دانلود داستان کوتاه جرات حقیقت

 

دانلود داستان کوتاه جرات حقیقت

 

 

خلاصه:

دانلود داستان کوتاه جرات حقیقت چند نفر یک فیلم ترسناک را تماشا میکنند. سپس برای ترساندن دوستانشان حرکاتی را از فیلم تقلید میکنند گایز، توجه توجه! فیلم اوردم براتون چه فیلمی! این جمله را مهتاب در حالی که روی کاناپه بالا و پایین میپرید مدام تکرار میکرد. نفس با دو کاسه  بزرگ چیپس وارد سالن شد و به مهتاب گفت:

داستان کوتاه های دیگر ما:


جای بالا پایین پریدن، بذار ببینیم چیه!

پس از کمی بحث و شوخی میان دخترها بالاخره فیلم پلی شد

و چهار دختر، خیره به تلویزیون دربارهی اسم فیلم نظر میدادند.
در سکانس اول فیلم دختری با لپتاب مشغول رسیدگی به کارهایش بود.

دخترها چنان در حال بررسی و نظر دادن دربارهی شخصیت فیلم بودند که انگار میخواهند برای برادراشان او را
خواستگاری کنند.
پانزده دقیقه از شروع فیلم گذشته بود، نفس روی پای مهتاب خوابش برده بود، مهلا همان طور
نشسته و دست در کاسهی چیپس، خواب هفت پادشاه را میدید و مهناز هم چرت میزد؛ اما
مهتاب با اشتیاق به صفحهی تلویزیون نگاه میکرد و گویی خودش در آن فیلم در حال زندگی کردن بود.
شخصیت اصلی فیلم دختری بود به اسم الیویا که بخاطر کاری نمیتوانست با دوستاش به
تعطیلات برود ولی بالاخره بعد از این که دوست صمیمیش مارکی برنامهی کاریش رو خراب کرد

همراه با دوستاش راهی تعطیلات شد.
یک شب مانده به اخر خوشگذرونیشون، همه با هم مشغول رقص و نوشیدن بودند و فقط الیویا
در کنار دوست پسر مارکی نشسته بود و با هم گپ میزدند.
در این بین الیویا متوجه رقص مارکی با یک پسر غریبه شد و قبل از این که کسی مارکی را ببیند
او را نزد دوست پسرش اورد. الیویا این راز را به سینه سپرد و سکوت کرد.
پس از مدتی با شخصی به نام کارتر اشنا شدند و کارتر آنها را برای رفتن به یک محل تفریحی

 

پیشنهاد می شود

 رمان جای مادرم زندان نیست | مریم علیخانی

 رمان کاش نبودم | مهلا جعفری

رمان به دنبال انتقام | Mahbanoo_A

این مطلب را به اشتراک بگذارید