دانلود دلنوشته دیجور ⭐️

خاموش باشید و به نوشته‌هایِ خون آلودِ رویِ دیواره‌هایِ سرداب بی‌توجه‌ای کنید و به جغدی که واج و واج اوازی شرم ناک سر می‌دهد کاری نداشته باشید چرا که انها به سجده در آمده‌اند انها روح اشان را  فروخته‌اند! شاید درکِ اینایی که من دارم می‌نویسم سخت باشه ولی همه ما یه نیمه تاریکی تو ذهنمون داریم که همش سعی می‌کنیم به اون بی توجه باشیم این نوشته‌ها هم از اون نیمه تاریکِ ذهن میاد!​

و منی کز کرده در ملکوتِ فاسده ذهنم
برایِ سیاهی روحم
می گریم
***
ملکوت”عظمت، عالم”
​استخوان‌هایم
از درد فریاد می‌کشند
و برایِ خونِ راه افتاده از میانشان
گریه سر می دهند و به سوگواری می‌شینند!

دانلود دلنوشته دیجور

دانلود دلنوشته دیجور

 

شب ها بی‌اختیارانه تن می‌دهم
به همخوابگی با قرصِ‌هایی
که صبح به صبح
سحر نیامده عق می‌زنم
قرص‌هایِ فرو رفته در گلویم را!

در رگ‌هایِ فرسوده من
خون تو به رنگ در می‌آید
و منی که
سخت در حالِ
دریدنِ خونابه‌هایِ تو هستم!​

و من می‌نگرم به رقصِ جنجال امیزِ
شیطانِ کوچکِ درونم
و پای کوبی‌هایِ رقت انگیزِ او!​

خاموش شده‌ام همانندِ
مادری که در حالِ تلاش برایِ سقطِ نطفه‌اش است
خاموش شده‌ام همانندِ
بیوه‌ای که با حرف‌هایِ مردم برایِ خود طنابِ داری می‌سازد!

در نگاهِ تو شبحی به سیاهی چشمانت
مرثیه می خواند!​
اسودِ چشمانت
تو را به این راه کشانید
یا ابیضِ روحت؟!
***
اسود”سیاهی”
ابیض”سپید، سفیدی”​
به دیجورِ چشمانت سوگند
که تعیشِ مرا تو تعیین خواهی ساخت!
***
دیجور”سیاهی”
تعیش”زندگی کردن”​
دلنوشته های انجمن یک رمان :

منتشر شده توسط :REZA_M در 33 روز پیش

بازدید :240 نمایش

برچسب ها : ,

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

دیجور

نویسنده

ilyn_br

ژانر

منتخب

طراح

فرزانه رجبی

تعداد صفحات

15