان و مکان درستش رخ نمی ده و به یه حسرت بزرگ تبدیل می شه، هرچه بیشتر دست و پا بزنی زودتر غرق می شی. وقتی برای زنده موندن به حافظه ی بلند مدتم چنگ زدم .   وقتی ...

  • نفسی از جنس سکوت
  • هستی بابایی
  • دنیا20
  • تعداد صفحات:25
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود