دانلود رمان رازی که جگر میسوزاند نوشته سحر شعبانی اختصاصی یک رمان 

 

xf - دانلود رمان رازی که جگر میسوزاند نوشته سحر شعبانی اختصاصی یک رمان

 

 

خلاصه از رمان :

دانلود رمان رازی که جگر میسوزاند گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد

نام رمان :رازی که جگر میسوزاند

نویسنده : سحر شعبانی

این قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون
رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته …..
دومرد با دودیدگاه متفاوت که گاهی مجبورن برای حفظ قسمشون از اخرین
روزنه های امید دیگری بگذرن وپا رو تنها داشته هاشون بزارن …. مردانی که گاهی در خلوت ….
می شکنن ….. مردانگی رو، قسم هاشون وحرمت هایی که روزی براشون مانند
اسم مادر مقدس بوده وکی می دونه سرنوشت براشون چی رقم زده و در جدال
بین مردونگی و وفای به عهد کدوم سربلند بیرون میاد …
سلام دوستان خوبم
خیلی خوشحالم که سومین رمانم تو این سایت و برای همراهان خوبم گذاشته می شه
و امیدوارم با نقد های خوبتون مثل همیشه بهم کمک کنین تا رمانی در شان نگاه های زیبای شما بنویسم
قبل از این که رمان رو شروع کنین باید بگم این رماندو بخش داره که یکی از زبان
دو شخصیت اصلی روایت می شه و یکی توسط راوی که این دو بخش در قسمتی از رمانبهم می رسن و پرده از اسرار زیادی بر می دارن
این لینک صفحه نقد رمانمه خوشحال می شم نظراتتون رو بدونم ممنون
مقدمه:
گاهی قسم می خوری تا دلی به دست بیاری و گاهی با همون قسم دلی می شکنه…..
گاهی قسم می خوری تا جون رو حفظ کنی و گاهی با همون قسم جونی گرفته می شه….
گاهی قسم می خوری تا جوونه حسی رو با طراوت نگه داری و گاهی با همون قسم حسی جوونه نزده پرپر می شه….
گاهی عجیب قسم می خوریم و عجیب تر قسم می شکنیم…
گاهی می شکنیم …. می سوزونیم …. بازی می کنیم و…..
یادمون می ره اونی که بازی کردی غرور کسی بود و شاید تنها داشته اش…
یادمون می ره اونی که سوزوندیم دلی بود وتنها داراییش…
یادمون اونی که شکستیم قسمی بود که شاید هنوز چشمی به عهدش امیدواره و این امید تنها دلخوشیشه….
قسمت دانلود :

محتوا نامناسب لینک وجود ندارد

دانلود رمان