اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان کوچه های بی کسی

موضوع : pdf,اجتماعی,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل

دانلود رمان کوچه های بی کسی

دانلود رمان کوچه های بی کسی

دانلود رمان کوچه های بی کسی

نویسندگان : کیانا و شادی کاربران رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۳۰

ژانر :  غمگین.عاشقانه. اجتماعی

خلاصه رمان :

خیلی وقتا خیلی جاها

دوست داری یه گوشه از خاطراتت رو برداری و بندازی دور

کوچک ترین خاطره ای از بین زندگیت که گوشه ی ذهنت جا خوش کرده.

یه خاطره ی کثیف.

که آتیشش تمام زندگیتو بسوزونه.

و هنوز اون آتیش تو زندگی من خاموش نشده

داره تمام وجودم رو به آتیش میکشونه.

و من هنوز دارم با اون خاطره زندگی میکنم.

کاش بعضی از خاطره ها از ذهنت پاک بشن 

فقط نیاز دارم به

یه پاک کن 

 یه دفتر سفید

یه زندگی جدید

یا شاید 

یه فراموشی ابدی

سحر رفت منم تلفن رو برداشتم و زنگ زدم به اقای شمس که یه مکان عالی واسه نقشه پیدا کنه

کیفم رو برداشتم و از اتاق زدم بیرون که صدای سحر رو شنیدم

– یسنا وایسا منم بیام

برگشتم و با اخم نگاهش کردم صد دفعه بهش گفتم تو محیط کار من رو به اسم فامیلی صدا کن اصلا نمیفهمه این بشر .

تا نگاه من رو دید یه لبخند زد که تا بنا گوشش باز شد امد کنارم که با نهیب بهش گفتم

– جاوید

بعد از در دفتر زدم بیرون و دکمه اسانسور رو زدم.

دختره احمق نمیدونه من جلو اینا حساسم و نمیخوام این جوری حرف بزنه از پشت سر صداش رو شنیدم

– یسنا جونم

( اسانسور امد و رفتیم داخل)

– مرض صد دفعه گفتم جلو کارمندا نگو یسنا بگو خانوم جاوید

– خانوم جاوید جونم معذرت

– سحر حیف که شریکمی و دوستمی وگرنه مینداختمت بیرون

– اوه تو باز مغرورشدی

– همین که هست

اسانسور رسید و امدیم بیرون

– برو جلو

لینک های دانلود

0 تا کنون ثبت شده است

چهارده − یک =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز