دانلود رمان دختر بد پسر بدتر

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر

 

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر

 

 

خلاصه:

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر قصه تلخیست. در قصه ها دختر ها پاک اند و معصوم و فریب خورده! در قصه ها آدم ها مهربانند و ساده! من هم آدم همین قصه ام.آما انسانیتم مرده است. قلب دارم،اما یخ زده است. دخترم و زیبا ام و شیشه ای.

پیشنهاد می شود

دانلود رمان فرزند خاموش

دانلود رمان سرنوشت من

دانلود رمان مزاحم مرموز

اما دخترم و پلیدم و پر از خورد شیشه ای که برنده است.

من دختر بد این قصه ام و گمان می کردم همیشه پیروز میدانم.

اما تو آمدی.تو ثابت کردی گرچه من بدم!

اما تو بد تری!

من دختر بد شدم و تو پسر بد تر.

هرچند که تا پایان این قصه پیچ و تاب زیادی خوردیم.

اما نه من باختم و نه تو.

چون اگر چه همیشه خوبی و پاکی پیروز می شود.

اما من و تو ام در این میدان برنده شدیم.

من با بد بودنم تو را پیروز شدم.

تو با بد تر بودنت قصه را فتح کردی.

این بد و بد تر کنار هم چه قصه ای که رقم‌نمی زند!

به قلم‌مرجان فریدی.

نیاز دختری خود ساخته و جوونیه که اگر چه سختی زیادی رو در گذشته مبهمش تجربه کرده.اما هیچ وقت خم‌نشده. در هم‌نشکسته!

تنها بد شده و با بدی زندگی می کنه.

کل زندگیش بر پایه دروغ ساخته شده و با گول زدن و و هرچه که نادرسته احساس خوبی داره.

اما آیا همیشه قراره نیاز پیروز شه؟

قراره همیشه دل سنگ و بی احساس بمونه؟

با وجود یه پسر خیلی بد تر از نیاز!

من که این طور فکر نمی کنم!

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر

اشکامو پاک کردمو با هق هق شروع کردم به تعریف کردن ماجرا :

_ پار…پارسال دقیقا همین موقع بود که اومد و گفت دیگه من و نمی خواد و عروسی رو به هم زد.

به اینجا ک رسیدم هق هقم اوج گرفتو باعث شد که پسره هل بشه و دست پاچه گفت:

-آروم‌ باش دریا. باید باهاش کنار بیای اما آخه چرا امروز رفتی مهمونیش؟ نگاه کن الان چجوری شدی انقدرم که ماشالا خوردیش.

سعی کردم بیشتر تو نقشم فرو برم

جیغی کشیدمو گفتم :

-آروم باشم؟ چطور آروم باشم ها؟ چطور؟

و دستام و روی صورتم گذاشتم بلند بلند به گریه کردنم ادامه دادم

و بین گریه هام گفتم که من و برسونه خونه و آدرسو بهش دادم

اونم بدون اینکه چیزی بگه به سمت خونه‌ روند.

_ دریا رسیدیم

باصدای پسره چشمام رو باز کردم و با صدای خفه ای گفتم ممنون و به سمت عقب برگشتم

تا کیفم رو که وقتی سوار شده بودم اونجا گذاشته بودمو

بردارم و وقتی که صورتم‌و برگردوندم کارتی رو جلوی صورتم دیدم.

_ این چیه؟

چشمای قهوه ایش و تو تاریکی بهم دوخت و گفت:

_ شمارمه خواستم اگه میشه بیشتر باهم اشنا بشیم

لبخندی زدمو کارت رو‌گرفتم و تنها به خدافظی اکتفا کردمو از ماشین پیاده شدم

و به سمت در قهوه ای رنگ به راه افتادم اونم تک‌بوقی زد و رفت

وقتی دور شد از جلوی در کنار اومدمو اشکامو پاک کردم

و دستمو داخل کیف کردم و کیف پولو برداشتمو همونطور که به سمت سر خیابون میرفتم

تا یه تاکسی بگیرمو برم خونه داخل کیفو وارسی کردم

سیصد تومن پول خب خوبه ، با دیدن اسمش روی کارت ملیش شروع کردم

به بلند بلند خندیدن که باعث شد همه کسایی که تو پیاده

رو بودن به سمتم برگردن و چپ چپ نگام کنن اما من بی اهمیت بهشون

به خندیدنم ادامه دادم اخه اسمش به قیافه تی تیشش اصلا نمیومد

اون پسر با اون‌موهای سیخ سیخ که خیلی مدل قدیمی بود

و لباس زردو شلوار سفید کجا ، اسم اردشیر با این ابهت کجا!

 

پیشنهاد می شود

رمان شاهزاده گمشده | mona.n

 رمان کآریزمآ | Senator

رمان آتشی بر پیکر جانم | فائزه حاجی حسینی

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:دختر بد پسر بدتر

نویسنده

نویسنده:مرجان فریدی،مهشید قرایی مقدم

ژانر

موضوع:عاشقانه،اجتماعی

طراح

طراح:ayedaa

تعداد صفحات

تعداد صفحات:786



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 31 )


  1. مائده❤ گفت:

    واقعا اگه خوبه بخونمش؟؟؟؟

  2. فاطمه گفت:

    داستان جالبی داشت 🙂
    ولی به نظرم اینکه هر پسری با دختره اشنا میشد جذب دختره میشد بیش از حد غیر واقعی کرده بود داستانو.
    ولی کلیت رمان رو دوس داشتم

  3. zahra گفت:

    موضوعش جدید تره بودش دست نویسنده درد نکنه اما این موضوع احتیاج داشت وقت بیشتری روس گذاشته بشه که گیفت کار بالا بره شاید در نظر کسانی کم کم رمان میخونن خوب باشه اما من الان ۱۲ ساب رمان میخونم هیفش گردی کاس بیشتر زمان میزاشتی آخرشم خیلی کش دادیم
    ولی از کنه بودن دختره خوشم اومد طوری که تو دوشب تمومش کردم آدمای قویو دوس دارم ، خوب بود اما دفعه بعد
    منتظر یه کار عالی هستیم

  4. مهر بانو گفت:

    عالی بود

  5. امیدم فقط خداست گفت:

    واقعا قشنگ بود فقط کاش یکم زیاده روی میکرد پسره دوست داشتم یکم صحنه های عاشقونه ترازشون بود

  6. حدیث گفت:

    سلام
    رمان فوق العاده ای بود فقط اگه اخرش اینقدر ابکی و زود تموم نمیشد خیلی بهتر بود

  7. Hanane گفت:

    واقعا قلمت قویه و این باعث خوشحالی که هنوز هم نویسنده هایی هستند که چرت و پرت نمی نویسند.
    رمان قشنگیه و به اندازه به جزیئانت پرداختی که همین هم موجب زیباتر شدن متنت شده .
    واقعا خوشحالم که این رمان و برای خوندن انتخاب کردم .
    بابت نوشتن رمانی به این خوبی ممنون .

  8. Anahita گفت:

    عالیییییییییی
    اگه نخونید از دستتون رفته
    خیلییییییی خوبههههههه

  9. Moaz17 گفت:

    خوب بود. دوستش داشتم.

  10. SARI گفت:

    واااااااااااااااااااااااااااای خیلی خفن بوووود موضوعش مثل بقیه رمان ها تکراری نبود و اینجوری نبود که تو همه چی پسره سر باشه چون بعضی رمان ها پسره هی همه چیش بهتره و این حرصم و در میاورد اینکه یکی خوب نبود یکی بد هم یه مدل جدید و باحال به داستان داده بود باورتون میشه کل دیشب بیدار موندم و خوندمش از دوازده شب تا پنج داشتم میخوندم تا الان خواب بودم و اینکه ای کاش در آخر رابطش با مادرش بهتر میشد اما الان نگاه که میکنم میدیدم باز بیمزه میشد و لی در کل خییییییییییییییییییلی ممنونم که همچین رمان قشنگی رو گذاشتید و به نویسنده واسه قلم فووووووووق العاده اشون و ذهن خلاقشون تبریک میگم

  11. Mansoorhe گفت:

    در یک کلام مزخرف بیش از حد مزخرف کاملا بی محتوا و خیالی خوبه نویسنده های گرام بیشتر به مغزشون فشار بیارن یخورده با محتوا بنویسن حیف که خوندمش حیف واقعا متاسفم

  12. لونا گفت:

    من نویسنده هستم و این رمان واقعا از نظرم من بیش از حد معمولی و قلم عادی داشت و جای تعجبه که چطور این همه دارن میگن عالی!

  13. Hannaneh20 گفت:

    خیلی خوب بود.
    ایده ی جدیدی داشت و خواننده رو جدب میکرد.
    من خودم نویسنده ی همین انجمن هستم و به شما تبریک میگم برای همچین ایده ی جداب و ذهن خلاقتون.

  14. Soosn گفت:

    لونا جون شما خودت و کنترل کن? خودت داری میگی دیگه مثلا نویسنده ای.چشم نداری یه رمانِ خوب و ببینی امثال تو ان که گند زدن به فضای رمانی مملکت هه

  15. S گفت:

    به نظر من که محشر بود این رمان ژانرش معلومه عاشقانه و اجتماعی و برای همین روندِ ارومی داشت نمی فهمم چرا میگید سریع تمومش کرده نویستدش بابا ۷۰۰ صفه بود!
    بازم دمش گرم?

  16. .Gh. گفت:

    این رماااان معررررررررکه بود .خیلی وقت بود دنبال یه همچین رمانی میگشتم دقیقا همونی بود که میخواستم. قلم رمان از ابتدا قوی کار شده بود.
    بعضی رمان ها در ابتدا قلم ضعیفی دارند و زیاد ادم رو جذب خود نمیکنند اما این رمان از ابتدا عالییییی بود.
    تنها اشکالش این بود که در اوایل رمان شخصیت نیاز رو جلوی فریاد تو سری خور نشون داده بود.
    ولی در هر صورت عالییییی بود.
    لطفا اگه کسی رمان هایی تو این سبک سراغ داره رو معرفی کنه.

  17. ریحان گفت:

    عالی بو ولی کوتاه بود کاش یه فصل دوم داشت یا یه رمان دیگه شبیه بهش مینوشتن

  18. مهراب گفت:

    از قلم نویسنده خوشم اومد ولی بازم این نوسنده برا پیش رفت راه طولانی در پیش داره واز اون جایی که دختره به خارج رفت تازه به نقطه اوج داستان رسیدیم وتنها همان قسمتش رمان را جذاب کرد

  19. .G. گفت:

    میشه چندتا رمان به این سبک معرفی کنید.

  20. sophia گفت:

    رمان باورم کن / نیلی / در همسایگی یک گودزیلا / هانا پسر تقلبی و دختر بد پسر بدتر بهترییین رمان هایی بودند که من خوندم به نظرم حتما باید اینارو بخونیدو اگه نخونید واقعا از دستتون رفته. حتی اگه تو این سایت هم نبودند از سایت های دیگه دانلود کنید و بخونید حتمااا •~~•

  21. Zahra گفت:

    شخصیت پردازی رمان زیاد جالب نبود منظورم اینه خوب بودن ولی به درد این داستان زیاد نمیخوردن اگر شخصیت پردازی قوی تر بود شاید خواننده های رمان بیشتر میشدن اصل رمان به شخصیت پردازیه. نویسنده موظفه با توجه به نقش شخصیت توی داستان اون حس شخصیت رو به خواننده منتقل کنه من موقع خوندن رمان کاملا پوکر بودم و یه جورایی به اصطلاح اون حس مطلوب رو منتقل نیمکرد.
    ایده، ایده جدیدی بود و همونجور که همه از رمان های ایرانی انتظار داریم بسی غیر واقعی بود نقطه اوج رمان خارج شدن دختر و پسر داستان از کشور بود که متاسفانه خیلی زود بعد از اون رمان به پایان رسید.
    پایان رمان مطلوب نبود و باید بگم که این رمان اگر تراژدی میشد بهتر بود.من خودم طرفدار پایان خوشم ولی به این رمان نمیومد حقیقتش!
    نکته مثبت رمان که عجیب به دل من یکی نشست این بود که دختر داستان با مادرش اوکی نشد این کمی منطقی بود و خوشبختانه نویسنده با انجام معکوس این رمان موضوع رو خراب نکردن.
    قلم نویسنده های عزیز معمولی بود و هنوز جا برای پیشرفت زیاد دارن امیدوارم‌رمان های بیشتری ازتون ببینیم.
    موفق باشین!

  22. Parmida گفت:

    عااااالی خیلی خوووب
    واقعا رمان متفاوتی بود
    دمت گرم عااالی بود

  23. Sbw گفت:

    من که عاشقشم ، کاملا ارزش خوندن ۷۰۰ صفحه رو داره ، ممنون از نویسنده عزیز.رمان بسیار متفاوتی هم بود ، زرتی عاشق نشدن و زرتی بهم نرسیدن ^^ نخونی پشیمون میشی

  24. زهرا گفت:

    خیلی وقت بود دنبال ی رمان اینجوری بودم ، جذاااب بود و و واقعا مشتاق بودم ببینم آخرش چی میشه ، فقط بنظرم زیادی کارشون ب بیمارستان و اینا میکشید… در کل پیشنهاد میشه و ممنونم از نویسنده گرامی🌹

  25. مروارید گفت:

    عالی بود واقعا لذت بردم ولی به قول دوستان کاش یکم صحنه های رمانتیکش بیشتر بود و اخرشم جذاب تر میتونست باشه ولی درکل ارزش خوندن داشت و رمان خوبی بود

  26. رویا گفت:

    اصلا خوب نبود. افتضاااااااح
    متأسفم

  27. FaTi گفت:

    عالی من که خوشم اومد دمت گرم :)))

  28. Mhsa گفت:

    خوب بووود ولی اخرش میتونست قشنگ تر تموم شه ولی در کلش قشنگ بود مرسی

  29. Melika گفت:

    عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید 💞

  30. Melisa گفت:

    خیلی خیلی عالی بود یه چیز تک بود که هرچی گشتم شبیهشو پیدا کنم نبود واقعا دوستش داشتم از بس تو رمانا همه ادمای خوبی بودن دیگ حالم داشت بهم می خورد مثلا یارو خلافکار بود ولی همهی این پولارو میداد به خیریه :/ اخه بابا بیخیال لازم نیست حتما یارو ادم خوبی بشه تهش دوتا ادم بد کنار همو خیلی بیشتر ترجیح می دم و نکته دوم که اهنگاشو خیلی دوست داشتم و هنوز که هنوزه اهنگاشو گوش میدم و خیلی دوسشون دارم مرسی واقعا