دانلود رمان پلیس های شیطون و مغرور

1 vote, average: 1,00 out of 51 vote, average: 1,00 out of 51 vote, average: 1,00 out of 51 vote, average: 1,00 out of 51 vote, average: 1,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

دانلود رمان پلیس های شیطون و مغرور

 

دانلود رمان پلیس های شیطون و مغرور

خلاصه رمان :

دانلود رمان پلیس های شیطون و مغرور  دنیا دختری شیطون و کنجکاو محمد پسری مغرور و خشک طی یک ماموریت از جانب پدره دنیا ‚ دنیا و محمد باهم برای یک ماموریت خارج ازکشور میرن و….. وای خودا پوکیدم سه تا پلاستیک تو ی دسم سه تاپلاستیکم تو ی دسم اه کمرم وای پدره پاهام در اومد ازبس راه رفتم کجو کوله شدم ازدست این مامان چرخ خرید خریده گذاشته انباری

رمان های دیگر  ما:

دانلود رمان فرزند خاموش جلد اول

دانلود رمان فاصله ی جانبی

دانلود رمان زرد

نویسندگان : صبا بایرامی کاربر یک رمان

تعداد صفحات : ۱۳۹

ژانر : پلیسی , طنز  و کلکلی , عاشقانه

دکوری خریدم ک نمیره منومیفرسه شونه هام کج شدن توروخدا نگا مردم چ نگامیکنن حق دارن

خو الان میگن مجبوره انگار دلم خونوک شد سه تالاک با دوتارژو سه تا سنجاق گرفتم اینارونگیرم

میمیرما توخونه والا

حالاچطور دروبازکنم ننه جان ک خودشونو اذیت نمیکنن درو بازکنن منم ک دسام نمیاد تااین بالا بااین وسیله ها

وای خودا چ غلطی کنم اینام بذارم زمین میریزن

دربازشدو مملی پسره طبقه دوم با توپش پرید بیرون

وووی خدایاقربونت بشم کاش ازت ی چی دیگ میخاسم کاش ازت شوورمیخاسم کاش ازت میخاسم باباراضی شه

وااای الان ک وقت رازونیاز باخدانیس بیابرو تو دسام پوکید

آسانسورو بیخیال شدمو۳طبقه ام پله رفدم دسام جون نداش ن دره آسانسورو بازکنم ن بزنم بیادپایین اونم اگ خانوم رحمتی درشو بسه باشه وبعده نیم ساعت بیادپایین

ب نفس نفس افتاده بودم دیگ باپا درو هی محکم میزدم ک یکی ی لطفی ب من بدبخت کنه و دروبازکنه هلاک شدم

وی یاابرفز ننه چ اخمی کرده نیشمو براش بازکردمو گفدم:نگاچقد برات خریدکردم دسام شکست

_الهی بگم خداچیکارت نکنه ب ترتر افتادی مجبوری پله هارو بیای بالا آسانسور ک نداریم

دانلود رمان

منتشر شده توسط :REZA_M در 1846 روز پیش

بازدید :7203 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:

نویسنده

نویسنده:

ژانر

موضوع:

طراح

طراح:

تعداد صفحات

تعداد صفحات:

منبع

منبع:



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 1 )


  1. ریحانه گفت:

    سلام
    میشع بدونم کی رمان رو قرار می دهید

افزودن نظر