دانلود رمان غرور بی پایان خلاصه : دانلود رمان غرور بی پایان دلنوشته ی طلوع “شخصیت رمان غرور بی پایان” به نویسندگی مبینا قسمتی…کردی فراموشم ولی… این جوری از پیشم نرومن این جا غریبم، کجایی؟ کجـــــایی؟امان از غم این جدایـــیغمت رو نذار رو شونم که این کار من نیستهمه رفتن و هیچ کسی دلدار من نیست کسی به فکر حال واحوال من نیست.من این جارو بی تو نمی خــــوام.یه خسته یه عاشق، یه بیمار تنهاتو رفتی نگاه مردم عوض شددوباره بارون، توی خیابونمن هنوزم خاطرات تو رو دارم
