اطلاعیه:
  • سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.
  • در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد
  • اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل  yekroman1@gmail.com  ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

مصاحبه با سحرشعبانی نویسنده رمان توماژ اختصاصی یک رمان

موضوع : متفرقه,مصاحبه با نویسندگاه,معرفی,همگانی

مصاحبه با سحرشعبانی نویسنده رمان توماژ اختصاصی یک رمان

مصاحبه با سحرشعبانی نویسنده رمان توماژ اختصاصی یک رمان

مصاحبه با سحرشعبانی نویسنده رمان توماژ اختصاصی یک رمان

سلام

سلام دوست خوبم


ممنون میشم اول یه بیوگرافی ساده و مختصر بهمون بدید ؟

سحر شعبانی هستم متولد اَمرداد سال ۱۳۶۷ و تحصیل کرده تو رشته فناوری اطلاعات گرایش شبکه های کامپیوتری …


از کِی و چند سالگی نویسندگی رو شروع کردیدو چی شد که دست به قلم شدید ؟

راستش الان که سوالاتتون رو خوندم خیلی خاطرات در من زنده شد که مدتها بود به پستوهای ذهنم رفته بود و چقدر لذت بخش بود مرور تک تکشون و اول از همه بابت این تجربه شیرین ازتون ممنونم

من از سن دوازده سیزده سالگی شروع به نوشتن کردم و اولین رمانی که نوشتم اسمش رو ” عسل” گذاشتم و هنوز هم برام خوندنش با وجود تموم کم و کاستی هاش خالی از لطف نیست گرچه مثل همه دهه شصتیا تو سنین نوجوانی درک کاملی از روابط اجتماعی وخانوادگی نداشتم برای همین ناپختگی رمان هام تا سن هجده سالگی کاملا مشهوده ولی با این وجود موضوعشون خوب و خاص بود نمی دونم چی شد که دست به قلم شدم فقط اینو می دونم که از همون بچگی عاشق نوشتن بودم و هنوز هم هستم ، الان که فکرشو می کنم می بینم از خلق و به دست گرفتن سرنوشت های ادمای رمانام لذت بردم از این که میتونم تقدیر رقم بزنم و با تک تک شون هم نفس بشم همیشه برام جذابیت داشته و مادر و پدرم نقش مهمی تو تقویت این حس و دنبال کردنش داشتن و البته بازخوردی که از دوستان و نزدیکانم بعد از خوندن رمان هام تاثیر مستقیمی رو این روند داشته


بهترین و بدترین اتفاقی که براتون در رابطه با نویسندگی پیش اومد چی بود ؟

بهترین تجربه من تو نویسندگی زمانی بود که نظرات و استقبال بسیار خوبی که از رمان توماژ تو همون هفته های اول تاپیکش شد والبته دوچندان شدن این امار وقتی به صفحه اصلی رفت و نظرات و نقدهای دوستان به دستم رسید و بدترینش هم کنسل شدن چاپ رمانم تو اخرین لحظات بود که البته الان خوشحالم که این اتفاق افتاد


مشوق اصلیتون در رابطه با نویسندگی شما ، کی بود ؟

مادر و پدرم


اسم رمان هایی که نوشتید ؟

رمان های زیادی نوشتم که ترجیح می دم هروقت تو دنیای مجازی نشر پیدا کرد اسمشونو بگم ولی رمانهایی که تو این دنیای جالب ازم منتشر شده تا حالا ، آراس ، توماژ و رازی که جگر می سوزاند


رمان هاتون براساس واقعیت هست ؟مثلا رمان توماژ

چندتا از رمان هام برگرفته شده از واقعیت بوده مثل ماجرای سقوط هواپیمای خبرنگاران که تو آراس بهش اشاره کردم و موضوع اصلی توماژ( عشق نامتعارف و بدون غرض) اما این به این معنا نیست که تمام مطالب از واقعیت استنباط شده باشه شاید در حد یه الهام بشه اسمش رو گذاشت بیشتر ترجیح می دم از خلاقیت ذهنم استفاده کنم که البته تا الان هم همین طور بوده حتی شخصیت هایی که رمانم رو جلو می برن کاملا ساخته ذهن خودمه ولی مابقیرمان هام کاملا ساخته و پرداخته ذهنمه

 


به نظرتون نویسندگی در فضای مجازی آینده ای داره؟

نویسندگی در دنیای مجازی می تونه یه تجربه تازه و شیرین برای همه نویسنده ها باشه چون ارتباط نزدیکی بین نوسنده و خواننده هاش وجود داره که هیچ کجا نمی شه پیداش کرد این که به سادگی نظراتشون رو می گن و پا به پات جلو میان و همراه شخصیت های داستانت واکنش نشون می دن خیلی جالب و دوست داشتنیه این که می فهمی رمانت اون بازخوردی که فکرشو میکنی داره یانه یا حسی که تو ذهنت بوده منتقل شده یانه برای هرنویسنده ای جذابه چون ما می نویسیم به خاطر نگاه های قشنگ همین دوستانی که برای تک تک خط خطی های ما وقت می زارن که اگه مخاطب رو از هر هنرمندی بگیری انگار دنیاش رو گرفتی هنر برای دیده شدنه و این سایت ها و صفحات فرصت خوبی رو فراهم کرده، برای من که تا به الان تجربه خوبی بوده و از تکتک دوستان و همراهان رمانهام تشکر می کنم که تنهام نذاشتن و قوتی قلب شدن برام ، با شرایط موجود در کشور و امار پایین کتابخوانی و خریداری کتاب های چاپ شده فکر می کنم نویسنده ها می تونن از این فرصت استفاده کنن تا راهی به خونه های مردم پیدا کنن و کم کم اون ها رو با کتاب و کتاب خوانی آشتی بدن


ازکدوم رمانتون بیشتر خوشتون می یاد؟چرا؟

راستش یه زمونی وقتی از یه بازیگر یا خواننده می پرسیدن که کدوم کارشون رو بیشتر دوست دارن و همه می گفتن که انتخاب سخته و هرکدومشون مثل بچه هاشون می مونه فکر می کردم چقدر کلیشه ای و شعارگونه است این جواب ولی امرزو که دارم فکر می کنم می بینم واقعا انتخاب این که کدوم کتابم رو بیشتر دوست دارم چقدر سخته چون من با تک تکشون زندگی کردم و کلی خاطره تلخ و شیرین از همشون دارم من با شخصیت هام نفس کشیدم و پابه پاشون خندیدم و بغض کردم حتی با شخصیت های منفور و سیاهرمانهام ولی اگه بخوام یکم از کلیشه فاصله بگیرم می تونم بگم که موضوع توماژ برام جذابیت زیادی داشت

نویسندگی اولویت چندم زندگیتونه؟

زندگی من اولویت های زیادی داره که در صدر همشون خانوادمه ولی می تونم به جرات بگم که بعد از خونوادم نوشتن برام مهم بوده و هست نوشتن بخش مهمی از زندگی من رو به خودش اختصاص داده درست مثل هوا برای نفس کشیدن نوشتن بهم جون تازه ای می ده و هیچ وقت نمی تونم حتی فکرشو بکنم که رهاش کنم و قلمم رو برای همیشه کنار بزارم
یه توصیه به نویسندگان تازه کار؟

حقیقتا خودم رو در حدی نمی دونم که بخوام توصیه ای به عزیزان تازه کار بکنم چون هنوز هم خودم هم ردیف و هم تراز بقیه هستم ولی به عنوان دوست و همکارشون دوست دارم چند نکته که به خودم خیلی کمک کرده رو باهاشون درمیون بزارم اول از همه باید بگم وقتی که لیست نویسنده ها و سن و سالشون رو می بینم واقعا خوشحال می شم ب خاطر وجود این همه استعداد خدادادی ولی چیزی که مثل سم به جون رمان هامون افتاده تقلید از هم دیگه و درنظر نگرفتن اصول نویسندگیه که فکر میک نم با کمی مطالعه این مشکلات حل می شه متاسفانه الان ر ها مان به سمتی رفته که مثلشون رو بارها و بارها خوندیم و خوندن صفحه اول برای فهمیدن کل ماجرا کفایت می کنه هنوز هم موضوعات ناب زیادی هست که منتظر نوشته شدن هستن نمی دونم چرا همه داریم از رو دست هم می نویسیم امیدوارم به کسی برنخوره ولی اگه این حرفو می زنم به این دلیله که بیش از صد کتاب خوندم و توشون به اندازه انگشت های دست ممتاز و ناب پیدا کردم ….

دوستان خوبم بیاید بیشتر بخونیم خوب ببینیم و به دقت گوش کنیم تا با قلممون اثاری ماندگار درست کنیم کتابی که حتی بعد از بارها خونده شدن بازهم جرفی برای گفتن داره


حرف آخر…

ممنونم از این که بنده رو قابل دونستین برای همین درد و دل کوچولو که برای خودم تجربه ناب و دوست داشتنی ای بود امیدوارم قلمتون همیشه سبز و پایدار باشه و اسم تک تکتون رو تو بهترین نشریه های هنری ببینم و از افتخاراتتون لذت ببرم

به امید حق

ممنون از اینکه وققتون رو در اختبار ما گزاشتید ..لذت بردیم از این گفت و گو ی زیبا 🙂

___________________________________

دوست دارید با چه نویسنده ای مصاحبه انجام بشه ؟

درخواست های خودتون رو به صورت دیدگاه بیان کنید، در اولین فرصت رسیدگی خواهد شد.

2 نظر تا کنون ثبت شده است

5 × 4 =

سمیرا در چهارشنبه , ۱۲ آبان ۱۳۹۵ گفته :

سلام.ممنون از این مصاحبه ی زیباتون. از طرز صحبت و جواب های این نویسنده عزیز کاملا مشخصه قلم زیبایی دارن.کاملا بخته و حساب شده.. من که از خوندن رمان های زیباشون حسابی لذت میبرم و به همه توصیه میکنم که لذت خوندن این رمان ها رو از دست ندن…با آرزوی بهترین ها برای سحر عزیز

نوشین در سه شنبه , ۱۸ آبان ۱۳۹۵ گفته :

سلام ممنون از مصاحبه زیباتون خیلی دوست داشتم در مورد ایشون بیشتر بدونم من تمام کتاب هاشون رو خوندم و واقعا از قلم زیباشون لذت بردم امیدوارم هرجا هست موفق باشه و رمان های بیشتری ازش بخونم

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز
Free WordPress Themes