• دانلود رمان
  • دانلود رمان دختر ماه ⭐️ | یک رمان | دانلود رمان

دانلود رمان دختر ماه ⭐️

سوین دختری با زندگی به ظاهر معمولی..یک دانشجوی ساده که با گرفتن بورسیه و رفتن به آمریکا با حقایقی روبرو میشه که زندگیش تغییرات بزرگی میکنه و میفهمه که موجود عادی ای نیست و تموم زندگیش دروغ شنیده و حالا…

پریسا دوستمه و از کلاس اول باهم دوست بودیم یه جورایی مثل خواهر نداشتم و تنها دوستمه خیلی دختر خوبیه و اخلاقش کاملا برعکس منه و شیطونه منم که بداخلاق و اخمو بخاطر همین با تنها کسایی که خوبم پری و خانوادمه

حالا وللش اخلاق خوشگل منو بزار زنگ بزنم ببینم این خره کجاس 

بوق!!بوق!!بوق! الو ؟بله؟ _الو!!!کوفت!!کجایی یه ساعته این داره بوق میخوره 

اوه تویی که سوین خره بیتربیت کجایی!من حوصلم سررفته!! خو به من چه در شو بردار سر نره

پری جون پری پاشو گمشو بیا اینجا خونه خالیه خاک تو سر بی حیات کنم من اصن نخواستم بیای 

اینو گفتم و قطع کردم=/دختره بوق نگاهی به ساعت کردم ساعت۳شده بود برم حداقل یکم درس بخونم

حدود دوساعتی درس خوندم وکه نمیدونم چجوری خوابم برد..

بعد شام رفتم اتاقم دراز کشیدم و به سقف زل زده بودم عادت داشتم که همیشه قبل خواب با خدا حرف بزنم ..نمیدونم چرا ولی یدفعه دلم خواست که زندگیم عوض شه و هیجان داشته باشه خیلی یکنواخت شده بود این زندگی….بعد دعا کردن و ساعت کوک کردن واسه صبح خوابیدم ….

صبح ساعت ۸با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی بعد انجام عملیات مربوطه رفتم صبحونه خوردم واومدم که آماده بشم برم کلاس..

یه مانتو مشکی تا یه وجب پایین تر از زانو پوشیدم و شلوار کتان مشکی مقنعه روهم سرم کردم و رفتم جلو آینه…عادت به ارایش نداشتم و فقط یه ریمل زدم

قیافم اونقدر خوشگل نیس که بگم بخاطر خوشگلی که دارم نیاز به ارایش ندارم نه اینجور نیس..قیافه ساده ای دارم چشمای مشکی تقریبا درشت بینی که به صورتم و میاد و لبای قلوه ای

همه بهم میگن قیافم معمولی و بانمکه♀️میشه گفت تنها عضو جذاب صورتم چشام هس

حالا وللش از مامانم خدافظی کردم و رفتم سمت ایستگاه اتوب.و.س و راهی دانشگاه شدم ..

دانلود رمان دختر ماه

دانلود رمان دختر ماه

 

وارد حیاط دانشگاه شدم و با چشم هرچی دنبال این دختره منگول گشتم پیداش نکردم…هووووف خدا اینم دوسته ما داریم خو ولش کن خودش پیدا میشه هنوز ۳۰مین تا شروع کلاس وقت بود رفتم رو یه نیمکت گوشه حیاط نشستم و زل زدم به این ادمای الکی خوش=/…والا خو الکی خوشن تو این وضعیت..اینو گفت و رفت!

انگار مارو درحال کارای خاک برسری دیده که اینجوری حرف میزنه زنیکه .

هووووف برگشتم به اونایی که داشتن در مورد ما پچ پچ میکردن یه نگاه چپ انداختم که ساکت بشن ولی بیشور ساکت که نشدن هیچ یه نگاه چپ هم تحویل خودم دادن….والا چقد ملت فضول شدن یه چی که ببینن ول نمیکنن دیگه..

دیگه حوصله دانشگاه رو با نگاه های این فضولا بخاطر اتفاق امروز نداشتم برا همین از پری خدافظی کردم و رفتم خونه

وقتی رسیدم خونه ساعت۲بود و این ینی هم مامان و فرهان خونه هستن.

داخل خونه که شدم دیدمشون داشتن تلویزیون نگاه میکردن یه سلام بهشون دادم که جوابموآروم دادن انگاری خیلی محو فیلم بودن…بعداز عوض کردن لباسام ناهار خوردم و رفتم نشستم پیش اونا..فیلم تموم شده بود و الان حواسشون سرجاش بود پس بهترین موقعیت بود که در مورد بورسیه باهاشون حرف بزنم

مامان بله

 امروز تو دانشگاه یه اعلامیه واسه یه ازمون زده بودن منم رفتم ثبت نام کردم

ازمون چی؟؟اوم واسه یه بورسیه اس که ۳نفر اول رو بورسیه میکنن واسه امریکا

تو چیکار کردی سوین؟؟

واسه بورسیه ثبت نام کردم

اینو که گفتم مامان از عصبانیت قرمز شد و صدای فریادش رفت هوا

با اجازه کی همچین کاری کردی_خب مامان معلوم نیس که من اصن قبول شم یا نه بعدشم اگه قبول شم بهترین موقعیت واسه پیشرفتمه شما که مخالف پیشرفت نبودی

هیچ میفهمی چی میگی سوین تنها پا شی بری کشور غریب که چی بشه؟؟؟که پیشرفت کنی؟؟!!اینجا نمیشه پیشرفت کرد!؟ فردا میری انصراف میدی دیگه هم چیزی نمیخوام بشنوم 

 

رمان های انجمن یک رمان:

رمان دزد و پلیس بازیه عاشقانه | black.star کاربر انجمن یک رمان

رمان حافظه شخصی | رها امینی کاربر انجمن یک رمان

رمان پسرک بی‌رنگ و رخ | گندم کاربر انجمن یک رمان

دانلود رمان شراکت اجباری

رمان گوش ماهی

منتشر شده توسط :REZA_M در 49 روز پیش

بازدید :904 نمایش

برچسب ها : , ,

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

دختر ماه جلد اول

نویسنده

دخترصورتی

ژانر

عاشقانه ،تخیلی

طراح

Sepehr Misayi

تعداد صفحات

240



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 5 )


  1. نویسنده گفت:

    تقلید کردن بد نیست ولی نه دیگه کپی متاسفانه رمانتون جذبم نکرد من عاشق رمان های تخیلیم چون رمان سه گانه درنده تاریک شب رو خوندم متوجه منظورم که میشید .بابت زحمتی که کشیدید متشکرم

  2. نویسنده گفت:

    کپی شده از روی درنده تاریکی شب .اصلا جالب نبود همش کپی بود

  3. s.na گفت:

    اصن کپی رو کار ندارم چجوری میشه با دو ماه خر خونی به اون که یه سال خر خونی کرده برسی اونم تو دانشگاهی که بورسیه آمریکا میده ینی دانشگاه خفنیه

  4. سلنا گفت:

    با سلام و خسته نباشین نمیدونم چرا هرکس فکر میکنه نویسنده بدنیا اومده اصلا خوب نوشته نشده چطوری طی دو ماه خرخونی تونستن بورسیه بگیرن حالا بگذریم میگیم تخیلاته چقدر زود باور کرد دختر ماهه این سوین اول رمان میگه سوین بداخلاقه بخدا ما ندیدیم همش گریه میکنن ولله بداخلاق ها مغرورن تو خلوتشون گریه میکنن بدترین رمان سایت همینه بخدا وقتمو تلف کردم حلال نمیکنم

  5. دخی گفت:

    دوستانی که نوشتن این نویسنده تقلید کرده و نمیدونم دختر چه زود باور کرد انگار فقط دنبال تخریبن…درنده تاریک شب کجاش ربط داره به دخترماه..بعدشم بورسیه به آمریکا یه موضوع ساخت ذهن نویسنده اس و اصلا هم چیزی نیس که ایراد داشته باشه…رمان دختر ماه یکی از پرطرفدار ترین چنل های روبیکا بود پس الکی حرف نزنین خواهشا….
    ممنون از نویسنده عزیزش