دانلود رمان عروس خون بس ⭐️

داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم دختر بودن..هوا گرگ ومیش بود. روستا در سکوت غریبی فرو رفته بود .تنها صدای گرگ هایی که اطراف روستا پرسه می زدند

هر از گاهی سکوت کوچه ها را میشکست. و نور ضعیفی از بعضی پنجره های خانه ها به بیرون میتابید

که نشان از سحرخیزی اهل روستا می داد.

زن بیدارشده بود و نگاهی به بچه هایش که معصومانه خوابیده بودند انداخت.

یه دختر و سه پسر حاصل زندگی آرام وساده شان بود.به طرف شوهرش رفت

در خواب عمیقی بود.زمستان بود و به قول شاعر هوا بس ناجوانمردانه سرد بود.

زن به طرف چاه رفت آب یخ زده بود. به طرف سطل های آبی رفت که قبلا پر کرده بود

یخ روی آب را شکست به طرف اجاق برد آتش را روشن کرد آب را روی آتش گذاشت

 

دانلود رمان عروس خون بس

 

دانلود رمان عروس خون بس

 

تا گرم شود. سرما به تمام بدنش نفوذ کرده بود ولی وظیفه اش را به خوبی بلد بود

نه تنها او بلکه وظیفه تمام زنان روستا بود.آب گرم شده بود سطلها رو به طرف اتاق برد

کتری را پر از آب کرد و روی چراغ نفتی که وسط اتاق بود گذاشت .بعد از این کارها شوهرش و بچه ها را بیدار کرد

تا نمازشان قضا نشود. خانواده شش نفریشان دور سفره نشسته بودند دانلود رمان عروس خون بس

.مشغول خوردن صبحانه بودند که صدای تیر تفنگی بلند شد.دل زن در سینه لرزید

همه اهل روستا با شنیدن صدا از خانه هایشان بیرون آمدند. رمان عروس خون

مردان روستا با عجله به طرفی میدودند.صادق شلوارش را پوشید

و همگام با مردان روستا به طرف محل حادثه رفتند. به محل حادثه که نزدیک شد

دلشوره عجیبی به سراغش امده بود مثل حیوانی که وقوع زلزله را

قبل از زلزله احساس میکند. پاهایش یارای رفتن نداشت دانلود رمان عروس خون بس

لینک دانلود پاک شده است

پیشنهاد می شود

 رمان جای مادرم زندان نیست | مریم علیخانی

 رمان کاش نبودم | مهلا جعفری

رمان به دنبال انتقام | Mahbanoo_A

منتشر شده توسط :PARISA در 383 روز پیش

بازدید :5927 نمایش

برچسب ها : , ,

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:عروس خون بس

نویسنده

نویسنده:مریم نازنین

ژانر

موضوع:عاشقانه, اجتماعی ،همخونه ای

طراح

طراح:بهار قربانی

تعداد صفحات

تعداد صفحات:400



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 20 )


  1. B گفت:

    اولاش خوب بود
    خواهش میکنم خواهش…لطفا این رمان رو باز نویسی کنید و کاری کنید که روژان با مهیار ازداج کنه دوباره…خواهش
    من دیگع خواب و اروم و قرار ندارم،،پایانش بد بود،،،باید دوباره با مهیار ازدواج کنه….
    اونا عاشق هم بودن آخه،،، بدون اینکه بدونن دیگری عاشق اوست،،
    رمان و بالنویسی کنید و مهیار وروژان دوباره باهم ازدواج کنن
    خواهششششش

  2. تپش گفت:

    عزیزم این رمانه واقعی نیست
    بهش فک نکن

  3. مهرسا گفت:

    از همین یه نظر پشیمون شدم از خوندنش

  4. آیدا گفت:

    سلام ممنون از نویسنده ی عزیز بابت رمان خوبش
    رمان خوبی بود ولی ای کاش روژان با مهیار دوباره ازدواج میکرد چون این دوتا همو دوس داشتن من عاشق مهیار بودم خیلی خیلی دلم میخاس بهم برسن از سهیل متنفر بودم اصلا دوسش نداشتم

  5. سپیده گفت:

    عالی بود دست نویسنده عزیز درد نکنه ❤️

  6. نسیم گفت:

    قلم نویسنده افتضاح بود یه جا با زبان عامیانه نوشت یه جا به زبان کتابی ….خب از اول عامیانه میگفتی دلنشین تر بود

  7. کیمیا گفت:

    واقعاااا باید خسته نباشید گفت ب نویسنده این رمان
    رمانی ک موضوعش تکراری نیست و‌نه کوتاهه و ن زیاد کش دار ک حوصله مخاطبو سر ببره واقعا عالی بود ??

  8. ayda گفت:

    اخه چراااااا؟چراااااا روژان و مهیار بهم نرسیدن؟من تا یه هفته بخاطر همین موضوع اهنگ غمگین گوش میدادم و گریه میکردم.
    میدونم خیلی داغونم ولی خب چیکار کنم روم تاثیر میذاره

  9. شادی گفت:

    خیلی رمان خوبی بود
    خیلی هم خوب شد به مهیار نرسید بهتر
    بعد اون همه سختی لایق یه زندگی خوب بود
    خیلی خوشم اومد عالی بود
    مرسی یک رمان
    مرسی نویسنده

  10. سارا گفت:

    عاااااااااااالی بوووووود

  11. گیلدا گفت:

    سلام به نویسنده عزیز
    عالی بود اخرشم خیلی خوب تموم شد روژان حقش زندگی با سهیل بود نه مهیار
    اولش منم تا دیدم اونا از هم جدا شدن خیلی حالم گرفته شد اما از سهیل بیشتر خوشم اومد
    داستان جدید و بدور از تجملات و حرف های تکراری و عشق های ابکی بود

  12. کارولین گفت:

    به نظرم گاهی باید رمان قلم متفاوت تری داشته باشه این رمان متفاوت و جذاب بود

  13. شبنم گفت:

    سلام من هم از رمانتون خوشم اومد عاشق اخلاق سهیل شدم وروژان بعد از اون همه بد بختی لیاقتش یک زندگی راحت بود از مهیار پسر دهاتی بدم میامد

  14. مژده گفت:

    واقعا چقدر بی ملاحظه هستید که تو ثبت نظر میاید داستان رو تعریف میکنید.ادم میاد نظرارو میخونه ببینه رمان خوبی هست یا نه همه ته رمان رو تعریف کردن.عه

  15. فرنوش گفت:

    سلام
    رمان خوبی بود ، ارزش خوندن رو داشت
    ممنون از نویسنده عزیز ای رمان

  16. Nazanin گفت:

    چرا کامل رمان رو پیدا نمیکنم دارم دیوونه میشن

  17. نسر ین گفت:

    سلام، چقدرررر موضوع داستان جالب بود
    من اصلا از این رسم اطلاع نداشتم
    ایکاش مطالب بیشتری در مورد رسوم غلط نوشته بشه تا این فرهنگهای غلط هر چه زودتر تموم بشه
    از صمیم قلب برای دخترانی که قربانی چنین رسوم غلطی میشن ،ناراحتم و براشون دعای خیر دارم
    ممنونم از نویسنده
    من این رمان رو ظهر دانلود کردم و تا غروب یکسره خوندمش …کاش منم میتونسم کمکی برای براندازی رسوم غلط بکنم

  18. نویسنده گفت:

    ممنون خیلی خوب و قشنگ بود

  19. anisa گفت:

    سلام ممنون بخاطر قرار دادن این رمان فوق العاده این اولین رمانی بود که من کامل خوندم فقط یکی خواستم بخونم نصفه ولش کردم چون همه تهش دختره با شکنجه گرش ازدواج میکنه اینو میگم چون ۲ تا از دوستای صمیمیم کل زندگیشونو رمانای عاشقانه میخونن…. نه که کتاب نخونم نه تازه خوره کتابم عاشقانه هم خوندم…. اه بگذریم…. آخرشم خیلی خوب تموم شد اولش دلم برا مهیار سوخت اما حقش بود حقش بود هر چیش میشد، تازه خود روژانم عاشق سهیل بود سه سال پای سهیل وایستاد اما کلا یه ماهم پای مهیار نایستاد

  20. نویسنده گفت:

    عالی بود،ممنون از نویسنده با قلم فوق العاده اش،اولین کتابی بود که اشک من و دراورد،نمیخوام داستان و لو بدم،ولی بهتر که مهیار و فوژان بهم نرسیدن،چون آداب و رسوم چیزی نیست که یه روزه و به راحتی از بین بره،عالی بود،من که یه سره خوندمش،خدا قوت به نویسنده اش،به امید روزی که تمام این آداب و رسوم غلط از بین برن