• دانلود رمان تخیلی

معرفی نامه رمان تهران‌دود: گاهی ابدی بودن سیاهی مطلق در وجود انسان‌های بد، بی‌معناست. رمان تهران دود، درمورد گروهی از انسان‌های عجیب و درک ‌نشدنی‌ست که از دید مردم پنهان‌ مانده‌اند. عجایبی که همه آن‌ها را پست و بی‌رحم می‌خوانند، بدون آنکه ذره‌ای از وجودشان را درک کنند. تصورها می‌شکند وقتی یکی از همین بی‌رحم‌های بی‌وجود، وجودش را نور و حس شرم فرا می‌گیرد و درست ‌جایی که حتی نقطه‌ای از تصور آدمی به آن نمی‌رسد، شاید اتفاقی از طرف یک شخص باورنکردنی به درگیری‌ها پایان دهد.   دانلود رمان تهران دود   قسمتی از رمان: اسلحه‌ش رو انداخت زمین و دستم رو گرفت. یک لحظه شرمم شد. من با این حال بی نوایی، رسوایی و گناهکاری، فقط مرگ و درد برام سزاوار بود. فقط مرگ. همچنان تلوتلو ...

  • تهران دود
  • آفسا Afsa
  • ش.روحبخش
  • 432
  • یک رمان
ادامه و دانلود

در خانواده ی بزرگ و ثروتمند رشیدی دختری به دنیا می آیددختری با چشمان سرخ وحشتی همه خانواده را فرا می گیرد همهمه ای بر پا می شود او را دختر شیطان میدانند خانواده اش او را از خود دور میکنند و به زنی در روستایی دور افتاده می سپارند تا او را بزرگ کند آیا او واقعا دختر شیطان است؟ چه آینده ای در انتظار اوست؟ شاید عجیب باشه ولی همه خاطراتم از نوزادی تا حالا ، مثل یه فیلم جلو ی چشمم حرکت میکنه حتی چهره ی پدر و مادر واقعیم رو به یاد دارم شاید حق داشتن من رو دختر شیطان بدونن خودمم کم کم دارم به همین نتیجه میرسم که یه آدم عادی نیستم. به اتاق کوچیکِ خوشگلم ...

  • دختری با چشمان سرخ
  • مریم.ا
  • نگین قاسمی
  • 430
  • رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان اصیل زاده ی تاریکی قرن ها انگار که بازیشان گرفته بود گذشتند و به جایی رسیدند که انسانی از جنس سایه ها متولد شد....فردی متولد شده در لحظه ی تاریکی زمین....داستان از همان لحظه شروع شد...از همان لحظه ای که ماه درخشان پوزخندی به باور اشتباه زمینیان زد و در پس سایه اش فردی متولد شد با قدرت روشنایی خورشید... فردی از جنس سایه ی ماه و قدرت کامل خورشید.... باز هم سال ها با پوزخند های متوالی ماه و خورشید گذشتند و قرن شدند... در پس این سال ها مردی بود که عقیده داشت ماه و خورشید با هم در جدالند! من درباره ی ماه و خورشید نمی دانم اما شک ندارم افرادی روی زمین هستند که وارثان قدرت های ماه و ...

  • اصیل زاده ی تاریکی
  • س.شاه حسینی
  • Lady Green
  • 200
  • منبع:نویسا
ادامه و دانلود

سوین اجبار میشه بخاطر عزیزانش خودش رو معامله کنه..ولی بعد اسیر شدنش توسط جیمز میفهمه که تمام این مدت وسط یه بازی ای بوده که از خیلی سال پیش برنامش رو چیده بودن…بالدازار نمرده و اومد نزدیک و دستشو گذاشت رو شونم و گفت مت:خواهش کردما...بیا بریم...همه دوس دارن ببیننت...میدونی چن ماهه که از همه فراری ای...باور کن دنیا به آخر نرسیده‌‌‌..من بهت قول میدم که سوین رو دوباره یه روزی میبینیم... ساشا:اگه ندیدم چی؟ مت:من مطمئنم که دیر یا زود دوباره میبینیش... آهی کشیدم و به طرف کمد رفتم...‌ یه کت و شلوار مشکی با پیراهن مشکی برداشتم و رفتم توو سرویس پوشیدمشون...مت توو این چن وقت با حرفاش بهم امید میداد و شاید تا الان بخاطر این امید ها‌ هس که ...

  • دختر ماه ۲
  • دخترصورتی
  • محدثه فارسی
  • 220
  • رمانکده
ادامه و دانلود

روی زمین می‌نشینم و به آتش جهنم خیره می‌شوم. من افسون دختر فرشته الهی در آتش سرنوشت می‌سوزم و همراه مردی یاغی که به دنبال همسر خائنش می‌گردد، می‌دوم. در زندگی چند صد ساله‌ام فقط دوازده سال زندگی کرده‌ام. به درون آینه که می‌نگرم دلارام را می‌بینم. دختر دست پرورده عُمَر که شش سال زندگیش را شکست، خورد شد اما ترسناک مانند ظلمات کولاک زمستان شد. من کسی هستم که سیاهی را خوشبختی، سرما را لذت و سفیدی و روشنایی را شوم می‌داند. من دختری سفید از نسل سیاهی هستم. خون می‌ریزم و در خون می‌رقصم. پادشاه جهنم یاغی‌گری کن که من از تو افسار گسیخته‌ترم. به سیگارم پک عمیقی زدم و دود رو دایره‌وار از بین لب‌هام بیرون فرستادم. چنگی ...

  • یاغی جهنم جلد دودم افسونگر جهنمی
  • دیکتاتورs.yavarnia
  • سدنا%
  • 94
  • یک رمان
ادامه و دانلود

داستان این رمان تخیلی  می باشد هزاران سال پیش از آفرینش آدم و حوا، مردمانی روی زمین می‌ز یستند. در آتلازِد پایتخت جهان، ملکه میریام حکمرانی می‌کرد؛ روزی او توسط سلینوس عالم دربار با خبر می‌شود که جسم کروی بسیار بزرگ و سنگینِ سرخ رنگی (مریخ) به سمت زمین می‌آید و تا سه سال آینده با زمین برخورد و زمین را نابود خواهد کرد. سلینوس با مطالعه و تحقیق فراوان در می‌یابد که تنها راه نجات زمین و حفظ بقای بشریت چیست! ملکه گروهی را به دنبال آن می‌فرستد... سخن نويسنده: دوستان عزیزم سلام سری رمان‌های بقا که احتمالا چند جلد باشند هر بار با موضوعات مختلفی راجع به تلاش برای بقا نوشته خواهد شد. هر جلد رمان موضوع متفاوتی دارد و ...

  • نام رمان: بقا مرگ دوباره
  • نویسنده:Fatemeh.M
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات:252
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

داستان درمورد دختری به اسم باران هست که توی یه خانواده عادی و توی شمال زندگی میکنه!این دختر سختی های زیادی میکشه…تا به عشقش برسه.یه پیرمرد که ایا کمکش میکنه؟ یا شاید هم فریبش میده!!!همین طور که دهنش باز بود موهامو که بافته بودم کششو در آوردم و توی دهنش چپوندم.عصبانی کش رو بیرون آورد و از پنجره پرتش کرد بیرون وداد کشید:«تو چیکار کردی؟» خونسرد به پشتی صندلی تکیه دادم و گفتم:«کشمو توی ده نت کردم!»   رمان های دیگر ما: دانلود رمان تب عاشقی دانلود رمان دوستت دارم آرامشم تویی دانلود رمان نیاز عاشقی راننده که هنوز توسط من هیچ آسیبی ندیده بود گفت:«هوروش میشه این دختره رو ولش کنی؟حوصلشو ندارم،سربه سرش نزار بزار خفه بمونه.» پس اسمش هوروشه؟! هوروش حرف راننده رو قبول کرد ...

  • نام رمان:تاریخ برلیان
  • نویسنده:شادی
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

داستان در مورد دختری هست که با وجود مخالفت های خانواده به هند سفر میکند و در انجا با پسر هندی اشنا می شود که این دو به هم علاقه مند می شود ولی در سر راه عشق انها دردسر هایی رخ می دهد ایا این دو به هم خواهند رسید یهو ایستاد و به سمتم برگشت. که من چون سرعتم زیاد بود نتونستم ترمز کنم و با کله رفتم توی  آخی دلت برام تنگ شده بود که به سمت بغلم دویدی؟ خیلی بی مزه ای. لبخند زد و چیزی نگفت. توروخدا بگو چرا این جوری می کنی؟ چرا اومدی این جا؟ چی می خوای از جونم؟ دستی به موهای پر پشتش کشید و آروم گفت: فقط می خوام دوست باشیم. پوفی کشیدم. اخه من فقط دو ...

  • نام رمان:عشق یه پسر هندی
  • نویسنده:حمیرا خالدی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:177
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

من قول میدم که فراموشت کنم اما قول نمی دم زیر قولم نزنم. سرگردانم سرگردان! همانند بچه آهوی بی دفاع که در جنگلی مه آلود، در پی مادر اش است و شکارچیان در فکر صید کردنش. دو پای کوچک دارم و قلبی بزرگ که می تپد برای تو و کل معادلات زمین و زمان رو ویران می‌کند. آنقدر بزرگ هست که هنوز هم، عشقت را درون صندقچه ای از جنس لطافت در اتاقکی کاهگلی، همراه خاطرات، پنهان کردم، که مبادا طعمه راهزنان شود. به عشقی که از اولین نگاه، به چشم هایت پیدا کردم قسم... به ذره ذره خونی که ریختم  رونفهمیدم، به دلی که ازآن عزیزترین کس زندگیم بود قسم، پشیمانم. خودخواه بودم که برای نجات از شکارچی، خود هم صیاد شدم. خودخواه ...

  • نام رمان:رمان ترس از مه
  • نویسنده:یاسمن فرح زاد
  • طراح:h•a•n•a
  • تعداد صفحات:645
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

این  رمان  کاملا  از  ذهن  نویسنده می باشد و در زمان ما هیچ گونه واقعیتی ندارد با ترس و شوک زده، چشم باز کرد تا مردمک های گشاد شده اش ، خیره به سقف بماند. احساس کرد، صدای شبیه هق زدن از گلویش خارج شد و بعد توانست نفس های نامنظمش را هم بیرون بفرستد. گویی، دست قدرتمندی روی سینه اش نشسته بود و قلبش هر لحظه مچاله تر می شد. به زحمت بزاق نداشته ی دهانش را قورت داد و از دردی که میان گلویش پیچید، چشم بست. اتاق تاریک بود، اما به خوبی می دانست کجاست...  جسارت بیشتری پیدا کرد و زبان روی لب های خشک شده اش کشید و با افتادن پلک هایش روی هم، بازدمش را عمیق ...

  • نام رمان:جلد دوم پایگاه ویژه 
  • نویسنده:سارا هاشمی
  • طراح:diana-am
  • تعداد صفحات:1170
  • منبع:نودهشتیا،تیم اعتماد
ادامه و دانلود