خلاصه: دانلود رمان پیغام عشق شراره اخم کرد. مینا زود تر بلند شد، منم آخرین قاشق بستنی رو خوردم و بلند شدم. خونه هامون از هم فاصله داشت، برای همین از هم خداحافظی کردیم. مینا چند وقتی بود که تغییر کرده بود، درست از وقتی که عمه اش از فرانسه آمده بود. نمی دونم چش شده بود، چیزی هم نمی گفت. کلا ما زیاد توی فصل بهار بیرون نمی آمدیم چون دریا حالش بد میشد. سه تا خط واحد عوض کردم. کمی هم پیاده روی کردم تا به خونه رسیدم. با کلید در رو باز کردم و قدم به حیاط کوچولو اما پر از گل، گذاشتم. بوی گل های بهاری بینی ام رو نوازش می کرد. گل ها با این نسیم ...

  • نام رمان:پیغام عشق
  • نویسنده:مهدیه رزازپور
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:330
  • موضوع:اجتماعی ، عاشقانه
  • بازدید: 5288
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان یادگاری دختری به اسم آذین را روایت میکند که مجبور میشود بخاطر اتفاقی تن به ازدواج اجباری دهد خدایا کاش زندگی هم بازی بود،خاله بازی.اونوقت دربدترین شرایط زندگی و دردناک ترین لحظه فریاد میزدم من دیگه بازی نمیکنم.خانم؟ خانم بیدارید؟چشمامو باز کردم پتو رو کنار زدم و با صدایی ک به زور شنیده میشد گفتم:بله کتی خانم بیدارشدم.کتی خانم درو به آرومی باز کرد بعد لبخندی ادامه داد:خانم،مامان و بابا سر میز صبحونه منتظرتونن.درحالی ک از روی تخت بلند میشدم کش مویم را برداشتم موهامو بستم و گفتم:باشه کتی خانم یه حموم برم بعد میام پایین. بعد رفتن کتی خانم به حموم رفتم.  کشیدم و نشستم. _سلام دخترم صبح توهم بخیر. بابا بود با همون لحن مهربان و ساده اش. _سلام عزیزم ...

  • نام رمان:یادگاری
  • نویسنده:مهشید
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:60
  • موضوع: عاشقانه
  • بازدید: 5394
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان چاوَه‌ری نقش آفرین قصه من دختریست به نام نفس که با برملا شدن گذشته‌ی پدرش، مسیر زندگی‌اش عوض می‌شود و از روزمرگی‌های تکراری می‌رسد به زندگی سراسر هیجان و دچار شدن به عشق...نقش آفرین دیگر قصه، پسری به نام سیروان که خانزاده‌ای متعصب و غیرتی است. سیروان زندگی مرموزی دارد و واقعیت زندگی او چیزی نیست که دیگران می‌بینند... این داستان تقابل عشق و آرمانهاست! آرمانهای که پایبندی به آنها به قیمت جان تمام می‌شود! باید دید و خواند، هنرنمایی عشق واحساس را... مقدمه: در پی جستجوی عشق بودم که تو را دیدم... لبخندت رنگ دیگر داشت، حرفهایت در عین سادگی به دل می‌نشست! با وجود تمام پیچیدگی‌هایت برایم تعریف شده بودی!                                          من هم برایت خوانده شده بودم! و همین تفاوت‌های هر ...

  • نام رمان:چاوَه‌ری
  • نویسنده:Nian
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:700
  • موضوع:عاشقانه، اجتماعی، معمایی
  • بازدید: 5267
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان خورشید همیشه گرم نیست خورشید همیشه گرم نیست اولین رمانی ست که به صورت آنلاین با کمک و راهنمایی و نقد دوستان توانستم بنویسم.روایت دختری ست تنها که تنهایی اش ، برجسته ترین ویژگی اش در طول داستان است. دختری که تشنه ی محبت است، شبیه تمام دختران دلش عاشق شدن می خواهد و با کوچکترین حرفی از جنس دوست داشتن و عشق، دلش می لرزد، در این مسیر گاه دچار لغزش هایی می شود و گاه نا امید می شود... کم لطفی و قضاوت های نادرست و نگاه های معنی دار دیگر برایش بخشی از زندگی اش شده و سعی می کند برای داشتن آدم های زندگی اش ، زبانش کوتاه باشد و سکوت کند... تحمل کند ...

  • نام رمان:خورشید همیشه گرم
  • نویسنده:a.farsi
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:300
  • موضوع: عاشقانه
  • بازدید: 3493
ادامه و دانلود

خلاصه : دانلود رمان قرعه به نام سه نفر  (قرعه به نام سه نفر)اززبان نویسنده اش:۳ تا برادر با نام های (رادوین – رایان – راشا) است که شخصیته راشا کمی پررنگ تره..این ۳ تا پسر توی این رمان میشه گفت یه جورایی هم شخصیت منفی دارن و هم مثبت..یعنی کلا بچه مثبت نیستن..با اینکه وضعیت مالی بدی ندارن ولی گاهی شیطون گولشون میزنه و میرن دزدی..به قول خودشون افتابه دزدی نه.. گاوصندق اونم از شرکت های مایه دار وشیک ..ولی خب بالاخره از این همه هیجان خسته میشن و تصمیم می گیرن بیخیاله دزدی بشن و به قول معروف ببوسن و بذارنش کنار.. بله دیگه..در این بین تقی به توقی می خوره و یه وکیل میاد بهشون میگه پدر شماها براتون ...

  • نام رمان:قرعه به نام سه نفر
  • نویسنده:fereshteh27
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:500
  • موضوع: عاشقانه،کل کلی
  • بازدید: 14962
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان عشق یوسف آیدا از دیدن شماره ی یوسف مثل همیشه دو حس متفاوت را همزمان داشت؛ یکی عشق و دیگری ترس. با این حال سریع موبایلش را جواب داد: سلام یوسف. یوسف سرد و عصبی پرسید: کجایی؟ زنگ زدم روی گوشی ویلا جواب ندادی؟ آیدا هول شد و با دستپاچگی گفت: من ... اومـ ... توی حیاطم! برق قطع شده بود، اومدم ببینم فیوز پریده! می دانست اگر یوسف بفهمد این موقع شب برای خرید بیرون آمده کم کم یک سیلی را از او نوش جان می کند، اما خب یوسف تهران بود و او بابل! یوسف گفت: خیلی خب پس دو دقیقه دیگه زنگ می زنم ویلا باید گوشی رو جواب بدی! این را گفت و گوشی را قطع ...

  • نام رمان: عشق یوسف
  • نویسنده:نازنین 87
  • طراح:حسنا(هکرقلب)
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:
  • موضوع: عاشقانه،کل کلی
  • بازدید: 32886
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان روژا حکایت دختر نووجونی به اسم روژ است که به خاطر بیماری پدرش و مشکلات مالی مجبور به ازدواج با پسر عموی پدرش میشه به امید اینکه گرهی از مشکلات خانواده اش وابشه. پدرم نقاش عجیبی ست رنج هایی می کشد که هیچ کجا ندیده اید! خواستید سری به آثارش بزنید کمی به مادرم خیره شوید او تمامشان را به جان خریده... دوستت دارم پدر.) موهای بلندم رو پشت سرم محکم بستم،مقنعه ام رو سرم کردم واز اتاق زدم بیرون -روژا جان دخترم بیا صبحونه ات رو بخور. صدای مادرم بود که ازتو آشپزخونه می اومد. -نه مامان جون دیرم شده باید برم. کاری نداری بابا حبیب؟ - نه دخترم برو خدا به همراهت. لبخندی به چهره ی مهربونش زدم و ازش فاصله گرفتم.فقط خدا ...

  • نام رمان:روژا
  • نویسنده:روژین صابری
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:190
  • موضوع:اجتماعی ، عاشقانه
  • بازدید: 4240
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان روز هایی به تاریکی شب هایم ادامه زندگیِ پانیذ، دختری درد دیده اس که زندگی یک لحظه هم روی خوش نشونش نداد!بعد از تمام درگیری هاش با مهرداد کیان و محسن کیان؛ شخصی وارد زندگی نا به سامانش می شه!آیا این شخص میتوانه طلوعی برای روز هایش باشد؟ صدای بیب بیب یک لحظه قطع نمیشد، چشمهام باز کردم نگاهم به سقف سفید اتاق خورد ثانیه ای نگذشت چهره ناشناسی جلوی دیدم با شنیدن صدای محسن احساس آرامشی کردم محسن از دکتر خواهش کر د بیرون صحبت کنند و بعد صدای قدم هایشان بود که گوشم پُر کرد.رمان روز هایی به تاریکی شب هایم با احساس دستی به روی تار موهام پلکی زدم و چشم باز کردم که چشم تو ...

  • نام رمان: روز هایی به تاریکی شب هایم
  • نویسنده:آیلار بلندطلب ـــ مهسا اکابری
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:80
  • موضوع: عاشقانه
  • بازدید: 4335
ادامه و دانلود

خلاصه : دانلود رمان جدال نهایی (جلد پایانی رمان لیانا) _ روبی پس از جمع کردن ارتشی بزرگ و متحد، به جنگ تنها دشمن خونی‌اش، نارسیسا رفته و نبردی را آغاز می‌کند که پایان دهنده ی نفرین هِدِس و آزادی مردم آدونیس است. او به قصد انتقام مرگ گذشتگان و عزیزانش به پا می خیزد تا یک بار برای همیشه سایه‌ی سیاه تاریکی را از سرزمینش برداشته و... دانلود رمان کلبه ای میان جنگل(جلد سوم رمان لیانا) قسمتی از رمان اجتماعی : روبی با آخرین سرعت به سمت چادر جاناتان می‌دوید، سرعتش چنان زیاد بود که چند بار تا مرز افتادن پیش رفت اما به موقع تعادلش را حفظ کرده و به دویدن ادامه داد. باورش نمی‌شد که پس از چند هفته، در نهایت ملکه ...

  • نام رمان : جدال نهایی (جلد پایانی رمان لیانا)
  • نام نویسنده : zahra bagheri کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار : fateme078
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 467
  • ژانر : تخیلی، فانتزی، عاشقانه
  • بازدید: 8748
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان نامیرا جرعه ای زندگی را سر می کشم طعم گس اش تمام دنیایم را تلخ می کند...مابین قهقه های سرخوشی سنگینی نگاه های آزاردهنده ای آرامش منحوسم را نشانه می گیرد  نگاه های رقت انگیز و گریزانجرعه ای دیگر و...جنون...پیمانه ی زندگی را بر زمین می کوبم و هجوم می برم به قلب تاریکیِ مستورِ ذاتم... صدایی در اعماق وجودم که مدام فریاد می زند: " از چی می ترسی؟!... خودت باش!... خون... این آدم ها با ادعای پاکی و انسانیت که وقتی پاش برسه حتی خون همو هم می خورن، لیاقت زندگی کردن ندارن!!" بی رحمانه شکارشان می کنم و از ریختن خونشان ابایی ندارم... آری من خون ریزم... خون خوارم... ولی این هیولای شش سر را ترجیح می دهم به انسان یک سری ...

  • نام رمان: نامیرا
  • نویسنده:سپیده تقی زاده
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:190
  • موضوع:تخیلی ،درام،ترسناک
  • بازدید: 7580
ادامه و دانلود